یکی از اقدامات ارزشمند زنان، کوشش در جهت تصویب متمم قانون اساسی بود. محمدعلی شاه که پس از مرگ پدرش مظفرالدین شاه بر تخت سلطنت نشست، چندان بر دفاع از مشروطه پایبند نبود. لذا در تصویب متمم قانون اساسی تعلل می ورزید. این بود که مردم تظاهراتی اعتراض آمیز به راه انداختند که در این تظاهرات زنان حضوری جدی داشتند و گاهی هم گردهمایی های مستقلی سازمان می دادند. از جمله ۱۳ ربیع الثانی ۱۳۲۵ نزدیک به پانصد نفر از زنان جلوی مجلس جمع شده و فریاد «زنده باد مشروطیت»، «پاینده باد قانون»، «نیست و نابود باد استبداد»، «معدوم باد مستبدین»، سر می دادند. در پی گسترش این اعتراضات محمدعلی شاه و متحدانش از موضع خود عقب نشستند و در ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ ه.ق، مجلس شورای ملی متمم قانون اساسی را به تصویب رساند و محمدعلی شاه نیز ناچار از امضا و تأیید آن شد، اما با وجود این، محمدعلی شاه تسلیم خواسته مشروطه خواهان نشد و با مشورت و یاری روس ها در پی توطئه ای اقدام به بمباران مجلس نمود. به این ترتیب اولین مجلس مشروطه به تعطیلی کشانده شد. در جریان به توپ بستن مجلس و کشته شدن بسیاری از مشروطه خواهان تنها زنان جرأت یافتند پیکر جوانان مجاهد را از روی زمین بردارند و بعد از استیلای مجدد مستبدین، منزل عمه میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل، محل استقرار مشروطه خواهان شد.(۱)

به طور کلی، به گفته ژانت آفاری:«فعالیت زنان در دوره استبداد صغیر عبارت بود از: مبارزه تبلیغاتی و افشاگری، حمایت مالی از مشروطه خواهان و شرکت در مبارزه مسلحانه. زنان در لباس مردان و به طور مخفیانه وارد گروه های رزمنده می شدند و تنها زمانی که زخمی یا کشته می شدند، هویت آنها مشخص می شد.»(۲)
بعد از افتتاح دوره دوم مجلس شورای ملی، فعالیت زنان شدت بیشتری گرفت و بر کمیت و کیفیت آن افزوده شد. در تهران کلوپ ملی زنان تأسیس شد. آنان سخنرانان معروف را برای ادای نطق و خطابه به کلوپ های خویش دعوت می کردند. در مواردی که از حقوق زنان دفاع به عمل می آمد با استقبال حقیقی آنان مواجه می شد. زندگی نو حتی به داخل حرمسرا نیز رسوخ کرد.(۳) به گفته کسروی، زنان در طول انقلاب مشروطه محفل و کانون هایی داشتند که در آن جمع می شدند و مسائل روز را به بحث می گذاشتند. زنان باسواد با بهره گیری از مطبوعات و اعلامیه ها، سایر زنان را در جریان امور قرار می دادند. مسجد بهترین محل برای تجمع زنان بود، زیرا آنها می توانستند آزادانه و بدون مشکل در این گردهمایی شرکت کنند.(۴) البته در این دوره جریان روشنفکری بیشتر این جمع های زنانه را پی ریزی و  اجرا می کرد.

زنان و اولتیماتوم روس ها
یکی از بارزترین تحرکات زنان پس از استبداد صغیر، ایستادگی در مقابل اولتیماتوم روسیه تزاری بود. روسیه که از اقدامات اصلاحی شوستر، اصلاحگر اقتصادی، که در جهت استقلال ایران و خلاف منافع روس و انگلیس عمل می کرد، احساس خطر کرده بود، رشت و انزلی را اشغال کرد و در اولتیماتومی به ایران، خواستار اخراج مورگان شوستر آمریکایی شد. همچنین در این اولتیماتوم چنین آمده بود که از این به بعد دولت ایران حق استخدام هیچ مستشار خارجی را بدون موافقت روس و انگلیس ندارد. روسیه تهدید کرده بود، در صورتی که ایران ظرف ۴۸ ساعت اولتیماتوم را نپذیرد، تهران را اشغال خواهد کرد. نشر این خبر، خشمی بسیار در بین مردم ایران برانگیخت.

در این میان واکنش زنان به اولتیماتوم روس ها قابل توجه است. آنان در بیانیه ای اعلام کردند: «ما ایرانیان با این همسایه حق شکن و حریص خود با نزاکت و ملایمت رفتار کردیم و تا ممکن بود متحمل حرکات زشت و وحشیانه این همسایه شدیم. آنها به همدستی سلاطین نفع پرست و وزرای وطن فروش، استقلال و حیثیت ما را تحلیل برده و می برند… امروز یادداشتی وحشت انگیز می دهد… در این صورت برای هر ذی حس با وجود وطن پرستی لازم است که تن به ذلت نداده و راضی به خواری و مذلت نشود و تا جان دارد وطن خود را حفظ کند و ناموس خود را از دستبرد اجانب محفوظ دارد و برای جنگ و جانبازی حاضر شود و در صفحات تاریخ نام بزرگ و عالی از خود به یادگار گذارد. خانم های عزیز نترسید و جداً بکوشید تا پای اجنبی را از خاک پاک مملکتمان دور سازیم.»(۵)

گستردگی فعالیت های وطن دوستانه زنان ایرانی، مورگان شوستر آمریکایی را به حیرت وا می دارد. وی درباره زنان ایرانی می نویسد: «درود و عزت بی حد به زنان روبسته ایران باد. زنانی که سنت های اجتماعی حصاری نفوذ ناپذیر برگرد آنان کشیده بود. زنانی که عاری از استقلال اجتماعی و فکری بودند و هیچ گونه امکاناتی برای کسب دانش و پرورش روحی خویش نداشتند و با وجود این، عشق سرشار به وطن روح آنها را سیراب کرده بود. با این عشق بود که موقعی که شهرت یافت وکلای مجلس ایران در جلسه ای سری تصمیم به تسلیم در برابر زور گرفتند، این زنان توهین بیگانه را مردانه پاسخ گفتند و در یک روز و یک ساعت سیصد تن از ایشان از خانه ها و حرمسراهای محصور خویش با چهره هایی از خشم بر افروخته بیرون آمدند و در حالیکه بسیاری از ایشان در زیر چادرهای سیاه خویش طپانچه هایی پنهان داشتند به مجلس رفتند و در آنجا نقاب ها را پاره کردند و اعلام داشتند که اگر وکلای مجلس از روی ترس و زبونی شرافت ملت ایران را زیر پا گذارند، هم آنان و هم شوهران و فرزندان خویش وهم خودشان را خواهند کشت تا لااقل اجساد آنان گواه شرف ایرانی باشد.»(۶)

یکی از اقداماتی که برای استقلال از بیگانگان به ویژه روسیه، پس از اولتیماتوم صورت گرفت، تحریم کالاهای خارجی بود. مردم تصمیم گرفتند برای تقویت کالاها و صنایع داخلی، تا مدتی از مصرف صنایع و منسوجات خارجی خودداری کنند. در تحريم کالاهاى خارجى و استفاده ازمحصولات داخلى زنان پيشگام شدند. زنان در بعضى از شهرها انجمن‌ هايى به منظور ترويج منسوجات داخلى و تحريم پارچه ‌هاى خارجى تشکيل دادند و براى کاهش مصرف شکر وارداتى، قهوه‌ خانه ‌ها را تشويق به صرفه‌ جويى و يا تعطيلى‌کردند. در اعلامیه ای که روزنامه مجلس چاپ کرده، آمده است که «در تبریز زنان اجتماعاتی برای تحریم برگزار کردند و دیگران را تشویق کردند که در صورت امکان مدتی به همان البسه قدیم که دارند قناعت کنند، به این امید که کشور به زودی منسوجات خودش را تولید می کند.»(۷)

نکته حائز اهمیت در جریان اولتیماتوم روسیه به ایران این است که روسیه با نیرنگ سعی داشت از بی اعتنایی مجلس و قانون اساسی ایران نسبت به زنان ایرانی استفاده کرده و با درگیر ساختن ذهن زنان به این مسئله، آنان را از حمایت مجلس و مشروطه باز دارد، اما پاسخ زنان در این خصوص جالب توجه است و از شعور سیاسی بالای آنان حکایت می کند.

زنان از طریق «انجمن مخدرات وطن» به سفارت روسیه چنین نوشتند: «حکومت مشروطه ضعیف بود و نتوانسته بود بسیاری از مدارس دخترانه را باز کند یا به زنانی که تمدن و تحصیلات عالی را بر عدم مهارت و بطالت ترجیح می دادند، امید چندانی بدهد، اما معنی اش این نبود که باید به دوره استبداد برگشت. زیرا هر آدم با وجدانی عدالت و قانون را بر استبداد و بی قانونی ترجیح می دهد. هم زنان و هم مردان در این تلقی متفق القول هستند. وانگهی زن ها می دانستند که وضعیت زن های اروپا بهتر از آنهاست، اما این سخن معنی اش این نبود که بخواهند زیر فرمان قدرت های اروپا بروند. موقعیت اجتماعی مناسب تر زنان اروپایی از این امر بود که بر علوم و حرفه های مختلف تسلط دارند و علت دیگری ندارد.»(۸)

اما باورهای سنتی و ساختارهای مردسالارانه در تاریخ ایران آنچنان ریشه دار بود که زنان را از دستیابی به حقوق مسلم خود باز می داشت. اگر نبودند همان روشنفکران و مشروطه خواهانی که امروز از آنان به غربزده و تندرو یاد می شود، می توان گفت زنان بهره ای از انقلاب مشروطه نمی بردند. پس از پیروزی مشروطه و تشکیل مجلس، زنان که از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم شده بودند، به فکر تأسیس مدارس، انجمن ها و نشریات افتادند تا بتوانند به خودآگاهی دست یافته و از جهل و خانه نشینی نجات یابند. اما این خواسته بحق زنان از سوی مخالفان و حتی برخی موافقان سنت گرای مشروطه مورد مخالفت قرار گرفت.

در آن زمان باور رایج، مخالف علم آموزی زنان بود و حتی عده ای سواد زنان را حرام می دانستند. سنت گرایان و کهنه پرستان نیز سعی در ممانعت از آموزش زنان به هر طریقی داشتند. مدیران و معلمان مدارس دخترانه در معرض انواع تهمت ها و هتک حرمت ها قرار داشتند. در این راستا زنان ترقی خواه نیز با استناد به آیات و روایات تلاش داشتند تا بی پایه و اساس بودن نظران سنت پرستان را اثبات کنند. لذا در پاسخ به مخالفان مدارس دخترانه گفتند: «اگر مقصود جنابعالی از این سخن این است که جماعت زنان می باید هیچ علمی نیاموزد و مانند حیوان بی شاخ و دم باشند، این مطلب را فرموده اند پیغمبر گرامی که آن خدای جل و علاء فرموده است که: طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه و خیلی فرق است بین خدای ما که طلب علم را بر نسوان واجب نموده و خدای شما که علم را بر زنان حرام کرده و خلاف دین و مذهب قرار داده است.»(۹)

پی نوشت
۱.    بشری دلریش،زن دردوره ی قاجار، چاپ اول،تهران، ۱۳۷۵، ص۱۸۰
۲.    ژانت آفاری، همان، ص ۸۴-۸۳
۳.    فیض الله امامی،همان،  صص ۶۶- ۶۵
۴.    کسروی،همان،ص ۲۱۵-۲۱۴
۵.    بدرالملوک بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ج ۲،تهران: انتشارات ابن‌سینا، ۱۳۴۸، ص ۱۸
۶.    شوستر، مورگان، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری، تهران،بی‌نا، ۱۳۵۱، ص ۲۴۰
۷.    ژانت آفاری، همان، ص ۲۳۶
۸.    بدر المولک بامداد، همان، صص ۳۹-۳۸
۹.    روزنامه حبل المتین،سال اول، شماره ۱۰۵، یکشنبه ۲۳ رجب ۱۳۲۵، ص ۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)