این جمله‌ی کلیشه‌ای که زنان نیمی از جامعه‌اند حقیقت دارد اما واقعیت این است که در بزرگترین نهاد اجرایی ایران، سهم آن‌ها آنقدر ناچیز است که به چشم نمی‌‌آید. فارغ از این‌که تاکنون زنان نتوانسته‌اند نامزد ریاست جمهوری شوند، فعالان زنان از جدی‌ترین گروه‌هایی هستند که مطالبات خود را به شکل روشن و هدفمند بیان می‌کنند. اما از آن سو، این مطالبات کمتر شنیده و اجرایی می‌شود. در انتخابات ریاست جمهوری، زنان نیمی از رای‌دهندگان هستند اما مسایل آن‌ها نمود و عینیتی ندارد.

این بار هم «رجل» نشدند

انتخابات دوازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری در ایران در حالی برگزار می‌شود که زنان باز هم رجل سیاسی نشدند. در ماه‌های منتهی به انتخابات، شورای نگهبان چند بار وعده داد که تکلیف رجال سیاسی را در اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که می‌گوید: «رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی» انتخاب شود روشن خواهد کرد اما در نهایت از میان کسانی که خود را «ایرانی‌الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن‌سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور» می‌دانستند، هیچ زنی رجل سیاسی تشخیص داده نشد.

چهار دهه است که موضوع رجل سیاسی با هر بار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران مطرح می‌شود و فعالان زنان هر بار با اشاره به مذاکرات مجلس خبرگان برای تصمیم‌گیری در این زمینه استدلال می‌کنند که لفظ مرد به دلیل اختلاف‌نظرهایی که در میان اعضای مجلس خبرگان وجود داشته در نهایت در نص قانون به کار نرفته و به جای آن رجل در معنای «شخصیت سیاسی و مذهبی» گذاشته شده و همین مبنای مناسبی برای ریاست جمهوری زنان است.
از آن سو اما شورای نگهبان که مرجع اصلی تفسیر قانون اساسی است، هر بار این موضوع را بی‌پاسخ رها کرده و زنانی را که در انتخابات ریاست جمهوری در دوره‌های مختلف ثبت‌نام کرده‌اند را رد صلاحیت کرده و البته هرگز هم توضیح نداده که دلیل رد صلاحیت آن‌ها زن بودن‌شان است یا محرز نشدن نقش آن‌ها به عنوان رجل و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی.

با این‌که شخصیتی مانند اعظم طالقانی، دبیر جمعیت زنان مسلمان، با چند بار ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری تلاش کرده برای این بلاتکلیفی سرانجامی پیدا کند، یا مطالبه‌ی تعیین تکلیف برای امکان ریاست جمهوری زنان از سوی کسانی مانند شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان دولت حسن روحانی و بسیاری دیگر از فعالان حقوق زنان مطرح شده، اما واقعیت این است که به قول مولاوردی «رد صلاحیت زنان در هیاهوی رد صلاحیت مردان گم شد» و صدای زنی مانند اعظم طالقانی که علاوه بر ثبت‌نام کوشید با انتشار بیانیه‌ای مقامات ایران را در این زمینه پاسخگو کند یا در مصاحبه با رسانه‌ها پرده از این واقعیت بردارد که «علمای قم با رییس جمهوری شدن زنان مخالفند و گفته‌اند که نمی‌گذارند آن‌ها به ریاست جمهوری برسند» هرگز شنیده نشد.

کاندیداهای ریاست جمهوری و «بانوان»

در انتخابات سراسر مردانه‌ی ریاست جمهوری، شش مرد در صحنه‌ی مناظرات و تبلیغات استانی و سراسری ظاهر شدند اما مطالبات زنان در کلام و وعده‌های آن‌ها بروز و ظهور چندانی نداشت و در مناظره‌ها هم کاندیداها تنها به بیان جملاتی کلی درباره‌ی زنان پرداختند: جملاتی که باز بیش از هر چیز ناظر به نقش زنان در خانواده بود.

در مناظره‌ی تقریبا سه ساعته‌ی نخست که با عنوان «مناظره‌ی فرهنگی و اجتماعی» برگزار شد حتی یکی از شش سوال اصلی این مناظره درباره‌ی زنان نبود و تنها سوالی که در بخش دوم مناظره مطرح شد، یک جواب دو دقیقه‌ای از سوی حسن روحانی داده شد.

در پاسخ به سوال «مهم‌ترین برنامه‌ی دولت شما در ایجاد تعادل بین اشتغال بانوان و صیانت از نقش آن‌ها در خانواده چیست؟» حسن روحانی به اهمیت مساله اشتغال زنان پرداخت و گفت در دولت او مجموعا حدود ۷۰۰ هزار شغل برای زنان ایجاد شده است.

اشاره به تعویق آزمون استخدامی ۱۳۹۵ به دلیل تبعیض جنسیتی و استفاده از زنان برای اشتغال زنان در شرایطی که در دانشگاه‌ها بیش از ۵۰ درصد از دانشجویان دختر هستند، از صحبت‌های دیگر روحانی بود و در نهایت روحانی بر صیانت از خانواده‌ها تاکید کرد و گفت: «اشتغال مساله‌ی مهمی است اما صیانت از خانواده هم بسیار مهم است» همان رویکرد مورد پسند جمهوری اسلامی درباره‌ی زنان و ترجیح حضور آن‌ها در محیط خانواده.

فیلم تبلیغاتی اول حسن روحانی اما امیدوارکننده‌تر بود. او صریح‌ترین موضع‌گیری را درباره‌ی نقش زنان در این فیلم نشان داد.

او به حضور زنان در عرصه‌ی ورزش قهرمانی اشاره کرد و گفت: «مگر می‌شود کشوری از نظر اقتصادی پیشرفت کند و نیمی از جمعیت آن در خانه بماند؟ این چه تفکری است که فکر می‌کند امنیت زن فقط در خانه تامین می شود؛ آن هم خانه‌ای که در آن دو قفله است. بعد از ۳۷ سال هنوز چنین تفکری در ما هست؟ اگر هست مشکل از ماست. زن مشکل نیست.»

عباس جهانگیری در دومین گفت‌وگوی تلویزیونی خود به یک مساله مربوط به زنان اشاره کرد: گشت ارشاد. جهانگیری گفت: «یک عده را راه بیندازیم در خیابان اگر موی خانمی بیرون بود به او تذکر بدهند. گشت ارشاد درست می‌کنیم. این‌ها به نظر من کارساز نبوده است.» او به روش‌های امر به معروف و نهی از منکر هم انتقاد کرد. او همچنین در صحبت‌های خود به این‌که زنان باید در نیمی از مدیریت و اقتصاد کشور سهیم باشند پرداخت و به این موضع اشاره کرد که در دولت یازدهم سفیر، فرماندار و مدیران زن وجود دارند. تقسیم مساوی امکانات بین زنان و مردان و این‌که به صورت طبیعی کابینه‌ی منتخب دولت باید کابینه‌ای باشد که همه‌ی اقشار اعم از زنان و جوانان احساس کنند که نماینده‌ای در آن کابینه دارند، از دیگر موضع گیری‌های جهانگیری درباره‌ی زنان بوده است.

اما تنها اظهار نظر مصطفی میرسلیم درباره‌ی زنان، موضع‌گیری او نسبت به «اهانت و تعرض به زنان در فرودگاه تفلیس» بود و ابراهیم رئیسی گفت که کرامت زنان، جوانان و داشتن شغل، جایگاه و منزلتی با کرامت برای آنان از مسایلی است که آن را دنبال خواهد کرد. او در توضیح مبهمی درباره‌ی کرامت گفت: «گاهی درباره‌‌ی حقوق زنان بحث‌هایی را مطرح می‌کنند در حالی که ما معتقدیم بالاتر از حقوق زنان بحث کرامت زن مطرح است.»

محمدباقر قالیباف اما تنها به زنان سرپرست خانوار و تعداد زنان مدیر در شهرداری اشاراتی جزیی کرد و گفت «دولت مردم» به زنان و بخصوص به زنان سرپرست خانوار که هم مادر خانواده هستند و هم پدر توجه ویژه‌ی می‌کند. همین‌قدر اظهارنظر هم از مصطفی هاشمی ‌طبا شنیده نشد.

همسران پشت پرده

برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، همسران روسای جمهوری در ایران به جز در موارد استثنایی تاکنون نقش ویژه‌ای در سیاست ایران نداشته‌اند و اغلب پشت پرده مانده‌اند یا به فعالیت‌های خیریه مشغول شده‌اند.

در میان همسران شش نامزد ریاست جمهوری انتخابات دوازدهم، همسر ابراهیم رئیسی، جمیله علم‌الهدی بیش از همه شنیده شد. او دختر امام جمعه‌ی جنجال ساز مشهد، احمد علم الهدی است و دکترای تعلیم و تربیت دارد. انتشار یک مصاحبه با او که بعدا تکذیب شد و پخش فیلم سخنرانی او به زبان انگلیسی در یک کنفرانس، نامش را بر سر زبان‌ها انداخت. در مصاحبه‌ی تکذیب شده، او اشاره‌ای به مسایل زنان نکرده اما در سخنرانی‌اش بر نقش زنان در خانواده تاکید دارد. در مقابل، ابراهیم رئیسی در فیلم تبلیغاتی خود به همسرش اشاره کرد و آن هم این‌که به همسرش «اجازه‌ی» درس خواندن داده است.

نام صاحبه عربی، همسر حسن روحانی پیش از انتخابات دوره‌ی قبل فقط شنیده شد و پس از ریاست جمهوری روحانی هم جز حضور در مراسم رسمی و خیریه و عیادت در بیمارستان، تنها یک بار پس از ترتیب دادن جشنی در تالار حافظیه سعدآباد برای همسران وزرا‌، سفرای خارجی مقیم تهران و زنان دولتی خبرساز شد. برخی از رسانه‌های مخالف نوشتند این مهمانی زنانه‌ با رقص دختران و شوی لباس همراه بوده است، خبری که حتی سرلشکر فیروزآبادی به انتشار آن اعتراض کرد.

منیژه جهانگیری، همسر اسحاق جهانگیری گرچه بر اساس برخی از خبرها در سفرهای استانی همراه همسرش بوده و با زنان استان‌ها دیدار و گفت‌وگو کرده اما چیزی از شرح این دیدارها منتشر نشده و موضع‌گیری خاصی از او نسبت به مسایل زنان شنیده نشده است.

اطلاعات زیادی درباره‌ی همسران مصطفی هاشمی طبا و مصطفی میرسلیم در دست نیست اما در عوض، همسر محمدباقر قالیباف از بقیه فعال‌تر به نظر می‌رسد. زهرا مشیر، مشاور امور بانوان شهردار تهران است که در سال ۹۲ از مدیریت کل امور بانوان شهرداری تهران استعفا داد تا در صورت انتخاب همسرش در انتخابات ریاست جمهوری به او در دولت کمک کند. مشیر که فارغ‌التحصیل جامعه شناسی فرهنگی است، کتاب‌هایی درباره‌ی زنان نوشته از جمله «مدل تعاملی تحقیق و پژوهش برای سازمان مبتنی بر تجربه‌ی برنامه‌ی پژوهشی زنان و زندگی شهری» که از سوی نشر مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران سال ۹۵ منتشر شد. همچنین او طراح مجموعه‌های فرهنگی ویژه‌ی زنان در شهر، مانند بوستان بانوان، مراکز ورزشی ویژه‌ی زنان، شهربانو و کوثر هم بوده و در برنامه‌هایی برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار فعالیت داشته، خانم مشیر سه دوره‌ همایش بانوان قرآن پژوه و گردهم‌آیی زنانه و سالانه‌ی زنان عاشورایی را هم راه انداخته. با این‌که محتوای پژوهش‌ها و برنامه‌های او چندان برابری‌طلبانه به نظر نمی‌رسد و عملکرد همسرش در شهرداری هم چندان‌ موید نقش پررنگ زنان نیست، نقل قولی از او وجود دارد که گفته: «اگر با نگاه فعلی، شهر تهران ساخته می‌شد، این شهر این قدر نگاه مردانه نداشت.»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)