کنشگران حوزهی زنان در داخل ایران دو بیانیه در راستای دادخواهی حقوق زنان و رسیدگی به تبعیضهای اعمال شده علیه زنان منتشر کرده اند.
در بخشی از بیانیه اول که خطاب به شورای شهر نوشته شده، یکی از مطالبات درخواسته شده به این شرح است:
“ارائه تسهیلات جهت آموزش خانواده و افراد جامعه در برخورد با افراد تراجنسی و امکانات شهری و فرهنگسازی و آگاهیرسانی درباره این افراد به عنوان زنان آسیب دیده، در راستای افزایش سطح کیفیت زندگی این افراد در شهرها. ”
نکته بسیار پراهمیت، شنیده شدن صدای دادخواهی بخشی از اعضای اقلیت جنسی و توجه به مطالبات آنها است که بسیار مثبت و خوب است. اما چرا این گروه در بیانیهی مطرح شده تنها محدود به زنان آسیب دیده شدهاند؟ این خود نشاندهنده یکی از کلیشههای اشتباه رایج است که تصور میشود ترنسهای زن نمیتوانند افراد موفق و سالمی باشند در حالیکه بارها و بارها خلاف این تصور اشتباه را دیدهایم و اگر آسیبی وجود دارد بخشی از آن ناشی از قوانین کیفری ناقص و به روز نشدهی ایران و رفتار ماموران دولتی است، که این مورد با استفاده از عبارت “آسیب دیده اجتماعی” به خودی خود باعث حذف و عدم توجه به آن میشود.
در ادامه، در بخشی از بیانیهی دوم که خطاب به ریاست جمهوری نوشته شده است یکی از مطالبات درخواست شده به شرح زیر است:
“رفع تبعیضهای شغلی که به صورت مضاعف بر سر راه زنان اقلیتهای قومی و مذهبی، زنان کارگر و زنان فعال در اقتصاد غیر رسمی قرار دارد.”
در کنار اقلیتهای قومی و مذهبی، جای زنان اقلیت جنسی خالی است که به دلیل گرایش جنسی و یا هویت جنسیتی خود مورد تبعیض شغلی قرار میگیرند و البته مسئله پوشش و حجاب اجباری که در این بیانیه به آن پرداخته نشده است را هم باید مد نظر قرار داد که چگونه جنبش زنان به یکی از مهمترین مطالباتِ نه فقط اعضای اقلیت جنسی، بلکه تمام زنان ایرانی که آزادی حق انتخاب پوشش است توجهی نکرده؟ آیا اگر جنبشهای مدنی در کشورهای دیگر همین طور ملاحظهکارانه و محتاط مطالبات خود را درخواست میکردند، جایگاه کنونی را در جامعهی خود داشتند؟
این وظیفه ما است تا با بیان بیشتر مطالبات خود و حقخواهی از حقوق انسانی خود، برآن باشیم تا صدای دیگر اعضای اقلیت جنسی مانند همجنسگرایان، دوجنسگرایان، دوجنسیها (اینترسکس)، ترنسجندرها و کوئیرها را نیز به گوش این افراد برسانیم. مسلماً فرهنگ سازی و بالا بردن آگاهی جامعه و تغییر فرهنگ و قوانین کیفری همجنسگرا ستیز و ترنسجندر ستیز حاکم در جامعه کنونی ایران، با اطلاع رسانی ناقص و نصفه و نیمه میسر نخواهد شد.
لازم است تا اگر آگاهی رسانی در مورد هویت جنسیتی افراد (در اینجا مشخصاً تنها در مورد افراد ترنسکشوال) صورت میگیرد به خانوادهها در مورد هویت ترنسجندر و گرایش جنسی و هویت جنسی و بیان جنسیتی نیز اطلاعات داده شود. بخشی از آسیب پذیر بودن اقلیتهای جنسی در واقع به قوانین کیفری تبعیض آمیز در ایران برمیگردد. و بخش دیگر تاثیر گرفته از این است که دیگر جنشهای مدنی فعال در جامعه ایران (برای مثال “نه به اعدام!”) علاقهای ندارند که با به یادآوری مطالبات جنبش اقلیتجنسی مانند جرم زدایی از روابط همجنسخواهانه خود را به خطر بیندازند.
چطور میشود به بهبود زندگی افراد ترنسکشوال پرداخت بدون اینکه جامعه و خانوادهها را کاملا نسبت به مفاهیم جنس و جنسیت آگاه نمود؟ اطلاع رسانی ناقص تنها به جامعه اقلیت جنسی آسیب میزند.
“همجنسگرایان و ترنسجندرها با این عنوان که موجب شرمساری و ننگ خانواده شدهاند، ممکن است قربانی قتلهای به اصطلاح ناموسی شوند. از نمونههای چنین قتلهایی میتوان به قتل مهسا و مریم دو ترنس زن در تهران اشاره کرد. لازم به تذکر است که بسیاری از این موارد یا رسانهای نمیشوند و یا در بازگویی هویت مقتول، ترنس یا همجنسگرا بودن وی پنهان میماند. وجود قوانینی چون حق اولیای دم برای بخشش قاتل و مستثنی کردن پدر و جد پدری در قصاص برای قتل فرزند از موارد تسهیلکنندۀ این قتلهاست. همچنین طبق قانون ایران، قتل افراد مهدورالدم مجازاتی برای قاتل در پی ندارد. مهدورالدم به کسی گفته میشود که شرعاً مستحق کشته شدن است، یعنی کسی که ریختن خون او مجاز است. در بند نخست مادۀ ۳۰۲ قانون مجازات اسلامی، مرتکبین جرم حدی مستوجب سلب حیات بهعنوان مهدورالدم معرفی شدهاند. با توجه به وجود مجازات سلب حیات برای همجنسگرایی و بهویژه در مورد مردان، همجنسگرایان در زمرۀ افراد مهدورالدم قرار دارند و نمیتوانند از حق عدم تعرض مندرج در اصل بیست و دوم قانون اساسی برخوردار شوند.” (جنسیتX، شادی امین)
با مطالعه این بخش از تحقیق جنسیتx میبینیم که توجه به تغییر قوانین کیفری به اندازه توجه به فرهنگ سازی دارای اهمیت است.
متن کامل این دو بیانیه را از اینجا بخوانید.
راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.