بیشتر از سی ساعت از مناظره ی سوم و آخر کاندیداهای ریاست جمهوری می گذرد. مناظره ای که به یکی از بزرگترین افشاگری های تاریخ جمهوری اسلامی در برابر میلیون ها بیننده تلویزیون تبدیل شد. مناظره ای که برگزیدگان حکومت تا توانستند پرونده های فساد، دزدی، زد و بندها و جنایت های یکدیگر را به میان کشیدند، مناظره ای که در آن رئیس جمهور کشور، رسما زد و بند با رفیق سابق و رقیب امروز خود و پرده پوشی بر پرونده ی جنایت و دزدی های او در شورای امنیت ملی را «مردانگی» خود خواند!


بعد از این مناظره، دو طرف از طریق رسانه های همگانی خود و شبکه های اجتماعی درصدد برآمده اند که خود را «پیروز» این مناظره نشان دهند و با برجسته کردن دزدی ها و فساد و زد و بندهای طرف مقابل، بر دزدی ها و فساد و زد و بندهای کاندیداهای خود سرپوش بگذارند.

در چنین شرایطی که هنوز تبعات این مناظره و افشاگری های آن داغ است، به نظر می رسد بیش از همه وظیفه ی احزاب و گروه ها و سازمان ها و افراد چپ است که پا پیش بگذارند و در برابر تحریف حقیقت بایستند و بر این واقعیت پافشاری کنند، که چپاول و دزدی و زد و بند و جنایت، مشخصه ی و ویژگی این حکومت و همه ی جناح های آن است و نه برگزیدگان حکومت که دستشان در این فسادها و جنایات است شایسته ی ریاست جمهوری در ایران هستند و نه خود حکومتی که غرق در فساد و جنایت است، شایسته حکومت کردن بر مردم ایران است.

خود آن ها موقعیت کم نظیری را به دست ما داده اند. اگر قرار است فعالانه در عرصه ی «انتخابات» مشارکت کرد، اگر قرار است در وسط میدان سیاست بود، اکنون باید هر چه بیشتر از این فرصت استفاده کرد و بی لیاقتی و فساد و جنایت حکومت اسلامی و لزوم استقرار یک حکومت مسئول و پاسخگو را یادآوری کرد.

سکوت سازمان ها و احزاب و افراد چپ در برابر این افشاگری ها و فسادهای گسترده ای که برگزیدگان حکومت به آن اعتراف کرده اند تعجب برانگیز است. همدست شدن احتمالی کسانی از ما که بخواهند همراه با هواداران جریان «اعتدال» بر فساد و جنایت یک دسته از حکومتیان سرپوش بگذارند، توجیهی نمی تواند داشته باشد. چپ ها باید در پیشاپیش سیاست اعتراض به فساد و جنایت و زد و بند کاندیداها و کل حکومت اسلامی قرار بگیرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)