اگروضع مملکت نابسامان است مقصرآقای بنی صدراست که رئیس شورای انقلاب ورئیس هیات وزیران بود.واگروضع بانکی وپولی خراب است تقصیرآقای بنی صدراست که وابستگان ایشان درراس بودند.اگرارتش خراب است تقصیرآقای بنی صدراست.بااینکه همه چیزدراختیارایشان بودواگرعقب گردی درمیان است تقصیرآفای بنی صدراست.آیااین ناجوانمردانه نیست که ایشان مصیبت برای کشوربباربیاوردومسئول فلج اقتصادی ونظامی کشورباشدوبجای آنکه درصددجبران وعلاج بربیایدچندنفرمعین رازیرسوال قراردهدوآنهارامتهم کند….(پایان نقل قول از: روزنامه کیهان۳۰خرداد۱۳۶۰).
اماآقای خامنه ای وقتی خودبه ریاست جمهوری رسید،همان دوگانگی وناهماهنگی وناهمخوانی بانخست وزیرتحمیلی اش(میرحسین موسوی)راتجربه کرد.اومیرسلیم وولایتی رامی خواست که باپاسخ منفی مجلس روبروشد؛واگرخمینی حامی وپشتیبان میرحسین موسوی نبود،حتمابااستعفای چندباره وی،شخص دیگری نخست وزیرمی شد؛علت معلوم بود:رئیس جمهورکاره ای نبود،اماباترمیم قانون اساسی وحذف نخست وزیروفربه ترکردن قدرت اجرایی ولی فقیه،ریاست جمهوری نیز غیرمستقیم منصوب رهبری شد،وهم شغلش تدارکاتچی نظام!
مهندس لطف الله میثمی درادامه پاسخ خودبه پرسش پرسشگرمجله ایران فردامی گوید:
“…درزمان محمدرضاشاه بعدازموسسان دوم درسال۱۳۲۸،قانون اساسی اصلاوارونه شد.یعنی شاه دریک آن می توانست تصمیم بگیردکه مجلس شورای ملی ومجلس سنارامنحل کند.قبلاشاه چنین قدرتی نداشت.هم چنین حق عزل ونصب وزراراپیدا کرد.عملافرمانده کل قواشدواینهاهیچکدام باقانون اساسی نمی خواند.ضمن اینکه شاه تمام پرونده های سیاسی رابه دادگاه نظامی ارجاع داد.این چه دادگاهی ست که اگرمردم علیه شاه انتقادداشتنددردادگاه نظامی به آن رسیدگی می شدکه فرمانده اش هم شاه است.یعنی ازهمان اول محکوم است.(پایان نقل قول)
این روندنیز باشروع انقلاب۵۷بوقوع پیوست وهمچنان درحال تکراراست؛منتهاالان تحت نام خدا،قرآن واسلام وهمه امورهم صدالبته قانونی ست!!
درپیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی اصل ولایت فقیه وجودنداشت،آنرابااحساسات مذهبی مردم،مردمی که هنوزدرهیجان انقلاب شور،شعف وشادی داشتندگره زدند وبه ملت تحمیل کردند.
درترمیم قانون اساسی سال۱۳۶۸،اینبارقدرت ولی فقیه”مطلقه”شدوطبق اصل۵۷”همه قوابایدزیرنظرولایت مطلقه امروامامت امت گوش به فرمان باشند؛وبعدازاندی سال،رسماشورای نگهبان که _خودمنصوب ولی فقیه است_براساس اصل۹۸که تفسیرقانون اساسی رابرعهده دارد،طبق وظیفه اش دراصل۹۹،نظارت برانتخابات را”استصوابی” اعلام کرد.یعنی مردم بایدعملابه آنچه این۶تن انتخاب می کنندازمیان آنهافردیاافرادی رابرگزینندوبه آن رای دهند!!
هم چنین بواسطه ضرورت انقلاب دادگاه انقلاب ودادگاه ویژه روحانیت راتاسیس کردندواین باصطلاح ضرورت تاالان کش پیداکرد؛درصورتی که هیچکدام ازاین دودادگاه مبداواصل قانونی ندارد وسالهاست براساس اختیارات رهبری تاسیس شده،تااولا هرکه راضدانقلاب تشخیص دادندباقضات انتصابی خودآنهارامحکوم کنندوثانیا(درمورد دادگاه ویژه روحانیت)روحانیون مخالف رابدین طریق ازمدارحذف و یاواداربه سکوت کنندودرموردروحانیون فاسد(چه به لحاظ اخلاقی وچه اقتصادی) به نحوی آنرالاپوشانی کرده تامردم بی اطلاع باشندوباصطلاح آبروی نظام واسلام لکه دارنشود…
حال باتوجه به قدرت مطلقه ولی فقیه درقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به یک شخص حقیقی داده است ومسئولین آن،مستقیم وغیرمستقیم منصوب ولی فقیه هستند،
ادامه در

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=79881
https://t.me/shoorijezehmohammad

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)