قابله‌ای که دو نوزاد اینترسکس را از مرگ نجات داد

پنج سال پیش قابله‌ای در کنیا کودکی را متولد کرد که هم عضو جنسی مردانه داشت هم زنانه. پدر به قابله گفت که نوزاد را بکشد، اما او به جای این کار نوزاد را پنهان کرد و به جای فرزند خود او را بزرگ کرد. دو سال بعد، همان اتفاق مجددا رخ داد و طولی نکشید که او برای نجات جان این دو کودک مجبور به فرار شد.

🏳️‍🌈https://t.me/Iran6Rang

زینب به قابلگی عادت داشت. او ده‌ها نوزاد را در منطقه غرب کنیا به دنیا آورده بود، اما هیچکدام به این یکی که پیش رویش بود شباهت نداشت.

وقتی زینب بند ناف بچه را برید چیزی را دید که هرگز در نوزاد دیگری ندیده بود: «وقتی نگاه کردم که ببینم پسر است یا دختر، دیدم دو چیز از او بیرون زده – این بچه هم عضو مردانه داشت هم عضو زنانه.»
🏳️‍🌈https://6rang.org/

در این لحظه زینب به جای اینکه از جمله‌های همیشگی‌اش -«پسره!» یا «دختره!» – استفاده کند، بچه را به مادر داد و به سادگی گفت: «این هم نوزادتان».

مادر که از نفس افتاده بود نگاهی به بچه انداخت و وقتی متوجه شد که جنس بچه‌اش نامشخص است، شوکه شد. اما وقتی که پدر بچه از راه رسید، دراینکه باید چه کار کنند تردیدی نداشت.

زینب تعریف می‌کند: «او به من گفت: «ما نمی‌توانیم این بچه را به خانه ببریم. ما می‌خواهیم این بچه از بین برود.» من به او گفتم که این بچه مخلوق خداست و نباید کشته شود. اما او اصرار کرد. در نهایت به او گفتم: «بچه را پیش من بگذارید، من او را برایتان خواهم کشت.» اما من بچه را نکشتم و نگهش داشتم.»

پدر نوزاد چند بار برگشت تا مطمئن شود که زینب کاری را که قول داده بود انجام داده است. زینب بچه را جایی قایم کرده بود و اصرار می‌کرد که او را کشته است. اما این کار تا همیشه کارگر نبود.
🏳️‍🌈https://www.facebook.com/6rang.Iran

زینب تعریف می‌کند: «یک سال بعد پدر و مادر بچه خبردار شدند که بچه‌شان زنده است و آمدند که مرا ببینند. آن‌ها به من گفتند که هرگز نباید آشکار کنم که آن بچه فرزند آن دو است. من موافقت کردم و از آن زمان به بعد دارم این بچه را مثل بچه خودم بزرگ می‌کنم.»

این تصمیمی خارق‌العاده و پرخطر بود.

در کامیونیتی زینب و بسیاری کامیونیتی‌های دیگر در کنیا، یک کودک اینترسکس به فال بد گرفته می‌شود و به عنوان یک نفرین بر خانواده و همسایه‌ها دانسته می‌شود. زینب با پذیرفتن این نوزاد اینترسکس به فرزندخواندگی، سنت‌ها را زیرپا گذاشته بود و این را به جان خریده بود که هر بدبیاری در محله را به گردن او بیاندازند.

کمی بعدتر در سال ۲۰۱۲ زینب برای بار دوم قابله نوزادی شد که بعد از تولد دید که اینترسکس است.

زینب می‌گوید: «این بار پدر و مادر نوزاد از من نخواستند که فرزندشان را بکشم. مادر تنها بود و پا به فرار گذاشت و من را با بچه تنها گذاشت.»

🏳️‍🌈https://www.instagram.com/6rangiran

زینب بار دیگر نوزاد را به خانه برد و او را مثل عضوی از خانواده خود بزرگ کرد. اما شوهر او که از ماهی‌گیران دریاچه ویکتوریا بود از این موضوع خوشحال نبود.

«هر وقت او برای ماهیگیری به دریاچه می‌رفت و شانس با او یار نبود، بچه‌ها را مقصر می‌دانست.»

«او فکر می‌کرد این بچه‌ها با خود نفرین و بلا آورده‌اند. شوهرم به من پیشنهاد داد که بچه‌ها را به او بدهم تا در دریاچه غرقشان کند. ولی من نپذیرفتم. به او گفتم هرگز اجازه نخواهم داد چنین اتفاقی بیفتد. او هم رفتارش خشن شد و بعد از آن ما همیشه دعوا داشتیم.»
زینب که با شوهرش بچه‌دار شده بود و حالا نوه هم داشت،به قدری از رفتار خشونت‌بار او به نگران شده بود که تصمیم گرفت بچه‌ها را بردارد و او را ترک کند.

🏳️‍🌈https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/6rang-org

بیشتر بخوانید:
🏳️‍🌈 سنت قتل نوزادان اینترسکس در کنیا https://goo.gl/h1hN1F

#اینترسکس #بیناجنسی #دوجنسه #زن #مرد #جنس #نقض_حقوق_بشر #خشونت #قتل #کنیا

بیشتر بخوانید:
http://www.bbc.com/news/world-africa-39780214

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)