انتخابات به زبان ساده در هر کشوری به معنای وجود چند گزینه و انتخاب آزادانه مردم به رای خود از میان آنهاست .اینروزها شاهد گرم شدن دوباره تنور نمایش انتخابات فرمایشی یا بهتر است بگوییم انتصابات در ایران هستیم .
پر واضح و بر همگان آشکار است که مقام ریاست جمهوری در ایران هیچگاه از آزادی عمل و قدرت اجرایی کافی برخوردار نبوده و همیشه این جریان حاکم پشت پرده است که سیاست های کلی را به رییس جمهور دیکته میکند و صد البته در حکومتی که وزیران کلیدی دولت توسط شخص رهبری انتخاب شده و خلا وجود احزاب و تشکیلات آزاد و مستقل بیداد میکند ، انتظار سیستمی کار آمد کاملا بیهوده است .
ولی بعد از گذر از مسائل اولیه نگاهی به جریانات روز و بازی در حال اجرا و نقش بازیگران میپردازیم .
سناریویی تکراری از حضور افرادی خنثی از یکسو و حضور به اصطلاح ناجیان رد صلاحیت شده از سوی دیگر .
از ثبت نام افرادی همچون خزعلی که در نقش خاتمی یا موسوی جدید در قالب روشنفکری پا به عرصه گذاشته تا حضور مجنونانی همچون محمود احمدی نژاد و بقایی .
اما از دیدگاه بنده اینبار قصه کمی متفاوت بوده و این جنگ زرگری انتخابات تنها برای داغ کردن تنور حضور مردم در پای صندوقهاست و داستان اصلی جنگ پنهانی کسانیست که با کهولت سن علی خامنه ای بوی کباب به مشامشان رسیده و چشم بر دیس پر زرق و برق و رزق و قدرت رهبری دارند .
کمی ژرف تر بیاندیشیم ……
در نگاهی کوتاه به تک تک افراد مهم در بازی توجه کنید
۱=ابراهیم رییسی : کسی که مدت مدیدیست سودای جانشینی رهبر در سر دارد و به همین منظور یک شبه آیت الله خود خوانده شد و کلاسهای درس خارج نیز برگزار کرد و رسانه های موافق و مورد حمایتش او را اصلح ترین گزینه برای رهبری خواندند . اما در آخرین نامه علی خامنه ای خطاب حجت الاسلام به او داده شد و بسیار محترمانه و تلویحا به ایشان گفتند : ” بتمرگ ، تو اندازه این حرفها نیستی ”
۲= جریان روحانی = به اصلاح اصلاح طلبانی معتدل که یقینا در صورت رسیدن به قدرت مضاعف کاندید مورد نظر خود را برای رهبری معرفی کرده و شاید یک شبه بازهم سناریوی خواب رفسنجانی و تایید احمد خمینی تکرار شود . شاید روحانی و شاید خاتمی
۳=جریان احمدی نژاد : یا بهتر است بگوییم احمدی نژادیسم که با به قدرت رسیدن دوباره ، خطر شاخ و شانه کشیدن های دیوانه وار و استعانت از هاله نور و امام زمان و حتی تغییر در جریان رهبری یا انتخاب ملیجکی در نقش رهبر مقوایی را رقم میزند .
و باقی تماشاگرانی بی خاصیت و بی تاثیر .
پس پر واضح بود که احمدی نژاد و جریان همسو به جرم اهانت و دهن کجی به رهبری از گذشته و حال از جریان عزل وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد و شرکت در انتخابات او علیرغم میل رهبر بایکوت میشدند .
رییسی به دام حربه اتاق فکر نظام افتاده و خود را کاندید ریاست جمهوری کند و با شرکت و شکست در انتخابات قبح رهبریش را نیز از دست بدهد و سوپاپ اطمینان رژیم یعنی جریان روحانی و اصلاح طلبان به کارشان ادامه داده تا هم با عوامفریبی در داخل به بهانه اصلاحات و هم تعامل با خارج به بهانه رفع تحریم و غلط کردمهای دیپلماتیک اندک زمانی به عمر جمهوری اسلامی بیافزایند و در این مدت جریان حاکم بر نظام نیز وقت کافی برای انتخاب یا تربیت و یا تقویت شخص مورد نظر برای رهبری را داشته باشد تا سکان این رژیم را حفظ کنند .
آری این جنگ کفتارهاییست که از درون به خون هم تشنه ولی در برابر هر نیروی خارج از حلقه خود متحد و یکپارچه اند .
و مردم ما نیز هنوز درگیر مسائلی همچون فراخوان و تهدید های احمدی نژادها و شعله سعدی ها و انتخاب بین بد و بدتر و صد افسوس .
هم میهن تنها راهکار گذر از این استبداد فشردن پا بر گلوی آنست و تحریم همه جانبه انتصابات فرمایشی .
پاینده ایران و سرافراز ایرانی
حمید ممتاز صنعتی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)