حمله ی موشکی دولت ترامپ به پایگاه هوایی سوری که خاستگاه حمله ی شیمیایی بود، نمایانگر هیچ نگرانی راستینی برای مردم سوریه نیست. این حمله به مبارزه علیه رژیم اسد، داعش و القاعده کمکی نمی کند. برعکس، نمایانگر اهدافی دیگر است.

۷ آوریل ۲۰۱۷

بمباران شیمیایی که در روز ۴ آوریل توسط رژیم اسد و حامیانش روسیه و ایران در شهر خان شیخون در استان ادلب انجام شد، جان بسیاری از غیرنظامیان بیگناه را گرفت و قدمی دیگر بود در کارزاری مرگبار به منظور نابود کردن هرآنچه از اپوزیسیون مردمی علیه رژیم اسد باقی مانده است. این رژیم پس از محاصره و نابود کردن شرق حلب که مهم‌ترین مرکز اپوزیسیون مردمی و دموکراتیک بود، و پس از فرستادن بازماندگان آن و بازماندگان دیگر مناطق محاصره شده به ادلب، اکنون نیروهای خود را بر بمباران غیر نظامیان در استان‌های ادلب و حلب متمرکز کرده است.
حمله ی موشکی دولت ترامپ به پایگاه هوایی سوری که خاستگاه حمله ی شیمیایی بود، نمایانگر هیچ نگرانی راستینی برای مردم سوریه نیست. این حمله به مبارزه علیه رژیم اسد، داعش و القاعده کمکی نمی کند. برعکس، نمایانگر اهدافی دیگر است..
تنها دو روز پیش تر، دولت ترامپ اعلام کرده بود که خروج اسد را اولویت نمی داند. اما هنگامی که بمباران شیمیایی رژیم اسد به اعتبار امپریالیسم آمریکا صدمه زد، تصمیم گرفته شد که به پایگاه هوایی اسد حمله شود. ترامپ برای آرام کردن برخی مخالفین در رهبری حزب جمهوری خواه، باید نشان می داد که برخلاف اوباما، او “خط قرمزهایی” دارد.
علاوه بر این، با در نظر گرفتن افشاگری هایی که هرروز روابط نزدیک دولت ترامپ را با روسیه پوتین آشکار می کند، و با در نظر گرفتن این که این افشاگری‌ها به اعتبار دولت ترامپ حتی در میان طرفدارانش صدمه ی بسیاری زده، حمله ی موشکی به سوریه، راهی بود برای بعضا جدا نمودن خود از روسیه. اما اکنون می توان گفت که این حمله که پیش از وقوع به دولت روسیه اطلاع داده شده بود ، نمایانگر هیچ تغییر راهبردی در سیاست دولت آمریکا در مورد آینده ی سوریه یا رژیم اسد نیست. هدف دولت آمریکا هنوز همانا یک مرحله ی گذار است که در آن اصل و اساس رژیم اسد به چالش کشیده نشود. چنین سیاستی از سوی دولت آمریکا به نام “جنگ علیه ترور” توجیه خواهد شد.
در مجموع، دولت ترامپ پس از به دست گرفتن قدرت از هر لحاظ نشان داده که هدفش حمایت از رهبران غیر دموکراتیک، نژادپرست و جنسیت گرا و تقویت نمودن جو سرکوبگر خاورمیانه است. او یا مشاورانش با بنیامین نتانیاهو، رئیس جمهور اسرائیل، رجب طیب اردوعان، رئیس جمهور و مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ی ترکیه، جنرال عبد الفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، محمد بن سلمان، ولی ولیعهد عربستان سعودی، و ملک عبدالئه اردن ملاقات کرده اند. در ۳۰ مارس، سفر وزیر امور خارجه آمریکا، رکس تیلرسون به ترکیه مهر تایید را بر اردوغان زد. اردوغانی که طی سال گذشته، بیش از ۷۰۰۰۰ نفر را دستگیر کرده، جمعیت کرد ترکیه و سوریه را مرتبا بمباران کرده، و قصد دارد از طریق یک همه پرسی که در تاریخ ۱۶ آوریل برگزار خواهد شد، اختیارات سرکوبگرانه ی خود را علیه هرگونه مخالفت به شدت افزایش دهد. سفر تیلرسون همچنین منجر به برخی توافق‌های پنهانی شد که خبر از آینده ی بدی برای کردها در ترکیه و سوریه می دهد.
مهم تر از هر چیز، حملات هوایی اخیر آمریکا در موصل، حلب و رقه که ادعا می شود به منظور متوقف کردن داعش انجام شده، منجر به مرگ تعداد بسیاری از غیر نظامیان شده. این حملات جزء مرگ بار‌ترین حملات هوایی آمریکا در سوریه بوده که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد و نشان می دهد که دخالت نظامی بیشتر از سوی آمریکا در سوریه تنها منجر به مرگ و میر و ویرانی بیش تر خواهد شد. یکی از ساکنان موصل که از داعش می گریخت، میزان ویرانی ایجاد شده توسط آخرین حملات هوایی آمریکا در موصل را با حمله ی اتمی به هیروشیما مقایسه کرد. (۱) بنا بر آمار سازمان ایروارز، تنها در ماه مارس، هزار غیر نظامی تحت نام “جنگ علیه ترور” توسط حملات هوایی آمریکا در عراق و سوریه کشته شده اند. (۲)
این واقعیت‌ها نه تنها انگیزه‌های دولت ترامپ را آشکار می کند بلکه ما را وامی دارد تا کلیه دولت هایی را محکوم کنیم که در خاورمیانه علیه غیرنظامیان بی‌گناه اعلام جنگ کرده اند: رژیم‌های سوریه و ایران، دولت‌های ترکیه، عربستان سعودی، اسرائیل و دیگر رژیم‌های اقتدارگرا در منطقه، داعش، القاعده و همچنین دخالت‌های نظامی روسیه و غرب. آن‌ها همه بخشی از منطق امپریالیستی و حفظ نظام‌های اقتدار گرا و غیر عادلانه اند. آن‌ها همه با حق تعیین سرنوشت مردمان منطقه و مبارزاتشان برای رهایی مخالفت می ورزند. در نتیجه ، فعالان ضد جنگ چه در خاورمیانه و چه در غرب باید به کلیه شکل‌های سرکوب و اقتدارگرایی بپردازند و کلیه شکل‌های دخالت خارجی علیه منافع مردم منطقه را محکوم کنند، نه اینکه صرفا انتقادات خود را به غرب و اسرائیل محدود کنند.
شکی نیست که هیچ راه حل صلح آمیز و عادلانه‌ای در سوریه با ادامه ی حضور بشار اسد و دار و دسته‌اش در مسند قدرت امکان پذیر نخواهد بود. اسد بزرگترین جنایکتار سوریه است و باید به سبب جرم‌های که مرتکب شده محاکمه شود، نه این که توسط قدرت‌های امپریالیستی منطقه‌ای و جهانی به رسمیت شناخته شود.
شکی نیست که یک راه موثر برای یاری رساندن به سوری‌ها و تغییر مسیر رو به وخامت کنونی در منطقه این است که ایرانی‌ها و روس هایی که با دخالت نظامی حکام خود در سوریه مخالفت می ورزند، جنبش های ضد جنگ قدرتمندی بیافرینند که بتوانند پیوندهای بین حمایت دولت‌هایشان از رژیم اسد و سرکوب و فقر فزاینده داخلی را آشکار سازند. چرا چنین جنبش هایی متحقق نشده اند؟ آیا دولت‌های سرکوب گر در روسیه و ایران تنها دلیل اند؟
در روسیه، در هفته ی گذشته ده‌ها هزار نفر علیه فساد نخست وزیر دمیتری مدودف و دیگر گروه سالاران روسی دست به تظاهرات زدند. اما انتقاد از جنگ‌های امپریالیستی پوتین توسط اکثر آنها مطرح نشد و تظاهرکنندگان توجه خود را معطوف به فساد ثروتمندان کشور کردند. باید دید که آیا این تظاهرات افق خود را بسط خواهند داد یا نه.
در ایران، روزی نیست که اعتراضات کارگری در نقاط مختلف کشور صورت نگیرد. این اعتراضات توجه خود را معطوف به عدم پرداخت حقوق معوقه، تعدیل نیرو، قراردادهای موقتی و بدون حق و حقوق، “خصوصی سازی” کارهای دولتی، بیکاری، فقدان شرایط ایمنی در محل کار، عدم پرداخت حقوق بازنشستگان، و حداقل دستمزد ۹۳۰ هزار تومانی در کشوری می کند که در آن یک خانوار چهار نفره شهری دست کم به ۵/۳ میلیون تومان در ماه احتیاج دارد تا حداقل‌ها را برای خود فراهم کند.
این وظیفه ی سوسیالیست‌های ایرانیست که پیوندهای بین شرایط اقتصادی و اجتماعی رو به وخامت کارگران، معلمان، پرستاران، کارمندان و کارگران بخش خدمات را با سیاست‌های سرمایه دارانه، نظامی طلب و امپریالیستی دولت ایران در سوریه و کل خاورمیانه نشان دهند.
قصور در پرداختن به این پیوندها بعضا از قدرت تبلیغات رژیِم ناشی می شود که اپوزیسیون علیه اسد را به داعش و القاعده محدود می کند. علاوه بر این، ملی گرایی آن چپ گرایان ایرانی که تلویحا یا به شکلی آشکار از رژیم اسد و پوتین حمایت می کنند نیز به دولت ایران یاری رسانده.
اتحاد سوسیالیست‌های سوری و ایرانی تلاش کرده تا از طریق تحلیل‌هایش و با ارائه ی نظرات ایرانیانی که با دخالت نظامی دولتشان در سوریه مخالف اند، به مسائل فوق بپردازد. ما از ایده‌ها و نظرات ایرانیانی استقبال می کنیم که مایل اند یک جنبش ضد جنگ علیه حمایت دولت ایران از رژیم اسد بیافرینند.
در پایان با آن فلسطینیانی موافقیم که در رام الئه در فلسطین اشغال شده، علیه بمباران شیمیایی رژیم اسد در خان شیخون دست به تظاهرات زده و چنین شعار دادند: “کسانی که از بشار اسد حمایت می کنند چپ گرا نیستند.”

جوزف ضاهر و فریدا آفاری
اتحاد سوسیالیست‌های سوری و ایرانی
۷ آوریل ۲۰۱۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)