گذشته،حال،پنجره ای به آینده(3)آیا بنی_صدرغُدبود؟!
درآخرین سخنان اولین رئیس_جمهوری_ایران،چنین برداشتی نمی شود!
بنی_صدردرآخرین سخنان رسمی خودوقبل ازعزل،دریک مصاحبه ی مطبوعاتی می گوید:
«من مسئول امورجنگم،حفظ آزادی های اساسی مردم نه تنهاصدمه ای به جنگ نمی زند،بلکه کمک هم می کند.آیااین آزادی هاحفظ می شودیاخیر؟ اگرحفظ می شوندمن ازگل نازک تریک کلمه نخواهم گفت…».
تاریخ وزمان شهادت می دهدکه:
انحصارسیاسی وتنگ ترکردن فعالیت های سیاسی چه پیامدهای وخیمی برای میهن مابه ارمغان آورد!
چرا؟
زیراقرار«انحصار»براین بود که بنی صدربه هرنحوممکن برکنارشود!
انحصاری که-باقانونی کردن نظارت_استصوابی-تاهم اکنون ادامه داردودایره اش هرروزتنگ وتنگ ترشده ومی شودوشده است؛تاجایی که کوتوله های عالم سیاست،به خودجرات داده اندکه کاندیدای رئیس جمهوری شوند!!
انحصاراول«جو»رابوجودمی آورد،وبعدباعنوان«خواست عمومی»،مردم درقرنطینه شده راوبدورازاطلاعات سیاسی وشناخت ازافرادرا به آن خاستگاه انحصاری خودهدایت می کرد.ومی کند…
بقول مهدوی_کنی:
«باجوسازی ممکن است خون یک بی گناه ریخته شود،جوسازی کردندوعلی(ع)رابه شهادت رساندند»!
تقی_رحمانی(فعال سیاسی)در مقاله ای باعنوان:
«بازرگان بنویسم،هاشمی بخوانیم وبهشتی را ستایش کنیم؟»می نویسد:
“همیشه درروایت30خرداد مجاهدین محکوم اول بوده اند.امااگرتوجه کنیم در اردبیهشت همان سال100هزارنفربه دعوت مادران مجاهدراهپیمائی کردند، اتفاقی نیفتاد.حال دوماه بعدچه اتفاقی می توانست بیفتدکه مجاهدین انقلاب اسلامی و بهزاد نبوی و نخست وزیری واردعمل شده و خمینی رابه مقابله با تظاهرات دعوت کرده اند؟
به گفته بهزاد نبوی امکان داشت که بنی صدر که هنوز رئیس جمهور است می خواسته در تظاهرات شرکت کند.اما چون قرار بوده که بنی صدر برکنار شود باید امکان حضور وی در تظاهرات منتفی شود.
پس باید صورت مسئله راپاک کرد.یعنی به تظاهرات حمله کرد.بایک تیرده نشان زد.هم جبهه_ملی رازد،هم مجاهدین را،وهم بنی صدرراناکار کرد.تازه بعدازسالها آقایان لطف می کنندمی گویند:بنی صدر خائن نبود،بلکه غُد بود!
مگر بهشتی جاه طلب نبود؟آن هم آنسان جاه طلب که با بنی صدر به صراحت در افتاد؟
چرا که دکتر بهشتی می خواست رئیس جمهور شود،خمینی نگذاشت؛اما بهایش را مردم دادند.خوب چرااین جاه طلبی راندیدید؟!البته نقدرفتار بنی صدر هم جای خودش محفوظ است.(پایان نقل قول)
تقریباچندروزمانده به عزل بنی صدر،اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران دریک مصاحبه ی مطبوعاتی درپاسخ به این پرسش روزنامه_میزان که پرسید:
«صبح امروز۹خرداد۶۰ازقول شماکه درپایایگاه هوایی شیرازسخنرانی داشتیه اید نوشته است:که به محض آتکه جنگ تمام شودمن سختی فولادرادرجبهه داخلی بدست می آورم»،لطفا منظورتان رااز جمله فوق بیان کنید؟
بنی صدردرپاسخ می گوید:
«منظوراین است که چون مادرجنگیم بگویندآقافلان اختیارات ریاست جمهوری را استفاده نکنید،آرامش باشد،می گویم بسیار خوب؛فلان کاررانکنید،می گویم بسیارخوب؛فلان حرف نزنید،بسیارخوب؛اینهاقابل فهم است.ومن هم می فهم. عمل می کنم.جز در مواردی که کاردبه استخوان می رسد.
اماجنگ که تمام شد،نه دیگر.برمی گردم سرسیرتاپیازهمه مسائل.من اگرکسانی که این مصاحبه رامی شنوند،یامی خوانندانشاء الله اهل انصافند،دین ووطنشان راهم دوست دارند،می شنوند،حرفم این است ممکن است بگویندنه آقامامی خواهیم کمک بکنیم،همه می خواهیم کمک بکنیم،اماشمارویه ای داریدکه کمک طلب نمی کنید!هیچی،دعواطلب می کنید.
بسبارخوب من یک سوال هایی دارم.من خیال می کنم این هایی که می گویند کمک به ماست درجبهه های جنگ وطبق قانون هم هست:
1-ازنظرمن که:مسئول امورجنگم،حفظ آزادی های اساسی مردم نه تنهاصدمه ای به جنگ نمی زند،بلکه کمک هم می کند.آیااین آزادی هاحفظ می شودیاخیر؟
اگرحفظ می شوندمن ازگل نازک تریک کلمه نخواهم گفت.به هیچکس وهیج بهاء.
بسیاری گمان می کنندبرای انجام کاراختیارات ویژه لارم است،من هیچ وقت براین باورنبودم.
انسانهاهستندکه دراعتمادمتقابلشان،در باورشان عمل می کنند.من که به جبهه هامی روم لباس سربازی ساده به تن می کنم وخود راهیچ بایک سربازفرق نمی گذارم.هیج ازاختیارات فرماندهی وغیره هم استفاده نمی کنم.برای اینکه فرض من این است که آن سربازهم برای همین میهن وبرای همین اسلام می جنگد. پس اگرمساله تفهیم وتفاهم بشودهردودریک خط برای یک هدف می جنگیم. قانونی که این کارمی خواهداعتمادمتقابل است.وحدت درهدف است. کوشش مشترک است.
مطلب دوم آیامتتخب مردم هستیم؟منتخبیم که هرچه خواستیم بکنیم؟یا منتخبیم طبق نظرمردم عمل بکنیم.پس اگرکاری خلاف نظرمردم عمل کردیم ازاعتبارساقط است.هم بدلیل شرع،هم بدلیل عرف.ازغرب هم ماتقلیدبکنیم همین این است. مقلدغرب هم نباشیم،غرب زده هم نباشیم،اسلامی هم بایدعمل بکنیم همین است.دراینصورت دیگرمامحتاج نمی شویم برضدهم هرروزجودرست کنیم.
می بینیم خواست عمومی چیست؟همه ملتزم می شویم برطبق خواست عمومی عمل کنیم. دیگردعواهم پیش نمی آید.
وسوال سوم این است:
آِیادراین یکسال وخورده ای که سنجش افکارراعمل می کنیم بطورمرتب سه مساله اصلی مردم دارند:
مساله اولشان اقتصادی است.تورم است.گرانی شدید.بیکاری،بلاتکلیفی وضعیت صنایع وضعیت کشاورزی.
مساله دومشان سیاسی است.که اولش امنیت است.
ومساله سومشان-اخیراازجنگ به این طرف-جنگ است.ومسائل کوچکتردیگرهم دارند.
ازنظرمن این سومی عاملی است که آن دوتای اولی راکُندکرده.
رسیدگی وحل آن دومشکل اولی رامشکل ترساخته.خوب این سه مساله که ماداریم حل اینهااست.که رفع بحران می کندیاوسیله کردن اینهابرای سروکله همدیگر زدن؟
اگرحل ابنهاست که مشکل رارفع می کند؟پس مابابدبه حل اینهابپردازیم.دیگر کارهای دیگررارهابکنیم.
خیال می کنم هرکس اهل انصاف باشدمی بیندکه من به قاعده پیشنهادمی کنم.
اگراین سه سوال من جواب روشنی پیداکرد،من خیال می کنم مسائل ماحل شده و امیدهم داریم؛تابحال بصورت نادرست طرح بوده،مدتی فکرکردم دیدم که امروزبایدمسائل را بطوردرست طرح کنم که بلکه راه حل پیداکند.
مااگربخواهیم مردم درامورشرکت داشته باشند،بدون مشارکت آنهاهم هیچکدام ازاین مشکلات حل بشونیست.
لازم ترین کارهارعایت آزادی های اساسی والامردم مشارکت نخواهندکرد. مشارکت هم نکردندمی شودهمین وضعیت وبدترازاین وضعیت.(پایان نقل قول)
نقل از:روزنامه کیهان۱۰خرداد۱۳۶۰
سیروفی الارض فینظروا کیف کان عاقبه المکدبین!
محمد_شوری( نویسنده و روزنامه نگار بیکار)
16فروردین1396
https://t.me/shoorijezehmohammad

واینجا:

گذشته،حال،پنجره ای به آینده(3)آیا #بنی_صدرغُدبود؟! درآخرین سخنان اولین #رئیس_جمهوری_ایران،چنین برداشتی نمی شود!#بنی_صد…

Publicerat av Mohammad Shori Jeze den 5 april 2017

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)