مهدی قشقایی زاده -مجموعه مستند آواز دهل چگونه ساخته شد؟

شخصی به نام جواد کراچی با حضور در یک اعتراض پناهندگی در دانمارک و فریب پناهندگان، فیلمی از معترضین تهیه کرد که با سانسور بخش های عمده ی آن، اکنون آن را در تلویزیون جمهوری اسلامی به عنوان دلیلی بر نقض حقوق بشر در کشورهای اروپایی به نمایش در آورده است …

پدیده پناهنده گی در اروپا٬ در سالیان اخیر رشد فزونی داشته است. مسایل اجتماعی ـ سیاسی درکشورهای پناهنده گان از عواملی میباشد که باعث مهاجرت به سرزمینهای شده است که به مفاد حقوق بشر پایبند می باشند٬ وپناهنده گان در آنجا تهدیدی را به حقوق انسانی خود احساس نکنند٬ و بتوانند بدور از رفتارهای استبدادی حاکمانشان٬ آزادی را تجربه کنند.
در سه دهه اخیر از ایران نیز٬ بسیاری انسانها علیرغم میل باطنی ٬قبای جلای از وطن را بر تن کرده تا به دنبال ابتدایی ترین حقوق انسانی خود باشند و چه بسار کسان که در کوله خود درد و محنت جسم و روان را که برگرفته از ستمهای حاکمان بوده٬ ناخواسته حمل میکردند.
سه تا دو دهه پیش دولت های اروپایی با پدیده پناهندگی با دیدی مثبت برخورد می داشتند (بنا به دلایلی که در حوصله متن نمی گنجد)٬ اما در زمان حاضر، مسئله پناهنده گی، برای آنها نوعی معضل نیز می باشد. در همین راستا٬ هستند پناهجویانی که سالیان متمادی در کمپهای پناهندگی بسر می برند و دارای هویتی مشخص نشده اند. این مسئله٬ از یونان (که خود با چالشهای سیاسی ـاقتصادی روبه روست) تا کشورهای اروپایی غربی٬ دامنه دار می باشد. پرسش اینجاست٬ که دولت های اروپایی خود واقف به نبود حقوق بشر و وجود استبداد در ان کشورها هستند٬ اما مردمانی از آن سرزمینها٬ در کمپهای پناهنده گی که سالیان طولانی اقامت دارند و سرنوشت آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد که پاسخی در خور را دریافت نمی کنند.
توجه داشته باشید که پرسش من درارتباط با رعایت موازین حقوق بشر در مورد مسایل پناهنده گی می باشد و ورودی به موازین حقوق بشر در جوامع اروپایی نیست.
در همین زمینه٬ پناهندهگان ایرانی که خود را محق به داشتن اعطای پناهندگی از کشورهای متبوع خود میدانستند٬ در مقاطع زمانی مختلف در یک سال گذشته دست به اعتراضی وسیع و دامنه دار زدند که امتداد آن از یونان تا سوئد بود. این اعتراضات پیکان دو سوئی بود که یک سوی آن اعتراض به رژیم سرکوبگر و ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران و سوی دیگرش اعتراض به سیاست های ضد پناهندگی کشورهای پناهنده پذیر بود.

یکی از این اکسیونهای اعتراضی روبه روی کمپ مرکزی پناهندگی دانمارک برگزار شد که تعداد ۲۰ نفر در چادر سفیدی گرد آمدند که به مدت ۳۵ روز به طول انجامید. در این مدت ۱۶ نفر از افراد معترض دست به اعتصاب غذا زدند. تلاش ما بر ان بود که با رسانه ای کردن این اکسیون هدف و خواسته خود را به گوش جامعه دانمارک و فراتر از آن کشورهای پناهنده پذیر اروپایی برسانیم. در این مابین نیز رسانه های دانمارکی به بازتاب شرایط اکسیون پرداختند و همچنین کمیته آکسیون با دادن اطلاعیه هایی (۱) از دیدگاه پناهنده گان و شرایط شان، در رسانه های اپوزیسیون ایران اقدام به اطلاع رسانی کرد.
در این مابین، در اواسط اکسیون، شخصی با ما به واسطه ای تماس گرفت و خود را جواد کراچی معرفی کرد و گفت که در آلمان ساکن است و کارگردان و تهیه کننده فیلم است. خیلی مایل به آماده کردن فیلمی از اکسیون و شرایط پناهندگی و دیدگاهیمان می باشد و آن را برای اطلاع رسانی در آلمان به نمایش عموم بگذارد. بعد از توافق ما به این شرط که انعکاس دهنده تمامی دیدگاهای ما و مشکلاتمان باشد٬ ایشان بهمراه خانمی که او را دستیار خود و اهل مکزیک معرفی کردند به دانمارک آمدند و به مدت یک شبانه روز درون هتلی در کپنهاگ اقامت گزیدند. هر شخصی به شکل اختیاری و با میل خویش٬ با توجه به اینکه از ورود به مسایل شخصی خودداری کند٬
به مصاحبه با ایشان پرداختند و بعد از فیلم برداری به آلمان مراجعت کرداند و قول دادند که در اسرع وقت که فیلم را تهیه کردند و به نمایش عمومی درآمد٬ به ما نیز اطلاع دهند.
اکسیون به پایان رسید که البته بی تنش نیز نبود، تهدیدها همراه با توهین های تلفنی نشان میداد که اکسیون راه درست پیش رفته بود. مدتی گذشت٬ اما خبری از آقای جواد کراچی نشد. بعد از حدود یک ماه با ایشان تماس گرفتم که جویای سرانجام فیلم اکسیون شوم که ایشان گفتند فیلم را در جمع هنری یا منتقدان سینمایی به نمایش در آوردم که در همین زمینه نقدی در یک روزنامه محلی آلمان چاپ شده است٬ اما هنوز موفق به نمایش عمومی نشده ام٬ هر زمان انجام شد با شما تماس میگیرم.
قریب هفت ماه گذشت تا متوجه شدم که آقای کراچی آن رابه شکل مجموعه مستندی ۱۳قسمتی به نام آواز دهل در کشورهای آلمان٬ دانمارک٬ یونان٬ ترکیه تصویربرداری کرده اند که به قول خودشان نشان دهند کشورهای اروپایی فاقد حقوق بشر هستند و آواز دهل شنیدن از دور خوش است. این مجموعه در شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش است. شبکه ای که بنا به گفته رییس سابق صدا وسیما٬ عزت الله صرغامی٬ هدیه ای به مردم ایران اسلامی می باشد (۲). آقای جواد کراچی٬ قسمتهایی از فیلم را که دوستان پناهنده به انتقاد از رژیم جمهوری اسلامی پرداختند را حذف و تنها مسائل مربوط به پناهنده گی در اروپا را انعکاس داده اند. دریغ از اینکه دلیل پناهنده گی افراد را ذکر کند و اینکه چه عواملی باعث پناهنده گی آنها شده است٬ تأکید دارند که اروپا ناقض قوانین حقوق بشر است و همزمان در فیلم خود از شرایط خوب اجتماعی در ایران بیان می کند و اکسیون که با هدفی متفاوت برگزار شده بود را به سمت اهداف جمهوری اسلامی بهره برداری میکند که حتی در خلال فیلم نگاهی به دوران جنگ ایران و عراق می اندازد و بعد از ان به دفاع از حقوق بشر موجود در ایران میپردازد٬ سخنی که جواد لاریجانی٬ سخنگوی حقوق بشری قوه قضاییه ایران نیز در بیشتر کنفراس های خارجی اش آن را تکرار می کند که در ایران نقض حقوق بشر نداریم (۳)

حال پرسش از آقای کراچی اینجاست که چگونه رژیم جمهوری اسلامی حامل حقوق بشر است درصورتی که کشتارهای دهه ۶۰ و فاجعه ملی ۶۷ لکه ننگ بزرگی را در دامنشان دارد. آمار اعدامی ها در جهان مقام دوم را داراست و همچنین باعث ایجاد کهریزکها در ایران می باشد. جمهوری اسلامی چه حقوق بشری را به نمایش میگذارد که باعث نادیده گرفتن حقوق اقلیت های قومی و مذهبی در ایران می باشد و برای حقوق زنان و کودکان ارزشی قائل نیستند و جوانان وطن را تنها بخاطر ابراز عقیده به سیاه چالهای خود میفرستد و یا درکهریزک ها اخلاق اسلامی را به نمایش می گذارد. کم نیستند جوانانی که در وطنمان در آشنایی ترین سرزمین خود غربت را با تمام وجود احساس می کنند٬ چونانکه پرسش شان را چوبه دار و زندان پاسخگوست.
در دانمارک و یا آلمان که شما انتقاد به حقوق بشر آن دارید٬ دولت به سادگی اجازه برگزاری تجعمع ها و اکسیونهای اعتراضی به شکل نامحدود میدهد تا متعرضین بتوانند عقیده و مخالفت خود را ابراز کنند و رسانه ها آن را با شفافیت انعکاس میدهند. این مخالفت حتی میتواند نسبت به سیاستهای خود دولت باشد. این اجازه حتی به پناهندگانی که اقامت آن کشور را ندارند نیز شامل می شود. حال باید پرسید٬ آیا در جمهوری اسلامی نیز به همین گونه است؟ همه ما شاهد بودیم که دولت ایران به چه شکلی با مهاجرین افغانستان برخوردی غیرانسانی و توهین آمیز کرد و آنها را به افغانستانی که در ناامنی بسر می برد برگشت داد. اما پناهندهگان در کشورهایی مانند دانمارک یا سوئد حداقل دارای حق تحصیل یا برخوردای از مراقبتهای پزشکی می باشند و سرپناهی دارند که بتوانند به راحتی در آنجا سکنا کنند. در مقاطعی حتی حق اجازه کار نیز داده می شود. درست است کمبودهایی موجود می باشد و سیاست های دولت های اروپایی نسبت به پناهندگان دو پهلو می باشد، اما این به معنای آن نیست که حرمت انسانی آنها لگدمال شد و امنیت آنها متزلزل باشد و این اعتراض نسبت به پناهنده گی به هر پناهنده داده می شود تا بتواند از حقوقش دفاع کند.
در جمهوی اسلامی ایران٬ مسئله نبود امنیت و حقوق شهروندی٬ ترویج ابتذال فرهنگی و رواج دروغ و تملق گویی در کنار سرکوبهای مدنی و سیاسی که محصول استبداد از نوع مذهبی٬ چالش های بزرگی را رودرروی مردمانمان قرار داده که ثبات زندگی روزمره شان را تحت تاثیر قرار داده است. رژیمی که حتی توان شنیدن اعتراض همفکرانش را ندارد٬ چگونه می تواند صدای دگراندیشان را تاب آورد؟ ما به تناوب در این سه دهه سرکوب و استبداد را که محصول حقوق بشر مورد علاقه آقای کراچی می باشد مشاهده و تجربه کرده ایم.
پناهندگان نتیجه همین پدیده حقوق بشری اسلامی می باشند که برای شما جذابیتی مفهوم دار دارد٬ که باعث می شود با فیلم گرفتن از پناهنده گان متعرض و تحریف ان در مجموعه آواز دهل٬ تعریفی ورای واقعیت را انعکاس دهید و قسمتهای اصلی فیلم را که درباره علل پناهده گی می باشد را حذف و آنها را مسلمآ تقدیم به همفکران خود کنید تا در حساب و کتاب ثبت کنند.
اقای جواد کراچی٬ شرم آور است که نام هنرمند را بر خود نهاده اید زیرا هنر شما در خدمت و تثبیت دستگاه اختناق جمهوری اسلامی می باشد که هویتش آشکارتر از هر زمان دیگر است.

مهدی قشقایی زاده

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)