توقف در زمان و ضرورت حرکت رو به جلو

دیر زمانی است که به هر رسانه نوشتاری ،اینترنتی،گفتاری و یا تصویری مراجعه می کنیم با خیل مطالب و برنامه هایی مواجه می شویم که با هدف افشاگری دست اندرکاران و متولیان دیروز و امروز رژیم و یا گروههای سیاسی و نقش آنها در شکل گیری و ادامه حکومت نوشته و یا ساخته شده اند.

هرکسی با تلمیح و بکارگیری سخن این و یا آن اندیشمند در شروع ویا در بین گفتارش سعی در القا و دلالت مطلبش دارد،یکی از مولانا مدد می جوید وآن دیگری به هگل و مارکس و نیچه دخیل می بندد تا اثبات کند که حاکمیت در ایران خارج از چارچوبه زمینی و آسمانی عمل میکند.

آنچه که آشکار است این است که عموم مردم در داخل و خارج از کشور اکنون این مطلب را با پوست و گوشت خود دریافته اند و این افشاگریها به تکرار مکررات و توضیح واضحات بدل گشته و ما را از گذر به فاز بعدی باز می دارند.

آیا هنوز هم نیاز به اثبات وجود شکنجه و تجاوز در زندانها داریم؟ آیا کسی هست که وجود فساد اقتصادی و اختلاس در کشور را نفی کند و عوامل آن را نشناسد؟ آیا تجاوز به حقوق دیگران و عدم پایبندی به قوانین و منافع ملی از فردای پیروزی خون بر شمشیر و شکست عقل و منطق ازخرافات هنوز هم بر کسی پوشیده است؟

افراد و جناح های حاکم در ایران و نقش آنها در حوادث مختلف را همگان می دانند و پرداختن به اینکه فلانی در فلان صحبتش حقیقت را میگوید یا نه اکنون بیشتر به یک سرگرمی و گذران وقت بدل گردیده تا مبارزه و کنکاش برای رهایی از وضع موجود.

نگاهی به گذشته از زمان قیام مشروطیت ، مبارزات منجر به ملی شدن نفت، منازعات دکتر مصدق و محمدرضا شاه پهلوی ،انقلاب سال ۵۷ و حوادث پس از آن وآخرین مورد یعنی گزینش ریاست جمهوری در سال ۸۸ همه مبین این نکته است که هر یک از ما به فراخور دیدگاهمان درتله یکی از این زمانها گیر افتاده ایم و گذر زمان را احساس نکرده ایم.

بازیگران عرصه سیاست ایران در آن ازمنه از شاه  تا وزیر نقش خود را خوب یا بد بازی کرده اند و رفته اند و اگرچه باید از گذشته درس گرفت ولی درگیر شدن با یکدیگر مثلا بر سر اینکه آیا مصدق درست عمل کرده و یا شاه ، جز اتلاف وقت و انرژی و دامن زدن به دشمنی حاصل دیگری نخواهد داشت.

اکنون نیز دیر زمانی است که از فاز افشاگری و عدم مشروعیت حکومت گذشته ایم و ادامه این وضعیت به معنی راکد ماندن و عاجز بودن از برداشتن قدم بعدی که باید تلاش برای اتحاد و بسیج مردم برای شروع اعتصابات سراسری باشد، است.

اعتراضات و اعتصابات پراکنده هر از گاهی توسط کارگران اخراجی و یا معلمان و اصناف دیگر صورت می پذیرد که به علت بی برنامگی و سراسری نبودن و عدم هماهنگی بین اصناف مختلف جز سرکوب شدن و دستگیری همان تعداد محدود فعالین و نهایتا دلسردی و یاس پیامدی ندارد.

 زمانی که شب نامه ها دست نویس می شد و یا پنهانی توسط دستگاههای پلی کپی مدارس و موسسات تکثیر می شدند وبا قبول همه خطرات در تاریکی شب به زیر در خانه های مردم انداخته می شد ابتکار عمل مبارزین و توفیق آنان در ترغیب مردم به مشارکت در تظاهرات خیلی بیشتر از عصر حاضر است که پدیده اینترنت عملا آن مشکلات و خطرات را به حد اقل رسانیده .

خروج از مرداب گذشته و حرکت به سوی آینده بوسیله مدیریت وظایف خطیر امروزمان آن چیزی است که باید سرلوحه خویش قرار دهیم تا دین خود را نسبت به ایران و آیندگان ادا کرده باشیم.

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم             فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگرغم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد          من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)