یوسف عزیزى بنى طرف
در سال 2014 سمیناری در هامبورگ برگزار شد که گروه های سیاسی و اتنیکی گوناگون ایرانی در آن شرکت داشتند. جمشید اسدی – یکی از سخنرانان – در تعریف ملت ایران گفت: “ملت ایران، گروهی از انسان هاست که دارای ارزش های ملی مشترک نظیر برگزاری عید نوروز، چهارشنبه سوری و همانند آنهاست”. من در پاسخ گفتم: “با این تعریف باید ملت عرب در ایران را از این تعریف خارج کرد زیرا نه عید نوروز را جشن می گیرند و نه چهارشنبه سوری را”. رگ گردن برخی از شرکت کنندگان در سمینار متورم شد که من توضیحی نزدیک به این مضمون دادم که در اینجا مفصل تر می آورم. قصد من این بود که “ملت ایران” نیاز به تعریف مدرن و دموکراتیکی دارد که از آن تعریف بر نمی آمد. در اینجا نیز، قصد نگارنده کاهش ارزش نوروز یا توهین به هیچ ملتی نیست، بلکه نشان دادن یک پدیده اجتماعی تاریخی در بخشی از جغرافیای ایران است که احتمالا بسیاری از آن مطلع نیستند. نیز به گفته مهرداد بهار، پژوهشگر ایرانی، نوروز را پارسیان از عید اول سال نوی بابلیان گرفته اند و می دانیم که مردم بابل نخستین مردمان جهان اند که واحدهای زمانی سال، ماه، هفته و ساعت را اختراع کردند.
ملت عرب در ایران، نوروز را عید ملى خود نمى دانند و این یک موضگیرى سیاسى یا ایدیولوژیک نیست بلکه از نظر فرهنگ و تاریخ و آداب و رسوم، نوروز عید آنان نیست. در عراق هم به آن می گویند ” عید الشجره” یا جشن درختان.
در واقع عید ملی و مذهبی مردم عرب عید فطر است. از این رو چند هفته پیش از عید فطر، بازار فروش شیرینی و عطر و بخور و لباس نو در شهرهای عرب نشین گرم می شود. دو سه روز قبل از عید هم به پاکیزگی ونظافت اختصاص دارد با نام هایی چون شب پاکیزگی، شب آرایش و ..
بیشترین جامه های نو را برای کودکان می خرند اما در روز عید فطر، همه نو نوار می شوند. عید دیدنی پس از نماز عید انجام می گیرد و تا سه روز ادامه می یابد. گاه، گروه هایی از مردم عرب با یزله و پایکوبی – همراه با تیراندازی هوایی – به عید دیدنی ریش سفیدان و بزرگان ایل و عشیره می روند. در چنین حال و هوایی، عید را برگزار می کردیم و یاد مانده های آن هنوز در ذهن ام نقش بسته است. در این حافظه نه خاطره ای از نوروز هست و نه از هفت سین. البته بعدها وقتی بزرگ شدم هفت سین را در تلویزیون رسمی ایران دیدم.
عید ملى فطر – البته – عید مذهبى هم هست. عید فطر در مناطق جنوب ایران به “عید عرب ها” معروف است و این توصیف به ویژه توسط اقلیت غیر عرب به کار می رود. توصیفی همراه با بی اعتنایی وتحقیر. در مقابل، عرب ها هم به عید نوروز می گویند “عید عجم ها”. به اینها باید سیاست های “رویت هلال” روحانیان جمهوری اسلامی ایران را اضافه کنیم که گاه تا ساعت ده صبح، بل تا دوازده ظهر، صحت عید فطر را تایید نمی کنند و عید ملی مردم عرب را خراب می کنند. مقایسه میان تعطیلات یک روزه این عید با پانزده روز تعطیلی عید نوروز در ایران یا با تعطیلات یکی دو هفته ای عید قربان و فطر در کشورهای عربی و اسلامی همواره باعث ناخشنودی ملت عرب در ایران بوده است. در سال های اخیر گویا تعطیلات عید فطر دو روزه شده است اما تابع بخشش رییس جمهور است و به صورت قانون در نیامده.
عید فطر را هم عرب های مذهبی و هم غیرمذهبی در ایران جشن می گیرند. آشکارتر بگویم، در عراق حزب کمونیست این کشور همه ساله فرارسیدن عید فطر را به مردم عراق شادباش می گوید و آن را عید ملی خویش به شمار می آورد.
در دو دهه اخیر عید فطر به مناسبتى براى اعتراض و مخالفت عرب ها با رژیم جمهوری اسلامی ایران بدل شده است و مردم – آگاهانه- کوشیده اند در برابر اهمال حکومت و غیر عرب ها ، آن را با شکوه بیشترى جشن بگیرند. گاه ممانعت حکومت از برگزارى نماز عید فطر در خارج از چارچوب رسمى باعث درگیرى هایى میان عرب ها و نیروهاى انتظامی شده است. حکومت، اساسا اجازه نمی دهد نماز عید فطر توسط شخصی غیر از امام جمعه رسمی برگزار شود. چند سال پیش در تهران نیز حکومت به نهضت آزادی اجازه نداد نماز عید فطر را جدای از نماز رسمی عید فطر به امامت خامنه ای برگزار کند. این امر در مورد عرب های اهواز حادترو خشن تر بوده و یک بار ، در سال 1384 منجر به زندان و سپس تبعید برخی از نمازگزاران عرب، به ویژه امام آن نماز عید شد.
یک سال پس از قیام مردم عرب در شهرهای استان اهواز در اردیبشهت 1384 (آوریل 2005) مساله از محدودیت گذشت و حکومت اساسا با هر گونه برگزاری نماز عید فطر توسط نیروهای مستقل و خارج از حاکمیت مخالفت کرده است و با خشونت با کسانی که قصد این کار را داشته اند برخورد کرده. دلیل جلوگیری حکومت از برگزاری نماز عید فطر خارج از چارچوب نماز رسمی عید فطر، این است که حکومت اساسا با هرگونه ابتکار یا فعالیت مستقل – هر چند مذهبی و شیعه – مخالف است و می خواهد همه چیز زیر چتر ولایت فقیه و نمایندگان اش در استان ها و شهرستان ها انجام گیرد. و گرنه هیچ شعار استقلال طلبانه ای در آن گونه نماز مردمی عید فطر در اهواز سر داده نشد. درست به همان دلیل، حاکمیت با برگزاری نماز عید فطر توسط نهضت آزادی مخالفت کرده بود.
در یک مورد مشخص مى توانم بگویم، همه ساله در روز عید فطر در شهر حمیدیه – سى کیلومترى اهواز- تظاهرات و درگیرى با پلیس و نیروهاى امنیتى رخ داده است. این اعتراضات حتى در دوره هشت ساله احمدى نژاد هم انجام مى گرفت. پدیده اعتراض و تظاهرات ملت عرب در روز عید فطر در ایران را مى توان با پدیده اعتراض وتظاهرت ملت کرد در نوروز در ترکیه مقایسه کرد. در واقع اعتراض در هر دو حالت علیه ستم ملى است که به بهانه و در روز عیدهاى ملى هر دو ملت صورت مى گیرد، در حالت ملت عرب اهواز، عید فطر به عنوان نماد عید ملى عرب ها در برابر عید ملى رسمى (نوروز) معنا مى شود و در حالت ملت کرد در ترکیه، عید نوروز در برابر عید مذهبی و رسمى ترکیه (عید قربان) معنا مى یابد.
در پایان این مقاله لازم می بینم عید سال نو را به همه خلق هایی شادباش می گویم که این عید را جشن می گیرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)