Image result for ‫بمباران شیمیائی حلبچ‬‎

در سالگرد بمباران شیمیائی حلبجه و به یاد رفقای رزمنده گردان شوان
در پایان روزهای زمستانی سال ١٣۶۶ خورشیدی و پویائی زمین و نوید آمدن بهار دل انگیز، و در دورانی که جنگ خانمانسوز و ارتجاعی ایران و عراق در اوج خود فرسایشی و طولانی گشته و تلفات آن از دو طرف بسیار وحشتناک بالا گرفته بود. به پهنای تمام مرزهای مشترک که کردستان را هم شامل می شد، روزبه روز قربانی بیشتر می گرفت و جنایتکاران دول غربی هم با گرم کردن آتش جنگ برای فروش بیشتر تسلیحاتشان، لحظه به لحظه در بوق و کرنایشان می دمیدند و مردم بی دفاع طرفین از زن و مرد و کودک قربانی ستمکاران می گشتند.
این جنگ خانمانسوز عواقب بس بی شمار دردناکی را در میان مردم ایران و عراق، بخصوص در شهرهای مرزی که بیشتر زیر آتش توپ و خمپاره و بمباران های شدید و همیشگی بودند، به جای گذاشته که فراموش نمی شوند. چه انسانهائی که در میادین مین در در گذرگاههای مرزی قربانی گشته و یا اعضائی از بدنشان را از دست داده و معلول مادام العمر گشته اند.
در یکی از این حملات خونبار و جنایتکارانه که رژیم جمهوری اسلامی با همکاری بخشی از اپوزیسیون عراقی مستقر در ایران طی یک یورش و شبیخون گسترده و سازمان داده شده در قسمت غرب ایران در کردستان به شهر حلبجه حمله آورد و تمام منطقه را به تصرف درآورد و ارتش عراق غافلگیر شده و بیشتر نیروهای عراقی هم در منطقه گیر افتاد . صدام جنایتکار در یک تصمیم تلافی جویانه که نتوانست نیروهایش را هم عقب بکشد ،بمباران شیمیائی منطقه را سازمان داد که در این یورش وحشیانه و جنایتکارانه بیش از پنج هزار نفر از مردم بی دفاع حلبجه و اطراف جانباختند و تعداد زیادی مسموم و مصدوم که عوارض آن هم اکنون هم مشاهده می شود.
متاسفانه و در نهایت گردانی از پیشمرگان رزمنده کومه له ،سازمان کردستان حزب کمونیست ایران نیز در ماجرا گیر افتاده و در حین عقب نشینی که از صحنه جنگ طرفین خود را دور کنند ،چون تحت تاثیر سموم شیمیائی هم قرار گرفته بودند و در حرکتشان کندی صورت گرفته بود و بدنبال راه چاره بودند . در این میان نیروهای جمهوری اسلامی متوجه تحرکات آنها شده و آنهارا به محاصره خود در آورده و در یک درگیری قهرمانانه و تا آخرین فشنگ مقاومت کرده و جان باختند و تعدادی از رفقا اسیر که پس از شکنجه های فراوان در زندان شهر سنندج به جوخه اعدام سپرده شدند و این عزیزان رزمنده کومه له خونشان در آمیخته با مردم زحمتکش حلبجه گشت .
یاد این عزیزان کمونیست و رزمنده هرگز فراموش نمی شود و در خاطر ما خواهد ماند.
این عزیزان فرزندان کارگران و زحمتکشان و از حقوق آنان دفاع می کردند و نیروی پیشمرگ کومه له بازوی مسلح کارگران و زحمتکشان کردستان هستند که برای آگاهگری و دفاع از خواستهای برحق آنان در میدان مبارزه طبقاتی همواره آماده و خدمت گزارند.
یادشان را در ادامه مبارزه مان گرامی می داریم و این رزمندگان کمونیست هرگز فراموش نخواهند شد. در خاتمه به تمام خانواده سرفراز رفقای گردان شوان درود می فرستم و دست گرمشان را می فشارم و در مقابل عزم استوارشان سر تعظیم فرود می آورم.
اردشیر نصراله بیگی
مارس ٢٠١٧ میلادی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)