در طول سالیان متمادی که از تمدن ما به عنوان اولین تمدن بشریت می گذرد هیچگاه به این اندازه نسل و جامعه افسار گسیخته، بی محتوا، بی هویت و بدون آگاهی نبوده است. این سخن شاید برای بسیاری سنگین باشد چه بیان آن و چه قبولش اما واقعیت را اگر نپذیریم اصلاح نمی شویم همانطور که تا امروز نشده ایم.

ما نقد نمی پذیریم،خود برتر بین هستیم در مقابل خودمان و اجتماعمان و دهکده جهانی و خواهان تمجید مداومیم و از تملق و چابلوسی لذت و از رک بودن و صداقت نفرت داریم و فقط به جز این تظاهر می کنیم.

ما بدون توجه به نیازمان حرف می زنیم، می پوشیم، آرایش می کنیم، می خوریم، مست می کنیم و بدون کوچکترین مسئولیت پذیری اجتماعی؛ کار نمی کنیم، خلاف می کنیم، دروغ می گوییم، قوانین را رعایت که نمی کنیم به سخره هم می گیریم و به عنوان ارزش به کودک و نسل بعدمان یاد می دهیم همانطور که به ما یاد داده اند. به نسل های پیش و پس از خود دقت کنید؟

مدام در حال تکرار این جمله بوده ایم و هستیم و خواهیم بود که “انسان باید از تجربیات دیگران استفاده کند” و روزی چند مرتبه با خود تکرار می کنیم همه چیز تجربه شدنی نیست “باید از تجریه دیگران استفاده کرد” و اینجاست که اولین گام لغزش این نژاد را می توان جستجو و تبیین کرد.

آیا تا بحال کسی به شما طریقه ی صحیح استفاده از تجربیات دیگران را گوشزد کرده است؟ آیا تا بحال در این مُلک کسی به این جمله لقلقه ی زبان و طریقه ی فهم درست از تجربه توجه داشته است؛ طی این چند هزار سال؟

حقیقت اما این است ما تظاهر می کنیم، ادا در می آوریم، بوی روشنفکری در فضا می پراکنیم، ما روشنفکر نما هستیم. در حالی که در باطن از یک انسان خشک ِ مقدس هم صلب تر و غیر قابل انعطاف تر هستیم، چون فقط از تجربیات دیگران استفاده می کنیم و فکر می کنیم اینکه یک “دین عصر حجری” یا “دین و آیین شیک ِامروزی” یکسری قوانین و مقرارات تغییر ناپذیر برای خود دارد بسیار دمده و متعفن است و هر روز آن را به سخره می گیریم در حالی که خود ِ روشنفکرمان از آن گند بو تریم. چرا که آن قوانین برای عده ای صلب مغز اعتقاد می شود و برای ما حتی اعتقاد هم نیست.

که ما به بدترین شکل ممکن تقلید می کنیم و خود نمی دانیم. چون به کارهای خود به رفتار خود به گفتار خود فکر نمی کنیم. فکر می کنیم؟ فکر –اندیشه- زاده ی مطالعه فراوان و آن هم مطالعات فراوان با “استدلال و استنباط شخصی” و “نتیجه گیری شخصی” در مورد پدیده های مورد مطالعه است نه خواندن و تصدیق و پیروی فکری که ابتر است و “تقلید پنهان”.

۱-آمار مطالعه در ایران در سال کمتر از ۲ دقیقه است این مورد ۹۹درصد جامعه است که معلوم الحالند و من اسم این عده را عوام -به معنی لغوی- می گذارم. که در این ۹۹ درصد تمام مردم ایران جا میشوند؛ از زن و مرد، تحصیلکرده و بی سواد، کارگر و کارگردان سینما!

۲- آن یک درصد باقیمانده که بگوییم خواص –به نگاه من،قشر تاثیر گذار فکری بر جامعه مدنی، “اقلیت بالقوه ی منفعل”- هم شو اجرا می کنند. چون اگر همرنگ جماعت نشوند محتوم و محکوم به انتحارند! نمونه های فراوان سراغ داریم نداریم؟

متاسفانه دلیل عدم پیشرفت و غیره- نکاتی که در بالا ذکر شد- همین یک جمله “از تجربیات دیگران.الی اخر” است در کنار تقلیدی که چند هزار سال است گرفتار آنیم.

حتی همین امروز. در دی ماه سال ۱۳۹۱خورشیدی و ۲۰۱۳ میلادی و ****قمری(این مهم نیست)

*پاره ای توضیح:

باز در این باره خواهم نوشت. یکسری کلیات مطرح شد. این بحث را باز می کنیم. و آماده سوال و جواب پرسش و پاسخ و حملات کوبنده هستم.

در این بخش رادیو زمانه که متعلق به من است از هر دری “فرهنگی اجتماعی” صحبت خواهیم کرد. به امید همراهی و ارتقا سطح شعور فکری و عملی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)