در روزگار نوجوانی و مقطع دبیرستان، دبیر فیزیکی داشتیم به اسم آقای قمری که از دبیران به نام کنکور زمان ما بود. شاگرد إستاد منصوری معروف؛ فیزیکدان، و کلی مسرور از این بود که به شاگردان نخبه دختر درس میداد. چرا که تدریس دبیران مرد در دبیرستان های دخترانه ایران ممنوع بود.

یادم هست که در روز زن، به جای شروع تدریس رو به ما کرد و متفکرانه گفت: به نظر شما آیا دلیلی به جز اعتراف به نقض حقوق و ضعیف انگاری افرادی که روزی در تقویم برای بزرگ داشت مقام آنها در نظر گرفته شده است  وجود دارد؟ او ادامه داد که روز زن، معلم، کارگر و هر روزی از این نوع خود تاکید و اقراری است به تبعیض و ضعیف انگاری موجود و حل شده در جامعه.

امروز بعد از گذشت بیست سال  از حرف های او، باور دارم که تبعیض و ضعیف انگاری سیستماتیک   حتی بعد از گذشت این سالها تغییری نکرده است.

امروز هنوز داشتن رییس جمهور زن آرزو و هدف است برای مبارزه.  امروز حضور زنان در مشاغل مردسالار  به سختی تحمل میشود. امروز در پارلمان اروپا مردانی هستند که در برابر چشم جهانیان  و بی پروا اعضای زن این مکان بین المللی را تحقیر میکنند.

امروز حق زن بر بدن اش هنوز موضوعی برای مبارزه است. امروز سقط جنین، حق سفر، حق انتخاب پوشش، و خیلی چیزهای دیگر مسأله است.

خشونت و برده داری نهادینه شده بر علیه زنان ، واژه فمینیسم را تابو کرده. و امروز بله، امروز، خشونت علیه زنان حتی توسط خود زنان، بازتولیدی از خشونت سیستماتیک جامعه و قوانین و روشی برای ابقای حیات  شده است.

به نظر شما با این وجود، دلیلی برای تبریک روز زن وجود دارد؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)