امر آموزش با دو مقوله رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی پیوندی تنگاتنگ دارد. البته به همان اندازه که ارتقاء میانگین سطح آموزش در هر کشور دارای اهمیت بالایی است، توزیع عادلانه آموزش بین ساکنان آن سرزمین نیز مهم تلقی می‌شود. در جهان امروز سهم دختران و زنان از فرصت‌های آموزشی، بسیار کمتر از پسران و مردان است و نابرابری‌های مبتنی بر تفاوت جنسیتی همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد. تقویت موقعیت زنان در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیازمند بهره‌مندی آنها از حقوق، فرصت‌ها و امکانات برابر است. بهبود دسترسی زنان به آموزش، فقط به پیشرفت و رفاه فردی زنان منجر نخواهد شد؛ بلکه پتانسیل اقتصادی کشور را نیز افزایش خواهد داد. اکنون ثابت شده سرمایه‌گذاری روی آموزش و پرورش دختران و زنان، در کنار فوائد بسیار اجتماعی و اقتصادی برای آنان، یکی از بهترین شیوه‌های دستیابی کشور به پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی است.

در عرصه‌ی جهانی توجه جدی به مقوله آموزش، برای تحقق پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی و ریشه‌کنی فقر اهمیت بسیاری دارد. کشورهایی که مردم آن از سطح تحصیلی بالاتری برخوردارند، گام‌های بلندی نیز در راه توسعه برداشته‌اند. آنچنانکه پیشتر گفته شد، به اندازه‌ای که ارتقاء میانگین سطح تحصیلات عمومی دارای اهمیت است، توزیع عادلانه آموزش نیز اهمیت دارد. وجود تبعیض‌‌های مبتنی بر تفاوت جنسیتی، یکی از اصلی‌ترین موانع در مسیر کسب آموزش به حساب می‌‌آید. اگر این مانع برطرف نشود، بسیاری از انسان‌ها نخواهند توانست از فرصت‌های برابر آموزشی برخوردار شوند. هرچند در بسیاری کشورها پسرهای زیادی هم از فرصت تحصیل بهره‌مند نیستند، اکثر کودکان و جوانانی که از امکان ادامه‌ تحصیل محروم‌ می‌مانند، دخترند.

دسترسی به آموزش یک حق بشری است و از دیگر سو، آموزش وسیله‌ای است برای تحقق عدالت، پیشرفت و صلح. لغو تبعیض در زمینه‌های آموزشی علاوه بر سودرسانی مستقیم به دختران و پسران، گامی است مهم برای رسیدن به مناسبات برابر بین زنان و مردان. باسوادی زنان شاه‌کلید حفظ بهداشت خانواده، ارتقاء میزان تربیت فرزندان و جامعه‌پذیری آنهاست.

سطح پایین‌تر آموزش زنان در مقایسه با مردان، یکی از ویژگی‌های اصلی جوامع کمتر توسعه‌یافته محسوب می‌شود. در کشورهای در حال توسعه نیز تبعیض جنسیتی در حوزه‌ آموزش به وضوح و در ابعاد گسترده قابل مشاهده است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد بین سطح آموزش زنان و کیفیت فعالیت‌های اقتصادی و سطح اشتغال آنان رابطه‌ معناداری وجود دارد. هرچه سطح آموزش بالاتر باشد، میزان اشتغال نیز بالاتر می‌رود. اما موانع موجود در مسیر تحقق فرصت‌های برابر آموزشی برای زنان و مردان چیست؟ شرایط خانوادگی، هنجارهای فرهنگی و نگرش نهادهای اجتماعی و سیاسی، مهم‌ترین عوامل دخیل در این مسأله هستند. استمرار هنجارها و ارزش‌های سنتی درباره‌ نقش زنان، باعث کاهش حضور آنان در محیط‌های آموزشی می‌شود. از آنجا که در جوامع سنتی مناسب‌ترین نقش برای زنان «همسری» و «مادری» است، دختران بسیاری بدون کسب آموزش و تحصیلات لازم، وارد زندگی زناشویی شده، بچه‌دار می‌شوند. این دختران مورد احترام و پذیرش همان جامعه نیز قرار می‌گیرند. در چنان شرایطی زنی که فرزندان بیشتری به دنیا آورده باشد، از شأن اجتماعی بالاتری برخوردار می‌شود؛ اما در زمینه‌های آموزشی، اجتماعی و اقتصادی هیچ افقی برای این زنان قابل تصور نیست. کم بودن درآمد خانواده یا به بیان دیگر وجود مشکلات اقتصادی یکی دیگر از علل محروم ماندن دختران از تحصیل به حساب می‌آید؛ زیرا خانواده به دلیل ناتوانی از تأمین هزینه تحصیل تمام فرزندان، ناگزیر باید تصمیم بگیرد که کدام یک از فرزندان می‌تواند از شانس ادامه تحصیل برخوردار شود و بدین ترتیب فرصت تحصیل به نام فرزندان پسر رقم می‌خورد. کار کودکان هم به عنوان یکی از تبعات فقر، مانع دیگری است در مسیر آموزش. دخترها با انجام کارهایی مثل خانه‌داری، نگهداری از خواهران و برادران کوچک‌تر و انجام کارهای مزرعه، در واقع به کارگران بدون مزدی تبدیل می‌شوند که ناگزیر باید از محیط‌های آموزشی دور بمانند. در نواحی کمتر توسعه‌یافته که میانگین تحصیل در آنها پایین‌تر از سایر بخش‌های هر کشور است، خانواده‌ها اهمیت کمتری به مقوله‌های آموزشی و تحصیلی قائلند و بدین ترتیب آموزش نسل جوان نیز چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. در بخش‌هایی هم که پراکندگی جمعیت بالاست، به دلیل دور بودن مدرسه از محل زندگی و کمبود امکانات حمل‌ونقل، کودکان فرصت بهره‌مندی از امکان تحصیل را از دست می‌دهند و در این میان دختران بیشتر از پسران از ادامه‌ تحصیل بازمی‌مانند.

اعمال تبعیض‌های آموزشی علیه زنان، اقدامی است علیه عدالت اجتماعی. از طرف دیگر نباید از نظر دور داشت که طبق پژوهش‌های به عمل آمده، در کشورهای در حال توسعه سود حاصل از آموزش زنان، بسیار بیشتر از سود ناشی از آموزش مردان بوده است. همچنین ارتقاء سطح آموزش زنان موجب کاهش آمار ازدواج‌های زودهنگام می‌شود و میزان زادوولد را نیز کاهش می‌دهد. از همین رو آموزش زنان گامی است مؤثر برای داشتن فرزندانی سالم‌تر و تربیت‌پذیرتر. مادارانی که از آموزش‌های بهتری بهره برده‌اند، روی سلامت و تربیت کودکان‌شان دقت بیشتری مبذول می‌دارند و نسلی سالم‌تر را تحویل جامعه می‌دهند. علاوه بر اینها ارتقاء آموزش زنان باعث خواهد شد زنان از سطح کارگران ساده‌ مزرعه‌ها و کارخانه‌ها، به سطح‌های بالاتر کاری ارتقاء بیابند.

منبع: academia.edu

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)