گذشته،حال،پنجره ای به آینده(۲)
مردم بی دست!
مردم تهیدستت بی دست می شوندوتخم مرغ دزدها؛شتردزد!
آخرین خبرهاازسرقت(وسرقت های مکرروادامه دار) همین چند روزپیش اتفاق افتاد:
سرقت ازخودروی حمل پول متعلق به بانک پاسارگاد که در حال حرکت در بزرگراه حقانی
بود،صورت گرفت.
چندروزقبل ازآنهم یک صرافی درروزروشن مورددستبردقرارگرفته بود:
سارقان مسلح روز ۲۸ بهمن با ورود به یک صرافی در میدان فردوسی پس از مجروح کردن مرد صراف و شاگردش،۶۵ میلیون تومان پول و ارز سرقت کرده و با یک دستگاه پراید از صحنه سرقت متواری شدند.
که به گفته ی فرمانده انتظامی تهران بزرگ،
سارقان صرافی خیابان فردوسی ۴۸ ساعت بعد از سرقت شناسایی شدند.
این افراد پس از سرقت به استان‌های غربی کشور گریخته بودند و با همکاری پلیس استان لرستان دستگیر و به مرکز منتقل شدند.
گفتنی است،این سرقت وحادثه
یک هفته پس از آن صورت گرفت که قوه قضائیه ایران برای سه نفر در تهران حکم قطع دست صادر کرد.
شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران روز شنبه ۲۳ بهمن ماه سه نفر که دو تن از آنها
برادر بودند را به اتهام سرقت به «قطع دست، رد مال و ۳ سال زندان» محکوم کردند.
به گزارش روزنامه فرهیختگان این افراد به سرقت از خانه‌های ویلایی در خیابان میرداماد اعتراف کردند. به گفته این روزنامه ارزش تقریبی اموال سرقت شده حدود ۵۰۰ میلیون تومان بوده است.
۳۵سال پیش درتاریخ
12خرداد1360،روزنامه انقلاب اسلامی نوشت:
به حکم دادگاه انقلاب اسلامی بهشهر،عزیزصید انلوفرزند عزت (21ساله)بجرم سرقت اموال بیت المال کمیته امداد امام خمینی کله کاه،به قطع 4 انگشت دست راست محکوم وحکم صادره در جمعه شب به مرحله اجرا درآمد.وی مبادرت به سرقت 1کیسه برنج بزرگ،9قوطی روغنی 17کلیویی ویک کیسه تاید(پودررختشویی)ازاموال کمیته امداد امام خمینی گلوکاه کرده بود.
درارتباط باهمین خبر،روزنامه کیهان۱۸خرداد۱۳۶۰
گفت وگویی باعامل صدودحکم قطع انگشتان دست دربهشهر(حجت الاسلام ایمانی)انجام داد،که بخش هایی ازآنرادرزیرمی خوانید:
تاکنون درمواردی اگرچه نادرودرپاره ای ازشهرستانهای کشورحکام شرع دررابطه بامواردی ازسرقت دستورقطع دست سارق راداده اند.تازه ترین این موارد دربهشهراتفاق افتاده است.
کیهان به هنگام انعکاس خبرکوتاه این سرقت ومجازاتی که ازسوی حاکم شرع برای آن براساس حکم رسمی مشخص شده بودبه عنوان یک زیرنویس این عمل حاکم شرع رازیرسوال قرارداد.به این ترتیب که:
درشرایطی که دزدان سرمایه دارمیلیون میلیون اموال ملت مستضعف رابه غارت می برندآیاصحیح است که بخاطریک کیسه برنج،۹قوطی روغن نباتی۱۷کیلویی ویک کیسه پودرظرفشویی که جمع آن بالغ بر۵هزارتومان هم نمی شوددزدی رابه قطع انگشتان دست محکوم کنیم؟
….موضوع دیگری که قابل اشاره است حاکم شرع یک شهربه اعتقادمابایددرحدی به مسائل اجتماعی واقتصادی جامعه ورودداشته باشدومسائل راازنگاه مدبرانه وآگاهانه وتسلط به این مباحث موردمداقه وامعان نظرقراردهد.حال آنکه حاکم شرعی که صادرکننده این حکم خاص می باشدبرخورددقیق ولازم درکلی ترین مسائل جامعه راندارد..
بعدازاین مقدمه پرسش کننده ازقول
حاکم شرع(حجت الاسلام ایمانی)می نویسد:
….این آیه قرآن که گفتم درموردقطع یددزدصریح است وبروبرگردهم نداردوماهم می دانیم جهتش چیست؟
جهتش این است که وقتی که دست دزدبریده شودجلوهزاران دزدی هاگرفته می شودودست هم آشکاراست وتنبیهی می شودبرای دیگران.دیگران جرات نمی کنند دزدی بکنند….
…حکام شرع نیزدرتشخیص خودشان مستقل هستند.خودمن بیش از۳۰سال که درحوزه علمیه قم هستم ودرآنجاتدریس می کنم وبچه طلبه هم نیستم که پنج،شش سال درس خوانده باشم.هم سن من شهادت می دهدهم علمای قم مرامی شناسند.مااین مسئولیت راقبول کردیم وظیفه ماست حکم خداراتاآن حدکه تشخیص می دهیم اجراکنیم.(پایان نقل قول).
گفتنی ست همان زمان که ایشان اظهارمی داردمن بچه طلبه نیستم حکام شرعی چون پورمحمدی ورئیسی و….یک بچه طلبه درسن۲۰سالگی وکمی بیشتروحتی کمترحکم اعدام رامثل آب خوردصادرمی کردند!
درادامه روزنامه کیهان در۱۹خرداد۱۳۶۰درقسمت دوم گفت وگویی هم باعزیزصیدانلوکسی که به قطع چهارانگشت محکوم شده است،انجام می دهد.
خبرنگارمی پرسد
لطفادرموردقصاصی که دادستانی بهشردرموردشمابه اجراگذاشته ونیزدرمورداتهام خودوعلل اقدام به سرقت درصورت موردقبول بودن ازطرف خودتان توضیح بفرمائید.
لطفابفرمائیدکه اصل مساله چه بوده است.جرم شماسرقت است وبه همین جرم انگشتان شمارابریده اندوتوضیح دهیدکه چرابه این عمل دست زدیدوچگونه به پرونده شمارسیدگی نموده اند؟
سارق:
بنام خدا.
ماسه نفربودیم که اینکارراشبانه انجام دادیم وچون فردای آنروزسپاه فهمیدهمه آنهاراتادینارآخرتحویل دادیم ومارابه دادگاه بهشربردندوبه زندان انداختند.بعدازدوماه وپنج روزمارابه دادگاه احضارکردندوبرای مان قرارصادرکردندوماآزادشدیم.۲۵روزبعدازآزادی ما،درگلوگاه درگیری بوجودآمد.البته دررابطه بادرگیری آنروزبامن کاری نداشتند.چون اصلادردرگیری نبوده ام.سه روزبعدازدرگیری مراگرفتند،پرسیدندکه آیادردرگیری شرکت داشتید؟گفتم:که من دردرگیری نبوده ام ودراین باره قسم می خورم.
خبرنگار:.
درگیری مربوط به چه کسانی بوده است؟
سارق:
فکرمی کنم ازطرف سازمان مجاهدین خلق بود.
خبرنگار:
ادامه دهید.
سارق:
گفتندپای ورقه بازجویی راامضاء کن من امضاءکردم وبعدازچندروزمرابه دادگاه بردند.
خبرنگار:
نگفتندبرای چه چیزامضاء کنید؟
سارق:
گفتندهمین هاراکه گفتی نبودم امضاءکن ومن هم امضاء کردم.
بعدازچندروزمارابه دادگاه بردند،دادگاه شاهدی نداشت وبعدازچندروزمراخواستندوآقای ایمانی گفتندشمادزدی کردیدوبگوئیدچگونه اینکارراانجام دادید.من هم توضیح دادم وگفتم شماماراببخشید.مااشتباه کردیم.شمابجای برادربزرگترماراببخشید.مااشتباه کردیم.
مانادان بودیم.نمی بایست دزدی کنیم وکردیم.حالاازشمابخشش می خواهم.
ایشان گفتند:انشاء الله درست می شودومن بیرون رفتم بعدازچندروزبه اتاقم درزندان آمدندومراخواستندوگفتندکه لباس بپوش وحاضرباش من لباس پوشیدم وپائین آمدم.چندنفرآنجابودند.گفتندپرونده شماآمده وبرای سرقت برنج وروغن محکوم به قطع چهارانگشت شدید.
خبرنگار:
آیادوستان شریکتان هم آمده بودند؟
سارق:
خیرآنهاهنوزحکمشان معلوم نشده و هنوز دادگاهشان نشده.ماهیجدهم بایدبه دادگاه برویم من نمی دانم چرا.
گفتند:این حکم شماست.امضاء کنید.من گفتم امضاء نمی کنم.
گفتند:امضاء کنیدومن نکردم.
بلافاصله چشمانم رابستندومرابردند.دریک ماشین انداختندوتوی شهرخیلی دورزدندوبعدنمی دانم کجارفتند،وقتی واردشدیم بوی الکل آمد.باخودگفتم لابداینجابیمارستان است.به من گفتنددکترمریض داردوچنددقیقه منتظربشو.بعددکترآمد.وبعدمن گفتم آقای دکترمرابیهوش کن.امابیهوش نکردند.ودستم راهم بی حس نکردند.چون اگربی حس می کردندکه دردم نمی آمد.ومی گویندکه دستم رابادستگاه بریدند.اگربادستگاه بودچرادوباربربدند؟یکبارروی میززدندووقتی روی زمین افتادم یکبارهم روی مورائیک زدند.دوبارزدند.بعدمرابه بیمارستان بردند.دکترپرسیدکه بیهوشت نکردند؟گفتم نه.بعددستم رابخیه کردند.
خبرنگار:
اعتقادشماچیست،فکرمی کنیداگرکسی به حسب اشتباه یابقول شماغرورجوانی دزدی کندفکرمی کنیدبایدبااوچه رفتاری کرد؟
سارق:
اگربرای اولین بارباشدخوب مااشتباه کردیم.ماجوان بودیم.درغرورجوانی آدم خیلی کارهامی کند.مااشتباه کردیم.شمابایدبرای اولین باراقلاماراببخشید.بخشش داشته باشید.مااعتقادبه همه چیزداربم.به خدا،به امام اعتقادداریم.برای اولین بارکه دست نمی برند.سرقت ماهم بالاترازآن چیزهایی که هست نبود.
خبرنگار:
دوستان شماهم اقرارکردند؟
سارق:
بله آنهاهم اقرارکردندوگفتنداشتباه کردیم.
خبرنگار:
اگرسرقت شمابه اتفاق دوستانتان بوده چراآنهارامحاکمه نکردند؟
سارق:
دادگاه آنهارااصلانگرفت.آنهابنااست چندروزدیگرمحاکمه شوند.
خبرنگار:
سرقت شماچه مدت قبل ازدرگیری اتفاق افتاد؟
سارق:
فکرمی کنم دوماه وبیست وپنج روز تقریباسه ماه.
خبرنگار:
شماازاین به بعددرموردزندگی تان تصمیم داریدچه کارکنید؟
سارق:
چه کارمی توانم بکنم.بااین دست قطع شده.من بااین دست چگونه کارکنم.چگونه عبادت کنم وچطوری خرج زن وبچه ام رابدهم.من یک زن ویک بچه دارم.خوب اینهاراچگونه خرج بدهم.آیااین درست است که جوانی رادراین سن ناکام کنند.من الان منزل پدرم هستم.ممکن است فرداپدرم بگویدنمی توانم خرجتان رابدهم.من به کجابروم وچگونه خرج اینهارابدهم
خبرنگار:
ظاهرااینطورکه تعریف کردیدشایداین مساله یک مقدارمربوط به عقیده شماهم بشود.شمابگوئیدکه نسبت به جمهوری اسلامی ایران وامام چه اعتقادی دارید؟
سارق:
ماانقلاب کردیم که جمهوری اسلامی بشود.اگرنمی خواستیم که خوب شاه بود.ماانقلاب کردیم بخاطرجمهوری اسلامی که بدردمابخوردومابه امام اعتقادداربم.
خبرنگار:
حالانظرت نسبت به جمهوری اسلامی چیست؟
سارق:
الان هم اعتقادداریم.چون مسلمانیم ومسلمان بدنیاآمدیم وبه امام هم اعتقادداریم.
بدنبال مصاحبه باسارق،خبرنگاریک مصاحبه ی مجددباحجت الاسلام ایمانی انجام داد:
خبرنگارمی پرسد:
جناب ایمانی مادرمصاحبه ای که باسارق محکوم به قطع یدداشتیم ایشان مطالبی راگفتندکه من لازم دیدم باردیگرباشمامصاحبه ای داشته باشم.
آقای صیدانلومحکوم به قطع یداظهارنمودندکه من اقراربه جرم کردم وهمه اموالی راکه به سرقت برده بودم تادینارآخرپس دادم وتقاضای عفونمودم وگفتم که ازمن تنهایکبارسراغ داریدکه سرقت کرده باشم وازشمامی خواهم که دراین جمهوری اسلامی به عنوان یک پدرمراموردعفوقراربدهید تاخودم رااصلاح کنم،امامقبول نیفتاد.من شخصا سوال می کنم اگرکسی عفوبخواهدبااین شرایط این عفوواقع نمی شود؟
حاکم شرع:
بسم الله الرحمن الرحیم
این حدچون حدخدایی است، یک حدداریم یک تعزیرداریم.
تعزیربه معنای تادیب است. تعزیردر احتیار حاکم شرع است.نگاه می کندومی بیندکه طرف آیاپشیمان شده است یانه؟سنش درچه حدیست؟وآگاهی اوتاچه حدی است؟آنوقت یاتعزیرمی کندیامی بخشد.
اماحدودشارع مقدس خودش یک چیزی راذکرکرده وتعیین کرده درآن قسمت حاکم شرع اختیارنداردوناچاراست که حدودرااجراء کند.
علاوه براین طوری که به ماگفته اندگرچه ماپرونده رابررسی نکردیم والان دردادگستری هست،این سابقه سرقت بسیارداردومی گویندبارهااقرارهم کرده است وموقع اجرای حدهم گفت که من مستحق این معناهستم….
خبرنگار:
این جوان اگراشتباه نکنم حدودبیست ویک سال داردفکرمی کنیدایشان که نادم هستندوباذکراین مطلب که به امام واین جمهوری معتقدنداگربخواهنددراین مملکت ازراه درست امرارمعاش کنندقاعدتامقدورنیست؛چون انگشتان دست راستشان بریده شده وقادربه کارنیستند، شماچه پیشنهادویاچه راه حلی برای این مطلب داریدوباذکراین نکته که عائله مندنیزهستند.
حاکم شرع:
شمافردرادرنظرمی گیریدومااجتماع رادرنظرمی گیربم.
مامشاهده می کنیم که بایک دست بریدن جلوگیری ازهزاران دست می شودکه بریده نمی شود.
یعنی جلوگیری ازهزاران سرقت می شودوجلوسرقت هاگرفته می شودواساس برتنبه می شودکه مادیده ایم.وبرای ماهم گفته اندکه نوع افرادالان متنبه شده اندودیدند عجب دست آدم راهم می برند؟
ازنظراینکه اجتماع،اجتماع سالمی شودمابروی این ملاحظه دست فردرامی بریم وفردرافدای اجتماع می کنیم…..
بسیاری ازمصالح ومفاسداست که ازنظرمامخفی است وخودخالق می داندکه چه مصلحتی دارد.ماازنظراینکه مسلمانیم ومسئول هستیم یعنی مسئولیم،حاکم شرع راقبول کردیم ما خلاصه تسلیم قرآن واسلام واین برنامه هستیم این مثال همان مثال است که گفتند:
آش خالته،بخوری پاته،نخوری پاته!
ماوظیفه خودمان رابایدانجام بدهیم.ماضامن رزق وروزی راخدای سبحان می دانیم.مابه آن مساله کاری نداریم.من بایدوظیفه خودم راانجام دهم.حافظ،گ ونگهداررزاق خداست. پروردگاراست.امااین نوع علل،ذکرکردن این نوع مصالح،بیان کردن این نوع حکم خدا،این نوع مفاسد،گرچه تمام احکام تابع آن مصالح ومفاسداست،نه آن احکام ومصالحی که من تشخیص بدهم.
بسیاری ازمصالح وحکم هست که مخفی است وهنوزعقل من ناقص نمی رسد.
خبرنگار:
درموردمصالح وحکم،اسلام چیزی نگفته که شمابخاطرداشته باشید؟
حاکم شرع:
اسلام درباره قطع یدهم اینقدرگفته که مااستفاده کردیم که قطع یدیکنفرجلوهزاران سرقت رامی گیرد.جلوبریدن دست هزاران نفرراهم می گیرد.این مسائل است.یعنی دزدی هاازبین می رود.امنیت ازنظرمالی برقرارمی شودومردم می دانندکه کاری که کرده اند، نتیجه دسترنجشان رادیگری به یغما نمی برد.(پایان نقل قول).
همان زمان ابوالحسن بنی صدر(اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران)درروزنامه انقلاب اسلامی به تاریخ
12خرداد1360، درکارنامه ریاست جمهوری خودنوشت:
اگربخواهید درجامعه ای که اکثریت وسیعی به معنی واقعی کلمه گرسنه وبیکارندبرای دزدی مجازات دست بریدن قرار بدهید،بعداز مدتی مردم بی دست خواهند شد!
روزنامه کیهان درتاریخ۱۴خرداد۱۳۶۰
به نقل ازدکتربهشتی (رئیس دیوان عالی کشوردرپاسخ به بنی صدردریک مصاحبه مطبوعاتی ودرپاسخ به پرسش خبرنگارکه پرسید:
رئیس جمهورگفته اند:اگربخواهنددرجامعه که اکثریت وسیعی به معنای واقعی کلمه گرسنه وبیکارندبرای دزدی مجازات دست بریدن قراربدهیم پس ازمدتی مردم بیدست خواهند شد.،نظر شما در این موردچیست؟
رئیس دیوانعالی کشورپاسخ می دهد:
نظربنده این است که بایددوچیزراباهم دنبال کنیم:
هم بااجرای حدودالهی امنیت بوجودبیاید؛هم بااجرای برنامه های اقتصادی مردم راازگرسنکی وفقرنجات بدهیم.
ازایشان بایدسوال کرد:
دست نبرندآنوقت یعنی دزد راآزادبگذارندیازندان ببرند؟
اینکه فرقی نمی کند؟ اگردرجامعه ای که فقرومحرومیت چنین گسترده وجودداشته باشدبخواهنددزدرازندان ببرندهمه جای این مملکت زندان خواهدشد.بی شک بایدبرای مبارزه بادزدی با اجرای مجازات اکتفانکرد.بایدبرای ریشه کن کردن فقرومحرومیت تلاش کرد،اما هیچکس نمی گویدکه مجازات رامتوقف کنندتاوقتی که برنامه مبارزه بافقربه ثمررسیدآنوقت مجازات راشروع کنند!آیاایشان چنین پیشنهادی دارند؟(پایان نقل قول).
فتاحی (رئیس کمیته امداد)خط فقرراحدود۸۳۰ هزارتومان و۱۱درصدمردم رادرخط فقرآمارداده است؛این درحالی ست که طبق برآوردهای غیررسمی خط فقرحدود۲ الی ۲/۵میلیون تومان و۲۵درصدمردم ایران درزیرخط فقرمی داند.
درپایان متذکرمی شویم:
این بررسی کوتاه صرفا درموردزمینه اجتماعی سرقت است؛وبه موضوع حدودوقصاص_که بطورعلمی،عقلی وشرعی وعرفی قابل تغییر است وعلت وجودی آن در قرآن دلیل دیگری دارد_نمی پردازد.
واینکه ماهیت سرقت صرفاجیب بری وآن مفهوم عامیانه ومتبادری که دائم به آن می پردازند،نیست.
وکم فروشی،گرانفروشی،درج مطالب دیگران بنام خود،ماهیت ونوع حکم قاضی وبسیاری ازموضوعات جامعه رادربرمی گیرد.وهرمساله ای که فاعل آن درفعل خودغش درمعامله کند،یعنی فریب رابه انحای زروزوروتزویربکارببرد،این هم می تواندسرقت باشد!
آیانبایدبرای آن هانیزحکم قطع دست راصادرکرد؟واصولاکدام قاضی محکمه ای می تواندواقف به آن باشد؟
موضوع فقراقتصادی ام المسائل است،وخودشارعین حکم مقدس!درمنابرخوددائم وعظ کرده اندکه:
فقرکه واردشودایمان ودین هم ازدست می رود.
فقرموجود،ووضعیت فعلی اقتصادایران،محصول ۳۷سال ناکارامدی حکومت دینی است.
دینی که یک شارع داردوحرف فقط حرف اوست ولایتغیراست!!
زیرادرمدیریت جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه درراس است واین ولی فقیه اکثرمقامات کلیدی کشوررامنصوب می کندوبااصل نظارت استصوابی تمامی مدیریت اجرایی وهمینطورمجلس شورا باواسطه ای منصوب ایشان هستد!!
درراس حکومت شخصی قرارداردکه خودرانماینده ی خدامی داندودرجمکران باامام زمان بطورمداوم درحال معاشقه است!!
وهیچ نهادی نیزقدرت بازخواست ازافعال اوراندارد.
وبه همین بدلیل است که دراین سال ها مدیریتی بارانت ونظارت استصوابی درراس کارآمد وسواربرمردم شد.وبرای همین برای رسیدن به قدرت وعرض وجود،نفاق وریا ونفوذ درآن بی دادمی کندوبه همین ترتیب است که دائم به جمع کلاهبرداران مختلس ولمپن ودلواپس قدرت اضافه می شود.
سیروفی الارض ثم انظرواکیف کان عاقبه المکذبین(قرآن).
این قصه ادامه دارد..
۱۱اسفند۱۳۹۵
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگاربیکار)
https://t.me/shoorijezehmohammad

گذشته،حال،پنجره ای به آینده(۲)مردم بی دست!

گذشته،حال،پنجره ای به آینده(۲)مردم بی دست!