در ماه ژانویه دولت ایالات متحده ۴۹ سند جدید را که در سال ۲۰۱۱ میلادی از اسامه بن لادن در پاکستان کشف و ضبط کرده بود منتشر کرد. در میان این اسناد نامه ای خطاب به یکی از همکاران ارشد او در شمال افریقا بود که بر روی آن نوشته شده بود «بسیار  محرمانه». در این نامه بن لادن ضمن ابراز تاسف از تجرد برادران هم دینش و عدم در دسترس بودن همسران برای آنان از شرایطی که بر آن ها تحمیل شده می نویسد. او می گوید که از خدا می خواهد آنان آزاد و رها شوند. او اشاره کرده که به دکتر ایمن الظواهری نامه نوشته و با شیخ ابویحیی مشورت کرده است.

بن لادن در ادامه نوشته است که دکتر ایمن الظواهری نوشته است که در حال حاضر منعی درباره خودارضایی برادران وجود ندارد. او اشاره کرده که در شرایط اضطراری ما نیز مانند اجدادمان خواهیم بود و این عمل برای جامعه در این شرایط قابل قبول است. بن لادن در نتیجه، به مردان تحت فرمانش می گوید که در صورت نیاز شدید خودارضایی مشکلی ندارد. معروف بوده که بن لادن مدیری مشکل پسند و سخت گیر بود اما در این باره سخت گیری نکرده است. فتوای بن لادن پرسش هایی را مطرح می کند. برای مثال، نیاز شدید و مجاز بودن آن تا چه زمانی طول می کشد؟ نیاز اضطراری و شدید از دید او چند وقت است یک هفته، یک ماه یا یک روز؟ افسوس که نامه بن لادن در این باره هیچ پاسخی به ما نمی دهد. در ظاهر این فتوا هم سرگرم کننده و هم بی ضرر است اما در باطن نشان می دهد که عذاب جنسی جهادی ها بدون توجه به احساسات آنان ممکن است به توضیح پیدایش خشونت در میان آن ها کمک کند.

بلافاصله پس از حملات یازدهم سپتامبر، «ریچارد داوکینز» زیست شناس تکاملی و معروف ترین اتئیست جهان درباره انگیزه هواپیماربایان گفت. او این نظر که آنان با بی عدالتی مواجه شده بودند را به سخره گرفت و معتقد بود که آنان واقعا و در عمل می خواستند پاداش کشته شدن شان را در ازای کسب ۷۲ عروس باکره دریافت کنند. او مدعی شد که این در نتیجه به جوش آمدن هورمون تستوسترون در مردان جوانی بود که برای زنان غیر جذاب به نظر می رسیدند در نتیجه تصمیم گرفتند تا با از جان خود گذشتن دختران باکره را در دنیایی دیگر که به آن باور داشتند بدست آورند.

همین استدلال را می توان درباره خشونت های جهادی های انتحاری مطرح کرد خشونت هایی که در سرتاسر جهان اسلام و جوامع مسلمان در غرب ریشه دارد و می توان آن را نشئت گرفته از فضای سرکوب جنسی دانست. در این جوامع فعالیت جنسی خارج از ازدواج هنوز به صورت تابو باقی مانده است به ویژه برای زنان. براساس این استدلال موانع موجود در مسیر رابطه جنسی پیش از ازدواج باعث ایجاد حالتی از ناامیدی در او می شود که در برخی از مردان جوشش آن بیش تر است و خود را به صورت خشونت مرگبار نشان می دهد. این استدلال را نمی توان بی اعتبار دانست چرا که بسیاری از روایت ها در مورد جهادی ها و ایدئولوگ های آنان این موضوع را تایید می کند. برای مثال، سید قطب اندیشمند مسلمان مصری که یکی از تاثیرگذارترین افراد بر روی بن لادن و شکل گیری افکار او بوده است منزجر از الگوهای جنسی غرب بوده است. او در یکی از مقالات خود درباره تجربه اش از تحصیل در خارج از مصر در ایالت متحده در فاصله سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۱ میلادی نفرت خود را از وسوسه کنندگی زن امریکایی بیان می کند او کل اندام زن امریکایی را شرح می دهد از لب های تشنه تا سینه های و باسن اشکار و ران و پاهای براق که از دید او این زنان با بی حیایی آن را نمی پوشانند. در همان مقاله می نویسد که از رقص در کلیسا شوکه شده است و این رقص را نمادی از میل و شهوت جنسی می داند. «مارتین امیس» نویسنده معتقد است که تمایلات جنسی قطب و نوع رویکرد او به این موضوع سبب شده بود تا نتواند کامجویی کند این موضوع او را بسیار ترسانده بود و سبب شده بود تا او خود را شرمنده و بی ابرو احساس کند و افکارش زمینه قتل و میل به جنایت را به خود بگیرد.

شواهد عینی نشان می دهند که محمد عطا یکی از اصلی ترین روسای حملات یازدهم سپتامبر به وضوح دچار سرکوب جنسی بوده است. او در ماموریت خود جان انسان های بی شماری را گرفت با این حال، او از زنان وحشت داشته و از قرار گذاشتن با آنان و ح دست دادن با آن ها خودداری می ورزیده است. او وصیت کرده بود که اگر جنازه اش باقی ماند توسط مسلمانان خوب دفن شود و هیچ زنی حق نداشته باشد به آن نزدیک شود. زنان برای عطا همان گونه که قطب نیز باور داشت موجوداتی خطرناک و کثیف بودند: منبع گناه و الودگی معنوی.

با این حال، یکی از مشکلات عمده در ارتباط دادن سرکوب جنسی با جهادگرایی آن است که همه نیروهای جهادی لزوما از نظر جنسی سرخورده نیستند. علاوه بر آن از میان تعداد زیادی از مسلمانانی که فقدان رضایت جنسی داشته اند تعداد بسیار کمی جهادی شده اند. تردیدی وجود ندارد که عطا از نظر جنسی در رنج و عذاب بوده است اما در کنار عطا، عبدالعزیز العمری یکی دیگر از هواپیماربایان در حادثه یازدهم سپتامبر نیز قرار داشت که ازدواج کرده بود و صاحب یک دختر بود. البته ممکن است که العمری از همسر خود خسته بوده باشد. با این حال، برخلاف عطا او فاقد رابطه جنسی نبود و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد او از نظر جنسی سرکوب شده باشد.

مشکل دیگر در ارتباط دادن این عوامل با یکدیگر آن است که در معرض رابطه جنسی قرار گرفتن به همان اندازه سرکوب جنسی می تواند یک علت اساسی برای خشونت های مذهبی مرگبار باشد.

یکی از حقایق قابل توجه درباره موج اخیر سفر جهادی های اروپایی به عراق و سوریه این است که آنان پیش از تبدیل شدن به اسلام گرایان ستیزه جو، سکولار بوده اند. «الیور روی» جامعه شناس فرانسوی اشاره می کند که اکثر آنان هرگز سابقه فعالیت های دینی و یا از خودگذشتگی مذهبی نداشته اند. در مقابل، آنان سیگار می کشیدند، مشروب می خوردند و بسیاری از آنان پیش از تبدیل شدن به نیروهای جهادی سوء پیشینه کیفری داشته اند.

«محمد لحوایج بوهلال» که در سال گذشته در حمله ای وحشتناک با کامیون در نیس ۸۶ نفر را کشت دارای سابقه جرایم کیفری بوده است. هم چنین، بنا بر گزارش ها او به نوشیدن الکل و مصرف مواد مخدر اعتیاد داشته است قمار می کرده و سابقه دعا خواندن و روزه گرفتن نداشته است. با توجه به گزارش «فرانسوا مولینز» دادستان فرانسوی او زندگی جنسی وحشیانه ای داشته است و با مردان و زنان قرار می گذاشته است. یکی از همکلاسی های سابق او درباره اش گفته است:«او مردی زن پرست بود و از نظر جنسی وسواس و اشتیاق عجیبی داشت. صحبت کردن دائمی درباره این مسائل از ویژگی های اصلی او بود».

چگونگی افراطی شدن سریع این مهاجم در هاله ای از رمز و راز باقی مانده است. با این حال، غیر عاقلانه است که بخواهیم نقش نوع زندگی جنسی او را که بنا بر گزارش ها همراه با درنده خویی بوده و احتمالا باعث ایجاد شرم درونی در او شده است را بی تاثیر در تصمیم اش برای حمله با کامیون به سوی شهروندان عادی و تبدیل شدن او به یک جهادی بدانیم.

عذاب جنسی در داستان زندگی زنان عضو گروه های تروریستی نیز از ویژگی های اصلی است. «میا بلوم» در پژوهش گسترده اش درباره زنان و تروریسم استدلال می کند زنانی که در اقدامات تروریستی مشارکت داشته اند با طیف وسیعی از انگیزه هایی که درهم تداخل دارند این کار را انجام داده اند از جمله انتقام گیری، رستگاری، روابط و کسب احترام. در بحث درباره بیوه های سیاه بمبگذار چچنی که مرتکب اقدامات انتحاری علیه روسیه می شود بلوم متذکر می شود که بسیاری از آنان قربانی تجاوز به عنف بوده اند. او اشاره می کند که این زنان با حسی از شرم و خسارت دیدگی و جراحت های روحی مواجه بوده اند. بلوم می گوید از دید این زنان ماموریت انتحاری در اخرین لحظه با این انگیزه بوده است که به نام خداوند قربانی شده و برخی از کافران را می کشتند و در نهایت مستقیما به بهشت می روند بدون آن که گناهان قبلی شان درنظر گرفته شود».

درباره حامیان زن غربی داعش دیده شده که در مواردی نارضایتی عمیق تر جنسی برای پناه بردن به نوعی نزاکت جنسی است. در تحقیقی که در اوایل سال ۲۰۱۵ میلادی انجام شده بود در بازه زمانی یک ساله اعضای زن بریتانیایی داعش که از شرق لندن به رقه سوریه سفر کرده بودند تا در آن گروه عضویت دارند مورد ارزیابی قرار گرفته بودند. در موردی، یک دختر ۲۲ ساله که در خانواده ای مسلمان و پاکستانی به دنیا آمده بود زندگی ای بسیار سکولار در سال های نوجوانی خود داشت و تنها یک سال قبل از خروج از بریتانیا برای رفتن به سوریه به اسلام گرویده بود. با توجه به شهادت های او که ضبط شده اند او پیش از پیوستن به داعش زندگی افسارگسیخته جنسی داشته است. این واضح است که او با مشاهده توئیت های داعش که در آن ها از تواضع جنسی سخن به میان می آمد در خود احساس شرمندگی داشته است.

بنابراین، ممکن است برای این زنان عضویت در داعش فرار از کنترل خانواده پدرسالار و تلاش برای رابطه جنسی نبوده باشد بلکه برعکس فراری از رابطه جنسی و از نظر آنان فساد به رابطه جنسی مجاز در یک جامعه دیگر بوده باشد. تمایلات جنسی در احساسات فرد و هویت شخصی او تاثیرگذار است و در افراط گرایی موثر است و به اندازه کافی جدی گرفته نشده است. جهادگرایی را البته نمی توان صرفا به تمایلات جنسی تقلیل داد اما در مقابل هم نمی توان نقش تمایلات جنسی و سرکوب آن ها یا عدم کنترل شان را به عنوان کاتالیزوری که ممکن است در تقویت انگیزه جهادی ها موثر بوده باشند نادیده گرفت. بن لادن خود به وضوح یکی از عامل مهم در تنظیم اثر این عامل بوده است.

منبع: فارین پالسی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)