در حالی که اخبارهای مربوط به ریزش پلاسکو همچنان در صدر پوشش خبری رسانه‌های داخلی ودنیای مجازی بود ، بخش‌هایی از استان سیستان و بلوچستان چندین روز دچار معضل سیل و آبگرفتگی شده‌ بودند و پوشش ناچیز رسانه‌ای این حادثه در رسانه‌ها، باعث فراموش شدن سیستان بلوچستان شده بود.


از سوی دیگر نماینده زاهدان در مجلس رژیم اسلامی می‌گوید که امدادرسانی به سیل زدگان سیستان و بلوچستان کافی نبوده است .
خبرگزاری‌های ایران اعلام کرده‌اند که ۱۴۹ شهر و روستا از شش استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان، فارس، کرمان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی درگیر سیل و آبگرفتگی شده‌اند. براساس گزارش‌ها این حادثه تاکنون منجر به مرگ یک تن و خسارات مالی فراوان شده است و بسیاری از مردم خانه‌های خود را ترک کرده‌اند.

سوال اینجاست که تاکی رژیم آخوندی به عنوان یک شهروند درجه دوم به این استان نگاه می کنند .
بیش از چهار ده از قدمت نظامشان می گذرد اما مردم مظلوم بلوچستان هنوز در بدترین شرایط زندگی به سر می برند.
کودکانشان بدون شناسنامه هستند بیش از چهل هزار کودک یتیم وجود دارد در این استان و هنوز صدها نَفَر مدرسه نرفته اند ومدارس غیر استانداردی وجود دارد ، بیکاری وفقر وکوله بری ازاین دسته می باشند که قطره ایی از مشکلات سیستان وبلوچستان می باشد.
چرا هزینه ایی که صرف بمب ویا آخوند نصرالله لبنان میکند صرفه ملت مظلوم خود نمی کند.

بیش از شش میلیون بلوچ از اقتصاد دولتی محروم هستند و در سرزمین مادری تحت تبعیض شدید قرار گرفته اند و آواره مرزهای آبی و خاکی گشته اند.وفقط زنده اند !

ملوانان بلوچی که بیش از دو سال است اسیر در دست دزدان دریایی و حاکمیت نسبت به وضعیت انان هیچ گونه تلاشی انجام نداده و گاهاً در پاسخ خانواده و مردمی که خواهان استمداد هستند یا می گویند به ما ربطی ندارد یا از حیطه قدرت ما خارج است یا باج نمی دهیم!
اما اگر این ملوانان بلوچ نبودند و فارس و شیعی مذهب بودند تاکنون سرنوشتشان در هاله از مرگ و ناامیدی نبود و وزارت خارجه و دیگر دستگاههای استانی در تعامل با یکدیگر این معضل و مشکل را حل نموده بودند.
تا جاییکه اگر این ملوانان ملیت ایرانی هم اگر نداشتند و صرفا شیعه مذهب بودند کما اینکه در بسیاری موارد دولت در این مسائل ورود پیدا کرده و دستگاه دیپلماسی اش غوغایی بپا می کرد.
اما باید بپذیریم که این ملوانان بلوچ و سنی مذهب اند و همانگونه که در داخل کشور با تبعیضٍ_ فقر،بیکاری،ترور و تیراندازی های بی ضابطه روبرو هستند و اگر در خارج از بلوچستان نیز دچار مشکلاتی گردند نیز مورد تبعیض و ستم مضاعفی از سوی حاکمیت روبرو می گردند!

وبه گفته محمود بلوچ وقتی می گوییم زنده بودن حتما بدین معناست که زندگی کردن یک آرزوست برای این شش میلیون بلوچ!!
برای زنده ماندن قوت لایموت و کیلویی اکسیژن کافی است . اما
برای زندگی کردن امنیت ـ اقتصاد و استعداد برای پیشرفت با ابزار برای سعادتمند شدن نیاز است.مقوله ثروت قدرت امنیت و اختیار متاسفانه برای ما معادله ای مجهول ودرحد یک ارزو است. بلوچ در جغرافیای سرزمین مادری اش در چهار استان بلوچستان ـ هرمزگان ـ کرمان و خراسان در مجموع مساحت بیش از دویست و هشتاد هزار کیلومتر مربع در ستم و تهدید و در آرزوی یک زندگی بسعادت و امنیت است.

آیا شرایط ملت مظلوم بلوچ اینگونه نیست و آیا نباید کاری کرد و نسل فردا را نجات داد؟ ایا حال که نسل بلوچ باخته فرصت ان را ندارد تا با سوختنش زندگی نسل فردا و فرزندانش را بازیابد و سرنوشت از دست رفته را باز پس گیرد؟ چرا باید سرزمین بلوچ جا برای غیربومیان و شغل برای اشتغال انان داشته باشد ولی برای بومیانش به مثابه افریقایی به هزار بدتر از خود افریقا باشد؟

برای تغییر سرنوشت نیاز به اراده قوی است .
اگر اراده ما قوی و تلاش ما با پشتکار و حوصله باشد ما قادر خواهیم بود هر غیرممکنی را ممکن سازیم.

برای داشتن اراده تغییر اول باید افکاری روشن و بینشی آگاه نسبت به هدف داشته و بدانیم که ما چه می خواهیم و تا چه اندازه نیاز به تلاش داریم .
هرگاه ما اهداف را از روی شناخت و آگاهی کامل انتخاب کردیم آنگاه شکست از ما فاصله خواهد گرفت و امید زنده خواهد شد.
پس ملت بلوچستان باید یقین داشته باشند که در همه عرصه پیروز واقعی آنها هستند نه نظام تهران .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)