مرگ رفسنجاني شوکی بزرگ بر همگان بود که درهمه رسانه ها بازتابي بسزايي داشته و دارد وي درسال ۶۸ نقش عمر بن خطاب را بازي کرد و انگونه که وي با ابوبکر صديق بيعت نمود رفسنجاني هم با خامنه اي بيعد کرد و وي را به رهبري رساند ولي غافل از انکه روزي خود از قدرت خارج خواهد شد. رفسنجانی بعنوان فری سیاستمدار مداوم در عرصه های مختلف مخصوصا در عرصه سازندگی ایده های خوردرا به شیوه عقلانی پراگتیزه کرده بودو همانطور و بهمانگونه لقب سردار سازندگي رابخود، هاشمی هم سردار درندگي بود هم سازندگي. درندگي هاي رفسنجاني بر قشر ستمديده کارگر و زحمتکش بوده و نقش بزرگي را ايفا کرد رفسنجاني همواره کوشيد جامعه را بطور نمادين و با ظاهر سازی يکسان کند و قشر ضعيف و کارگر را با قشر قوي و سرمايدار درهم اميزد ولي درواقع سردار فکري ديگر در سر داشت تنها هدفش زياد کردن طول نظام بودو اون کسی بود که سیاستهایش در طولانی بودن سالهای دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران موثر بودو وي ادغام ثروتمندان و تهی دستان را با دادن وام اغاز کرد و درعوض خصوصي سازي را اغاز کرد استخدام را حذف کرد و در مناطق کردستان مشغول بهغارت گنجینه های ۱۰۰۰۰ ساله شد و کارکتر و یا کارکترهایی مانند بابک زنجانی را راهی جامعه کرد که فرجام کار هاي سردار را در حال حاضر ميتوان ديدو سرمايدار خانه و ماشين دارد و فرزندانشان به دانشگاه ميروند قشر ضعيف و کارگر هم به همين گونه ولي با اين تفاوت که قشر ضعيف مجبورن هميشه بدهکار بانک باشند زندگيشان بدو بدو واسه در اوردن نان و روزي خانواديشان و خرج مايحتاجشان است ودگر از سياست خبر ندارند چون وقتي براي ان نمانده است با برنامه هاي سردار قشر فقيرو فقيرتر و قشر ثروتمند ثررتمندتر از پيش شدند برنامه هايي که در زمان وي کليد خورد اما انروي ديگر سردار درندگيه وي بود با ترورهاي خود رهبران و مخالفان خود را چه درداخل و چه درخارج مورد ترور قرارداد و درهمه ي انان نام وي در صدر قرار داشت، بسیاری از مخالفان رژیم را به روش مشکوک از میدان برداشت، در سال ۸۴دوباره به صحنه ي انتخابات بازگشت ولي حريف رهبري و احمدي نژاد نشد و بخاطر مصلحت نظام سکوت کرد تا سال ۸۸بعد از انتخابات جنجالي و با شبهه هاي فراوان دوباره احمدي نژاد و رهبري پيروز شدند ولي اينبار دگر سکوت نکرد و صداي مخالفان شد هم صدا باانان به ميدان سیاست بازگشت و درسال ۹۲هم به بهانه ي کهولت سن رد صلاحيت شد وي با روحاني و تيم ان هم صداشند وي از سال ۸۴ماهيت رهبري راشناخت و دانست که سرش بي کلاه مانده است سردار خلع درجه شده بود ولي همچنان دژ بزرگي درمقابل رهبري و جناح تند رو بودو نکته ملموس و مشهود این است که رفسنجانی یک سیاستمدار باهوش بود، سن حکومت جمهوری اسلامی بعد از خمینی وامدار او بود، آیا نبودش استارت اختلافات حکومتی را نوید میزند؟
آیا طیف اصلاح طلب حامی بزرگ خود را از دست داده است؟
این دو سوال از هزاران سوال آینده جمهوری اسلامی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)