جناب آقای خامنەای!
با سلام و احترام

خاورمیانە آبستن حوادثی است کە مطمئنا جنابعالی با وجود متخصصین امور و مشاورین ارشد خود بهتر از هر کسی بە سیر تغییرات و احتمالات آیندە آگاهید. آنچە ضرورت این نامە را فراهم نمود، بیان نگرشی از طرف ما امضاکنندگان این نامە است تا در بحبوبە تحولات سرنوشت سازی کە منطقە با آن روبروست، منافع درازمدت ایران و ملت کورد درعراق و سوریە را کە از نظر ما نیازمند تعامل و همسویی باهمند یادآور شویم تا بلکە مورد توجە واقع گردد. بطور مشخص نگاە ما تغییر رویکرد مثبت حاکمیت ایران بە مسئلە کورد است. این مهم  بطور غیرمستقیم نیز از قلم برخی کارشناسان امور منطقەای داخل نظام دیدە میشود. رویکردی کە در صورت همراهی با آن جایگاە ایران را در منطقە و جهان تثبیت خواهد نمود.

ما امضاکنندگان کورد این نامە، برخلاف آن سی نفر از روشنفکران ایرانی کە علیە ایران بە ترامپ نامە نوشتند، اگرچە تنها نظارە گر اوضاع هستیم و نقشی در روند تحولات جاری نداریم اما  از روی احساس مسئولیت، رصد و درک عمیق تحولات کنونی بخوبی دریافتەایم کە آیندە ایران درگرو قبول مسئلە کورد در منطقە است و از همین منظر شما را مخاطب خود قرار دادەایم.

جناب آقای خامنەای، با واقعیت و روند تاریخی نمیتوان عناد کرد. اینک پروژە خاورمیانە نوین رقم خوردە و کلنگ آن در سوریە زدە شدە است. ایران بە تنهایی و با کمک جریانات هزینەبردار در لبنان، سوریە و یا….  قادر بە رویارویی با آن نیست.  تجربە نیز نشان دادەاست کە در نهایت سخن غربیها بە کرسی خواهد نشست. از جهت دیگر این روزها نگرانی از احتمال تغییر در رفتار روسیە نیز بر رسانەها سایە افکندە است. اگر از یادآوری تاریخی عملکرد روسها نسبت بە ایران صرفنظر کنیم، می دانیم کە کشور روسیە از تحریمهای غرب رنج میبرند منتظر فرصتی برای رهایی خود از آن هست و بعید بنظر نمیرسد ایران را قربانی منافع خود نماید. بلحاظ دینی هم کە بودە جهان مسیحی برای روسها مقبولتر از جهان اسلام است.

نگاە راهبردی ما بە اوضاع منطقە این است کە خلیج فارس اهمیت استراتژیک و اکونومیک خود را از دست دادە و بحران جاری منطقە  پروژە قدرتهای غربی برای جایگزینی مسیر انتقال انرژی، بە عبارتی دیگر جنگ برای تسهیل در انتقال انرژی است. در این میان هرچند مبارزە تاریخی و کنونی کوردها در منازعات منطقەای تلاش برای کسب هویت ملی است اما با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز، کوردستان در چارچوب منافع امریکا قرار گرفتە است و این مهم بە شکاف میان امریکا و ترکیە انجامیدە و آنچە مشاهدە میشود این است کە امریکائیان از انتخاب میان کوردها و تورکها بر سر دوراهی قرار گرفتەاند. همین دوراهی سر راە ایران نیز هست. ناگفتە پیداست بدون مشارکت کوردها ثبات در منطقە ممکن نیست، بنابراین چە کسی با آن وارد معاملە شود پیروز است.

سوال این است کە آیا ایران با حفظ روابط با ترکیە میخواهد بر ساختار پوسیدە خاورمیانە پای فشارد یا با انتخاب کوردها خود را با پروژە حتمی خاورمیانە نوین همراە سازد؟ سوال دیگر اینکە چرا اروپا برای رهایی از مخاطرە کشور بزرگی چون یوگسلاوی آن کشور را بە چند کشور کوچک تقسیم کرد اما ایران از همچون مدلی پیروی نمیکند. آیا تعامل با کشورهای کوچکتر بهتر از تعامل با کشورهای بزرگ و دردسرساز نیست؟

بدون تردید موارد فوق نیازمند بررسی و درک دقیق است اما از نظر ما فرصتی تاریخی برای ایران فراهم گشتە تا ابتکار عمل بدست گیرد، خود را با پروژە خاورمیانە جدید همراە کند و خاورمیانە نوین را مدیریت کند. از نظر ما میشود تابوی استقلال کوردستان عراق وکوردستان سوریە  بعنوان فرصت نگریستە شود ـ همچنانکە استقلال جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان برای ایران  فرصت بودند ـ و از درون آن فرصتهای بیشتری فراهم کرد. نگاە ما بە قضیە این است کە در صورت حمایت ایران از استقلال کوردستان عراق و سوریە  قدرت مانور بهتری برای ایران فراهم خواهد گشت. بباور ما از درون این همراهی چالشهای درازمدت ایران با جامعە جهانی بویژە ” برجام ” رفع، و با تاکید کوردستان کانون مصالحە و توافق ایران با کشورهای غربی در همە سطوح خواهد بود. در نگاە مدت هم کە بنگریم روی کار آمدن دولت ترامپ در امریکا ضرورت عملی شدن ایدەهای ما را دوچندان میکند.

آقای خامنەای، حتما بیاد دارید کە آقای رجب طیب اردوغان شخص شما را نشانە گرفتند و گفتند ” یک ملای دینی در تهران نشستە و منطقە را بە آتش کشیدە است”.  در تمام این مدت کە ترکیە در تلاش برای تشکیل مثلث سنی علیە ایران و درصدد تحمیل چالدرانی دیگربر ایران بودە است، دغدغە دیپلماتهای شما همکاری با ترکیە بجهت عقیم نمودن پروژە کوردها در عراق و سوریە  بودە اند و حتی در روزهای حساسی کە ترکیە از زیر ضربات کودتا کمر راست ننمودە بود دیپلماتهای شما ( بهمراە روسیە ) بجای استفادە صحیح از فرصت پیش آمدە زمینە اشغال بخش وسیعی از کوردستان سوریە را برای ترکیە فراهم نمودند تا بلکە پروسە یکپارچکی خاک کوردستان سوریە را ناکام بگذارند. این در حالیست کە استقلال کوردستان اگر از اهمیت ژئوپولیتیکی ترکیە می کاهد اما بە اهمیت ژئوپولیتیکی ایران می افزاید بنابراین مشخص نیست چرا ایران برخلاف جریان آب شنا میکند؟

اگرچە در چند سال گذشتە دولتمردان  تورک بە خشونت عریان علیە کوردها شدت بخشیدە اما نباید از این واقعیت چشم پوشید کە چرخش در رفتارهای سیاسی مقامات تورک مسبوق بە سابقە است و هر زمان ممکن است دولت ترکیە رفتار خود را نسبت بە کوردها تغییر دهد و همچنانکە  بە ساختار سیاسی کوردستان عراق اعتراف نمودند، برای رهایی خود و در مقابل ایران بە چارچوب جغرافیایی کوردستان سوریە نیز اعتراف نمایند و بعید نیست برای درهم شکستن هلال شیعی آنچە کە  توسط شاە اردن کمربند شیعی نام گرفتە  برنامە ریزی و نباید احتمال تحریک جریانات داخلی را از ذهن دور پنداشت. جوهرە سخن این است کە کفە ترازو بنفع کسی سنگینی می کند کە در ارتباط با کوردها سیاست درست اتخاد نماید.

کوتاە سخن، فرصتها گذرا هستند و زیانهای واردە در اثر مشاورات نادرست بە پای مدیریت ضعیف گذاشتە خواهد شد، بنابراین از نظر ما حمایت از پروژە استقلال کوردستان عراق و سوریە بە تقویت منافع ایران در سوریە و لبنان نیز کە الویت نظام تحت امر شماست می انجامد و اگر در چند دهە گذشتە برای حفظ منافع خود در منطقە هزینە بسیاری متحمل شدەاید، در صورت قبول ارادە کوردها با کمترین هزینە بە اقتدار منطقەای خود خواهید افزود، موردی کە خارج از دستاوردهای منطقەای و بین المللی برای کشور شما، بە نفرت و بدبینی تاریخی میان کوردها و ایرانیان نیز پایان خواهد داد.در غیر اینصورت ( بدون مشارکت و مشورت با کوردها ) ایران بازندە مناقشات منطقەای و جهانی خواهد بود.

جمعی از فعالان سیاسی کوردستان
١٢.٠١.٢٠١٧

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)