کی یرکه گارد زندگی انسانی را دارای سه مرحله می داند
1- مرحله استتیک یا علم الجمالی:در این مرحله اصل حاکم بر زندگی لذت است.مثل بدست آوردن پول ،شهرت یا قدرت
2- مرحله اخلاقی یا مورال:انسان یک یا چند اصل اخلاقی را انتخاب می کند و با رعایت آن اصول به زندگی خویش معنا می دهد.
3- مرحله دینی:در این مرحله انسان تابع امر پروردگار متعال است.در این مرحله خداوند حاکم است لذا می توان فرامین غیر اخلاقی را که از طرف حق صادر شده پذیرفت مثل قربانی کردن اسماعیل،که چون هر دو طالب رضای پروردگار بودند برایشان فرقی نمی کرد رضایت حق از طریق اخلاق صورت بگیرد یا از طریق زیر پا گذاردن آن
با مرحله اول و دوم در ظاهرا مشکلی ندارد مخصوصا اگر فرامین اخلاقی برگرفته از عقل انسان باشد یعنی انسان امر متعالی خداوند را به خاطر اینکه ذهنش به اخلاقی بودن حکم کرده بپذیرد،اما در مرحله ی سوم خداوند به عنوان فاعل اخلاقی چگونه می تواند دستوری را صادر کند که عقل سلیم آن را غیر اخلاقی می شمارد؟این نظر کی یرکه گارد مرا به یاد مسلک اشاعره می اندازد که چون خدا فرمان را صادر کرده و خدا قادر مطلق است و به سرنوشت ما آگاه پس اگر اراده ی او حتی بر امری غیر اخلاقی نیز قرار گرفت ما باید آن را بپذیریم و در جهت رضایت حق به اجرا در آوریم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)