گذشته از بازار داغ گمانه زنی ها و شرط بندی ها که هر سال در فصل جایزۀ نوبل به جریان می افتد، بازار  حرف و حدیث و شایعه هم پیرامون این رویداد جهانی داغ می شود. تا آنجا که تجربیات شخصی این من بنده شهادت می دهد در میان هموطنان بازار داغ حرف و حدیث های غالبن بی اساس و حدسیات و شایعات من در آوردی بیش از حقایق و واقعیات مستند خواهان و خریدار دارد.  بهترین راه مبارزه با شایعات و چرندیات زبانی شاید فراهم کردن و انتشار اطلاعات دقیق و مسئولانه از زبان مسئولان مستقیم است. امید که این گفتگو برخی از پرسشهای رایج دربارۀ  جایزۀ نوبل و فرایند انتخاب برندۀ این جایزه را پاسح بگوید و مهم تر از همه این که به سهم خود پایانی ببخشد به بازار مکارۀ شایعات. آمین!

دری که سالی یک بار به روی ادبیات باز می­شود!

دری که سالی یک بار به روی ادبیات باز می شود| پتر انگلوند، دبیر دائمی فرهنگستان سوئد (راست) طاهر جام برسنگ (چپ)

دری که سالی یک بار به روی ادبیات باز می شود| پتر انگلوند، دبیر دائمی فرهنگستان سوئد (راست) طاهر جام برسنگ (چپ)

در دو لنگه­ای که اتاق کار منشی دائمی آکادمی سوئد را به سالن بورس باز می­کند تنها سالی یک بار باز می­شود. این در بین اتاق کار دبیر دائمی آکادمی را به سالن بورس استکهلم حائل است. هر ساله در هفته­های اول ماه اکتبر یک روز مانده به آخر هفته معمولن، رأس ساعت ۱ بعد از ظهر این در باز می­شود تا دبیر دائمی آکادمی، در این چند سال اخیر آقای پتر انگلوند، در برابر جمعیتی معمولن انبوه، جلوی دوربین­ها و میکروفن­ها ظاهر شود و برندۀ سال جایزۀ نوبل ادبیات را معرفی کند. در وصف این در دو لنگه گفته­اند دری است که بر روی جهان یک نویسنده باز می­شود، یا این که دری است که جهانیان را به جهانِ نویسنده­ای مهمان می­کند.
امسال قرعۀ نوبل به نام نویسندۀ چینی مو ین Mo Yan افتاد. ۵ روز پس از اعلام نام این نویسنده، یعنی سه شنبه ۱۶ ماه اکتبر ۲۰۱۲ دیداری نیم ساعته داشتم با پتر انگلوند Peter Englund، دبیر دائمی آکادمی سوئد، در دفتر کارش در آکادمی. مآموریتم این بود که با آقای انگلوند در مورد برندۀ سال ادبیات نوبل و نیز طرز کار آکادمی در زمینۀ گزینش برندۀ جایزۀ نوبل ادبی، برای مجلۀ نگاه نو مصاحبه کنم. شماره ای از «نگاه نو» سال پیش، ویژۀ «توماس ترانسترومر» برنده ادبیات نوبل در سال ۲۰۱۱  را با خود داشتم که دیدن عکسهای چاپ شده در این شماره از مراسم اهدای نوبل، آقای پتر انگلوند را به گفتۀ خود شاد و شگفت زده کرد.

پرسش: ابتدا در مورد برندۀ سال جایزه ادبیات نوبل، و پرسشی که شاید تا به حال چندین بار پاسخ داده باشید. چرا مو ین؟

پتر انگلوند: چون به نظر من نویسندۀ شگفت­انگیزی است که به ما، منظورم بیشتر ما اروپائی­هاست، دیدی بی­همتا می­بخشد از محیطی یگانه با شیوۀ روایتی منحصر بفرد. واضح است که هنر روایت از فرهنگ سرزمین خود نویسنده مایه می­گیرد. در واقع چین فرهنگ و ادبیاتِ کهنی دارد. آن چه او در آثارش دارد و در واقع به آن­ها وحدت می­دهد، عناصری هستند از ادبیات کلاسیک چین. در آن­ها از هنرِ داستان­سرائی مردمی که در دوران کودکی شنیده است، بسیار استفاده می­کند. او در عین حال آثار بسیاری از نویسندگان غربی را هم مطالعه کرده، که البته این بخشِ نه چندان پر اهمیت ماجراست. می­شود تأثیرات بسیاری را در آثار او یافت اما همۀ این­ عناصر را ذوب کرده و از آن چیزی پدید می­آورد که کاملن مهر و نشان خودش را دارد. به نظر من آفرینش­های مو ین، ادبیات شگرفی است. و در جایزۀ نوبل این نکته نهفته است که ادبیات مورد گزینش باید در همۀ جهان جذاب باشد و ماندگار. و من مطمئن هستم که انتخاب مناسبی کرده­ایم. به همین سبب بود که اشاره کرده بودم که او به ما از محیطش دیدی یگانه می­بخشد. خود او البته ریشه در محیط روستائی چین دارد و فقط از محیط روستائی چین می­نویسد و این کار را از چشم­اندازی درونی شده انجام می­دهد و با شیوه­ای بی­نهایت جذاب و با مهارت ادبی بالا. می­شود گفت که استعداد اصلی او در تنوعِ اشکال بیانی­اش نهفته است. او از طرفی روایات حماسی بزرگی  نوشته است. و از طرف دیگر در نوشتن نوول هم بسیار مهارت دارد. در آثار او تنوع بی­حدی دیده می­شود. و این هم از آن موارد نادر است چرا که اغلب یک نویسنده فرم و شکل بیان خود را پیدا می­کند، اما او شیوه­های متعددی برای بیان دارد که این هم به نظر من بسیار احترام­برانگیز است.

پ: شما دربارۀ مو ین گفته بودید که ترکیبی است از فالکنر، دیکنز و رابله. چه شباهت­های مو ین با این نویسنده­ها دارد؟

پتر انگلوند: چنین مقایسه­ای برای درکِ بیشتر از نویسنده کمک خوبی است. شباهتش به رابله در زمینی بودن است و جسمانی بودن. نویسنده­ای بسیار پرشور، بسیار پر هجو که از ادرار و مدفوع به وفور حرف می­زند یا به عبارتی جسمانی­ است. شباهتش به دیکنز در روایت شوخ­طبعانه­ است و این که بیشتر با انسان­های حاشیۀ اجتماع شوخی می­کند همراه با شور و شوق اخلاقی. و کاملن مشخص است که او طرف انسان­های معمولی را می­گیرد اما بدون این که این جهت­داری را احساساتی کند. رومانتیک نمی­کند چون خودش متعلق به آن بخش از جامعه است. او روشنفکری نیست که مردم از بالا نگاه کند بلکه او خود یکی از مردم است پس همزمان تصاویر پررنگ و غیررمانتیکی می­دهد از مردم معمولی و برای مردم معمولی. مردم در آثار او فرد هستند.
شباهتش با فالکنر در این است که مانند او قسمت بسیار بسیار کوچکی از جهان را اشغال کرده است، یعنی شمال شرقی گائومی را، و از این بخش مینیاتوری از چین آفریده است و این مینیاتور دارای یک ساختار ادبی است. اما این ساختار ادبی بسیار شگفت­انگیز است. و این چیزی است که یادآور فالکنر است و یوکناپاتوفا که شهری است کاملن خیالی اما با این حال وقتی کسی آن را می­خواند احساس می­کند که این قسمت از آمریکای شمالی باید همین طور باشد. مو ین هم نظیر همین کار را می­کند. وقتی که لایه بر لایه می­چیند خواننده حس می­کند که در برابر عالمی بی­نظیر قرار دارد که همزمان همۀ جهان را هم به نمایش می­گذارد. ساختاری که بطور اصولی بنا می­شود و بسیار باشکوه است. به نظر من این هم درست مثل یوکناپاتوفا و ماکاندوی گابریل گارسیا مارکز بخشی از ادبیات جهانی است و تصور می­کنم که شمال شرقی گائومی هم بخشی از ادبیات جهانی خواهد شد.

انگلوند: من به عنوان ژورنالیست جنگی هم برای مجلات سوئدی فعالیت کرده­ام و جنگ­های بالکان، افغانستان و عراق را از نزدیک دیده­ام.

س: آنجا آیا به نوعی با ادبیات آنجا­ها هم ارتباط گرفتید؟

انگلوند: ارتباط گرفته­ام. از این گذشته نکته­ای که شاید برای شما ناخوشایند باشد این است که برای نظر دادن در مورد ادبیات معاصر نقاط مختلف دنیا باید مراقبت بخرج دهم دلیل آن هم برخورد کردن چنین نظراتی است با وظیفۀ رازداری نوبل. ادبیات آن مناطق ادبیاتی کهن است، از تمدنی بسیار باستانی برخاسته و در آکادمی چنین آگاهی وجود دارد که آن مناطق از جهان بطور بالقوه دارای منابع قوی ادبی هستند.

س: می­دانم با توجه به وظایف رازداری آکادمی پاسخ به چنین سئوالاتی ناممکن است اما با این حال می­خواهم بپرسم آیا تا به حال نویسندگان ایرانی یا ادبیات فارسی به نوعی در لیست بلند یا کوتاه کاندیداتوری جایزۀ نوبل بوده­اند؟

انگلوند: در این مورد نمی­توانم صحبت کنم. تمام رویدادهای مربوط به پنجاه سال اخیر متأسفانه مشمول رازداری می­شوند بنابراین نمی­توانم از آن حرف بزنم. اما در مورد لیست­های قدیمی­تر از پنجاه سال می­شود از بایگانی آکادمی پرسش کرد. وظیفۀ رازداری بر اسنادی که بیش از پنجاه سال قدمت دارند، مترتب نیست. و این قانونی است که بنیاد نوبل بنا نهاده است. و این وظیفۀ رازداری تا حدودی خوب است چرا که از یک طرف خودِ فرایند جایزه را حفظ می­کند که بتواند کار خود را حتی­الامکان بدون مزاحمت و بدون دخالتِ افکار دیگران، پیش ببرد. از طرف دیگر برای رعایت حال نویسندگان هم هست، هر چند این بخش وزنِ کمتری دارد. به عقیدۀ من نویسنده­ای که بداند نامش بر لیست نیمه بلند یا کوتاه نوبل است، می­تواند خود را در معرض آزمون ببینند و برای بسیاری شاید ملال­آور باشد که تمام اکتبر را بنشینند و منتظر بمانند و دست آخر هم جایزه نصیب­شان نشود در حالی که بدانند تا چه حد به آن نزدیک بوده­اند. به نظر من از زاویۀ انسانی هم تحمیل چنین انتظاری بی­رحمانه است. اما این فقط بخش کوچکی از دلایل است. دلیل اصلی همان طور که گفته شد این است که چنین رازداری­ای برای حفظ فرایند انتخاب برنده است که فرایندی است طولانی و پیچیده.

پرسش: کمی دربارۀ این فرایند برایمان بگوئید، از نامزد کردن نویسنده­ها تا زمانی که درِ دو لنگۀ آکادمی به سالن بورس استکهلم باز می­شود و دبیر دائمی آکادمی نام برندۀ سال را اعلام می­کند.

انگلوند: دورۀ انتخاب برندۀ ادبیات نوبل از زمانی آغاز می­شود که برندۀ دورۀ جاری به سوئد می­آید و جایزۀ خود را دریافت می­کند. در واقع در پائیز هر سال برای آن دسته از افراد و مؤسساتی که برخوردار از حق پیشنهاد دادن هستند یک دعوت­نامه می­فرستیم و از آن­ها می­خواهیم کاندیداهای خود را معرفی کنند. برای ما که در استکهلم، در سرزمینی کوچک و در گوشه­ای از اروپا نشسته­ایم بسیار مشکل است که خودمان نامزدهای دریافت جایزۀ نوبل را بیابیم. چون همیشه این خطر وجود دارد که نویسنده­های مهمی در جهان از قلم بیفتند. بنابراین تلاش می­کنیم تا در حد امکان از بسیاری بخواهیم که نامزدهای خود را معرفی کنند. دارندگانِ حق پیشنهاد می­توانند پروفسورهای ادبیات باشند یا کانون­های نویسندگان یا برنده­های پیشین نوبل. پس از آن اسامی نامزدها را جمع­آوری می­کنیم و اسامی همۀ آن­ها را در لیستی قرار می­دهیم که به لیست بلند معروف شده است و این لیست شامل چند صد  نام می­شود. همین جا بگویم که افراد یا مؤسساتی هستند که از حق نامزد کردن برندگان نوبل برخوردار نیستند، اما با این حال پیشنهادهای خود را برای کمیتۀ نوبل می­فرستند، که اسامی نامزدهای آن­ها در لیست بلند قرار نمی­گیرد اما در صورتی که نویسندگان جالب توجهی معرفی کرده باشند و معرفی آن­ها مبتنی بر استدلال کافی باشد، پیشنهادهایشان دور ریخته نمی­شود بلکه آن پیشنهاد را نگه می­داریم، مخصوصن اگر آن طور که اشاره شد با موشکافی و استدلال نویسنده­ای را معرفی کرده باشند، و تلاش می­کنیم که به تدریج چنین مواردی را هم مورد مطالعه قرار دهیم.
پس از آن و در فصل بهار کمیتۀ نوبل کار خود را با غربال کردن این لیست از سر می­گیرد و پس از آن تعداد اسامی لیست به بیست تا سی نام خلاصه می­شود. لیست نیمه­بلند که معمولن در ماه آوریل آماده می­شود. این لیست به آکادمی معرفی می­گردد و در جلسۀ عمومی مورد تأئید قرار می­گیرد. پس از آن کمیتۀ نوبل بر لیست نیمه بلند کار می­کند و از میان اسامی بیست تا سی نفر، ۵نام را برمی­گزیند. و در آخرین نشست آکادمی که در اواخر ماه مه برگزار می­شود در مورد لیست کوتاه تصمیم می­گیرد. در واقع لیست کوتاهی که کمیتۀ نوبل تهیه کرده است باید به تأئید آکادمی برسد. آکادمی می­تواند لیست را رد کند و یا نام­هائی را در آن تغییر دهد، بنابراین کمیتۀ نوبل این پروسه را هدایت نمی­کند بلکه تنها آن را تدارک می­بیند. به هر حال در ماه مه لیستی از پنج نام داریم. پس از آن اعضای کمیته در طول تابستان موظف به خواندن کارهای نویسندگان لیست پنج نفره هستند. در این فصل معمولن اعضای کمیته با کیسه­های بزرگ پر از کتاب به خانه می­روند. و کمیته فصل تابستان تا نیمۀ ماه سپتامبر را برای مطالعۀ آثار کاندیداها فرصت دارد. و پس از آن در نیمۀ سپتامبر، آکادمی تشکیل جلسه می­دهد و نخستین مادۀ صورت­جلسۀ این نشست، ادبیات نوبل است.

 پرسش: اعضای کمیتۀ نوبل چه کسانی­اند؟

پتر انگلوند: در حال حاضر اعضای کمیتۀ نوبل عبارتند از پر وستبری Per Wästberg، که نویسنده است و رئیس کمیته، هوراس انگدالHorace Engdahl، دبیر پیشین آکادمی که نویسنده و منتقد است، کاتارینا فورستن­سن Katarina Frostenson، شاعر، کریستینا لوگن Kristina Lugn، دراماتیسین، شل اسپمارک Kjell Espmark، پرفسور ادبیات و شاعر و نویسنده، و من (پتر انگلوند) به عنوان دبیر دائمی آکادمی و عضو علی­البدل.

پرسش: آیا اعضای کمیته تمامی آثار کاندیداها را می­خوانند یا برگزیده­ای از آن­ها را؟

پتر انگلوند: . زمانی که لیست کاندیداها کوتاه شده باشد، باید تلاش کنیم که حتی­الامکان همۀ آثار آنها را بخوانیم. اما برخی از نویسندگان آثار فراوانی دارند و شاید کمیتۀ نوبل به مطالعۀ همۀ آن کارها نرسد، در این صورت ممکن است در آکادمی اشاره شود که این بیست یا سی کتاب را از نویسنده­ای بخوانید. اما انتظاری که از کمیتۀ نوبل می­رود این که احاطۀ کامل بر آثار نویسندۀ مورد بحث داشته باشد. اما مثلن اگر نویسنده­ای را در نظر بگیریم که شمار آثارش صد کتاب یا بیشتر باشد پیش می­آید که آکادمی به عضو کمیتۀ نوبل سفارش خواندن مثلن سی تا از مهمترین کارهای او را بکند.

پرسش: وظیفۀ رازداری که شدیدن اجرا می­شود از طرفی شاید همۀ آن امتیازاتی که اشاره کردید داشته باشد، اما از طرف دیگر می­تواند راه را بر شایعات باز بگذارد. برای نمونه نوعی ایراد که در محافلی گرفته می­شود این است که آکادمی گرایش چپ دارد با توجه به چند مورد گزینش آکادمی در سال­های اخیر، این دسته از انتقادکننده­ها مثلن ندادن جایزۀ نوبل به خورخه لوئیس بورخس را به مثال وزین چنین نظری می­دانند.

پتر انگلوند: من می­دانم که چنین نظراتی وجود دارد اما فکر می­کنم چنین نظراتی روز به روز کم­رنگ­تر می­شوند. این درست است که در زمان خدمت من در آکادمی جایزۀ نوبل به سه نویسنده داده شده است که به نوعی به گرایش چپ مربوط می­شوند، پینتر، دوریس لسینگ و آلفرده یلینیک که به اعتقاد بسیاری  نویسنده­های چپ هستند، اما دو سال پیش این جایزه به ماریو وارگاس یوسای پروئی تعلق گرفت که رسمن لیبرال است. بعد از آن گفته می­شد که آکادمی به راست چرخیده است. چنین نظراتی درست نیست، چنین معیار سیاسی وجود ندارد. نوبل ادبی یک جایزۀ ادبی است که فقط به معیارهای ادبی توجه دارد و ما چاره­ای جز این نداریم. اگر آکادمی چنین جایزه­ای را بر اساس ملاک سیاسی اعطا کند، کاملن نادرست است. با پیش کشیدن چنین معیارهائی آکادمی نمی­تواند به کار خود ادامه دهد چرا که در چارچوب آکادمی دیدگاه­های بسیارمتنوع سیاسی وجود دارد. در صورت در نظر گرفتن معیارهای سیاسی، ما متلاشی می­شدیم، پاشیده می­شدیم. نمی­شود. ما نمی­توانیم چنین ملاکی داشته باشیم، درست به این دلیل که گسترۀ دید سیاسی درون آکادمی بسیار وسیع است.

س: در سایت آکادمی سوئد می­خوانیم که مجموع قابلیت­های زبانی انستیتوی نوبل در پنجاه سال اول فعالیت این بنیاد در عمل فقط گروه­های زبانی بزرگ اروپائی را شامل می­شد. در مورد زبان­های دیگر باید اعضای کمیته یا از طریق مطالعۀ ترجمۀ آثار کاندیداها، با همۀ ضعف­هائی که این شیوه در بر داشت، درکی از نویسنده بدست می­آوردند یا هم این که از کارشناسان بی­طرف استفاده گردد. در آن زمان کاندیداهائی که به زبان­هایی غیراروپائی، مانند عربی، فارسی و چینی می­نوشتند نیز بندرت مطرح بودند. بنابراین گروه کارشناسان مخصوصن برای بررسی و داوریِ آثار غیراروپائی می­تواند گروه مهمی باشد. این گروه، چگونه گروهی است و از چه کسانی تشکیل می­شود؟

پتر انگلوند: این طوری است که ما همیشه این امکان را داریم و از آن استفاده هم می­کنیم که اغلب بطور محرمانه با کارشناسی، در هر جای دنیا که باشد تماس می­گیریم و از او می­خواهیم که نظرات خود را کتبن در مورد این یا آن نویسنده یا شاید جزئیاتی در مورد این بخش یا آن بخش آثار یک نویسنده، حتا در مورد مسائل زبانی یک نویسنده، برای ما بفرستند. اما چنین مواردی به دفعات کم پیش آمده و شامل نویسنده­های خاصی است. در واقع نظر کارشناسانه را از کارشناسان همۀ دنیا سفارش می­دهیم. از این گذشته ما به کتابخانۀ نوبل هم مرتبط هستیم که در آن کارشناسانی هستند با توانائی در حوزه­های مختلفِ زبانی که کار اصلی­شان توجه و دقت به مسایل جاری در زبان (مشخصی) است. مشخص­تر این که مثلن به ما پشنهاد می­کنند که این یا آن کتاب را خریداری کنیم یا به این یا آن نویسنده توجه داشته باشیم. این کارشناسان برخی اوقات دعوت می­شوند به سخنرانی برای ما یا برای پرسنل کتابخانه. و این کارشناسان که مرتبط هستند با کتابخانه کارشناسان دائمی­ ما هستند. غیر از این­ها همان طور که پیشتر گفته شد اگر پرسش­ها و مسائل بیشتری طرح باشد به کارشناسی متوسل می­شویم که در جائی از دنیا و در قاره­ای زندگی می­کند و می­تواند برای رفع معضل به ما کمک کند.

س: در حال حاضر باید در آکادمی توانایی زبانی گسترده­ای وجود داشته باشد.

پتر انگلوند: بله این توانایی در سطحی گسترده است. فکر کنم در آکادمی، ما بر دوازده یا سیزده زبان تسلط داریم. اما این شمار هرگز کافی نخواهد بود. به همین سبب از کارشناسان کمک می­گیریم؛ مثلن هم برای ترجمۀ یک اثر و هم برای داوری دربارۀ آن ترجمه. آیا اثر مورد بحث اجازۀ ترجمه شدن می­دهد؟ در ترجمه چه چیزی از دست رفته است؟ و این بسیار بسیار دشوار است. ما تلاش می­کنیم این دشواری­ها را برطرف کنیم. چون ترجمه، همانطور که خود شما می­دانید، بسیار پیچیده است و به دانش زیادی نیاز دارد. بنابراین از این ضعف قضیه هم آگاه هستیم، حتا زمانی که داوری در مورد اثر یا آثاری از حوزۀ توانائی و تسلط زبانی آکادمی فراتر باشد و نیازمند ترجمه شویم، مستقیمن ترجمۀ اثر را مورد داوری قرار نمی­دهیم بلکه از کارشناسانی کمک می­گیریم که دربارۀ ترجمه هم نظر کتبی بدهند. این نظر شامل آن بخش قابل ترجمۀ اثر یا آن بخش از اثر است که ممکن است در ترجمه از دست رفته باشد.

س: این گروه­های زبانی که آکادمی به آن­ها تسلط دارد را می­توانید بشمارید؟

پتر انگلوند: فرانسه، آلمانی، ایتالیائی، پرتغالی، اسپانیائی، چینی. همچنین در آکادمی عضو جدیدی داریم که سال­های اول عمر خود را در مصر سپری کرده است اما خود او معتقد است که زبان عربی­اش آن چنان خوب نیست. به نظر من در آکادمی توانائی زبانی بالائی وجود دارد که کافی نیست و هیچ وقت نمی­تواند کافی باشد. برای این که زبان­های بسیاری در جهان وجود دارند و گروه­های زبانی جالب، کم نیستند. و به این سبب به کارشناسان وابسته هستیم.

پتر انگلوند Peter Englund دبیر دائمی آکادمی سوئد با نسخه ای از مجلۀ نگاه نو ویژۀ توماس ترانسترومر

پتر انگلوند Peter Englund دبیر دائمی آکادمی سوئد با نسخه ای از مجلۀ نگاه نو ویژۀ توماس ترانسترومر

پرسش: پرسش دیگری ندارم، برای خوانندگان مجلۀ نگاه نو که در آن سوی دنیا منتشر می­شود پیامی دارید؟

پتر انگلوند: می­خواهم این را بگویم که ما در استکهلم و در آکادمی سوئد در کار خود تلاش خواهیم کرد که با اروپامحوری خود مبارزه کنیم. به نظرم اجتناب­ناپذیر است، وقتی که در منطقۀ خاصی از جهان چشم بگشایی و رشد کنی، آن بخش از جهان و فرهنگ آن به تو نزدیک­تر از هر چیزی است. چیزی که می­خواهم بگویم این است که هیچ برنامه­ای وجود ندارد که مدعی شود که نویسندگان اروپائی بهترین نویسندگان هستند، اما در همۀ ما نوعی کشش روحی وجود دارد که برایمان درک و جذب کردن ادبیاتی که در جوارمان قرار دارد آسان­تر است، اما چیزی است که ما در تلاشیم تا با آن مبارزه کنیم و این کوشش، نوعی تغییر جهت است تا آغوش خود را هر چه بیشتر بر آن همه ادبیات شگفت­انگیز که در جهان خلق می­شود بازتر کنیم.

متن چاپ شده در مجلۀ «نگاه نو» شمارۀ ۹۵، پائیز ۱۳۹۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)