تولد ، زندگی ، مرگ

درک لحظات چگونه امکان پذیر است ؟
سخن با نام خالقی آغاز می کنیم ،که هستی را از تناسبات ساز وکارهای بی حدّ و حصری به توازن بیاراست . و آهنگ موزونی از ساده ترین آنها که در حال حاضر بیست و پنجمین ذره کشف شده بنیادین فیزیک در مرکز تحقیقات سرن واقع در مرز کشورهای سوئیس و فرانسه با صرف هزینه های سنگین و بکارگیری توان نظری و عملی دانشمندان سراسرگیتی طی چندین سال تلاش بدست آمد ، تا پیچیده ترین موجود زمینی در گوش جان کائنات پیوست زمزمه می کند ، تا جریان هستی هم چنان گرم و با نشاط به راه خو ادامه دهد ، من و تو از این گذرکاه توشه ای برگیریم که در خور خلقت مان باشد . زیرا که ما پیچیده ترین موجودات هستی هستیم ، و فن آوری ما به گونه ای است که در یک فضای مجازی به نام ذهن ، قوّه ای به نام عقل را با مصالحی که از راه حواس پنجگانه دریافت می کنیم سازمان دهی می کنیم ، تا با توان تجزیه و تحلیل ساز و کارها ی تشکیل دهنده تناسبات ، پی به معماری و چینش چیدمانهای متنوع لفظ و معانی آنها ببریم ، و این به شرطی است که موّاد اوّلیه داده شده به عقل که سرچشمه آن در میراث مکتوب و شفاهی ما نهفته است ، از نوع استاندارد الهی آن باشد ، موادی که از روز الست و تحت عنوان اسماء دست نخورده و ناب در طی قرون و اعصار بدست انسان امروزی رسیده باشد . شک نیست که می دانید که محصولات ناشی از عقل “تفکرات” آدمی است ، که متناسب با کیفیّت و کمیّت موّاد اوّلیه دارای ضریبی از استاندارد الهی و یا دور از آن است . انسان امروزی که مواد اوّلیه عقل را از تاریخ ادبیا ت ، تاریخ فرهنگ و هنر و دین ، تاریخ تمدّن ، تاریخ ، فلسفه و تاریخ علوم و فنون و در نهایت از رفتارهای پیشینیان خود به ارث برده است ، و در به روز نمودن آن تلاشی ننموده مسلماً محصولات فکری و نظری به روزی نیز نخواهد داشت . مایلم به عرض برسانم که تفکرات انسانی عاقبت در”زبانش” و سپس در” دستانش” جاری شده عملیا تی می گردند ، و با تکرار پس از گذشت چندین سال از ” حافظه کوتاه مدت ” به ” حافظه بلند مدت ” انتقال یافته در وی ملکه شده ” هویّت ” وی را شکل
می بخشد ، و دراین هنگام با هر نوآوری که متناسب با هویت خود نباشد مخالفت می نماید به عبارت دیگر خود را اصل می داند ، و هر چیز را نسبت به استانداردهای خود کارآزمایی نموده نظر می دهد ، دراین صورت است که ، مردم روز به روز دچار سختی و نابسامانی در ایجاد روابط انسانی فی مابین شده ، اعتماد و اطمیان ملی ، از بین مردم نسبت به عمل کرد ها و قول و قراردادها از بین می رود ، زیرا که هر کدام از ما خود را یک الآهه می دانیم . مشکل از اینجا شروع می شود ،که ما نمی دانیم هر آنچه که در محتوای تاریخ ادبیات ، تاریخ فرهنگ ، تاریخ ادیان ، تاریخ ، تاریخ تمدن ، تاریخ هنر ، ادب و تربیت هر قومی وجود دارد ابزارهایی برای خوش بختی انسانها هستند و باید در خدمت انسانها قرار گیرند . ما به دنیا نیامده ایم که سنّت های پدرانمان را همان طور که بوده رعایت و اجرا نمائیم بلکه فرصت زندگی به ما عطا شده است که با توجه به میراث گرانمایه پدران مان با ایجاد اصلاحات و تغییرات لازم و کافی در آنهاکه متناسب با رشد و تعالی ما باشد مبادرت به ایجاد فضایی مطلوب تر از آنها ، به درک بیشتر هستی همّت گماریم . بنابراین تحمیل رسوم و سنن گذشتگان بدون هیچ گونه تغییر متناسب با روز ظلمی است که به خود و به نسل آینده می نمائیم ، تغییرات لازمه یک حیات پویاست ، و باید با دور اندیشی و بیاری متخصصین علوم اجتماعی و دل سوختگان و فرهیختگان آنهم بتدریج و متناسب با نیازهای روز صورت گیرد ، تا با مخالفتهای نسل های گذشته در نطفه خفه نشوند لازم به تذکر است که زمانی که ماشین به ایران وارد شد ، و یا قرار شد درس خواندن در ایران برای عموم آزاد گردد ، مخالفت های بسیاری در بین اقشار مردم ظاهر گردید.بنده یادم هست که در مکتب خانه ها ی تهران به ما می گفتند به دبستان های دولتی نروید درآنجا به شما یاد می دهند “کلرات دو پتاش” که معنی اش این است که “خدا دوتاست ” امّا امروز همه به این نکته اذعان دارند ،که ماشین و تحصیل جزء لاینفک زندگی انسان شده است . به عبارت دیگر ادب و تربیت کنونی ایرانی عادت دارد ،که با نوآوری ها ابتدا مخالفت کند و سپس آنها را طوری بپذیرد که جزء لاینفک زندگیش گردد . بنابراین فرزندان و نوه های ما تغییرات را عاقبت ، خود زندگی خواهند پنداشت ، و برای آن جایگاه وارزش ویژه ای را در نهاد اجتماعی تعیین خواهند نمود . حال چه بهتر که ما مبتکر و پیشرو این تغییرات در عرضه زندگی آنها باشیم ، به ویژه در زندگی مشترک مان که مهم تر از آن موضوعی در فرصت زندگی ما ایرانیان وجود ندارد . همان طور که گفته شد ، هستی مجموعه یی مرکب از تناسبات ساز وکارهای لایتنهاهی است ، که پیوسته از منبع لایزال مطلق تغذیه می شود . برساختار هر ساز وکارساده ، شریانی موئینه جریان تناسب بین دو یا چند جزء ساز و کار را برقرارمی کند ، کاربرد شریانهای موئینه ایجاد بستری مطمئن برای جریان هستی در پیکره کائنات است . بدین طریق بین دو یا بی نهایت از ا جزاء ساز و کارها ی متناسب شده ارتباط و یا ارتباطاتی وجود دارد ،که در مجموع ابزارهای فهم ظرفیّت نظری هستی را می سازند . هستی بدون ارتباط مجموعه شگفت انگیز و مبهوت کننده ی ایستایی است که بی شباهت به یک موزه با شکوه خیره کنده ی نخواهد بود ، آنچه که به این موزه خیره کننده پویایی می بخشد ارتباط است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)