دانشگاه سنگر آزادی و استقلال ایران

پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بدست آمریکا و انگلیس و دست نشاندگان داخلی آنان به رهبری آیت الله کاشانی و سرنگونی دولت ملی محمد مصدق، وقتی ریچارد نیکسون، معاون رئیس جمهوری آمریکا برای شتاب دادن بیشتر به قراردادهای غارتگرانه، نشان دادن ثبات رژیم شاهنشاهی و جشن پیروزی کودتا راهی تهران شد دانشجویان دانشگاه تهران در برابر این این سرسپردگی و بی حرمتی ملی به اعتراض پرداختند. دانشگاه تهران به عنوان سنگر مبارزه و کانون دفاع از استقلال و آزادی و حقوق ملت ایران در برابر هجوم وجشیانه امپریالیسم مقاومت و ایستادگی کرد. رژیم وابسته شاه برای تسلط بر اوضاع متشنج داخلی و حفظ امنیت ریچارد نیکسون، نیروهای مسلح و کوماندوهای ارتش سرکوبگر خود را در دانشگاه تهران مستقر نمود. در مقابل اعتراض دانشجویان نیروهای نظامی به روی آنان آتش گشودند و سه تن از منادیان آزادی، مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی به خون درعلطیدند و در سنگر آزادی، استقلال، دموکراسی، وعدالت اجتماعی جان باختند. از آن روز یعنی از۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ شصت و سه سال می گذرد، اما ارزش ها و آرمان هایش هنوز در حافظه مبارزان ایران باقیست. دانشجویان نشان دادند که دانشگاه همواره وجدان آگاه جامعه در مبارزه علیه ستم، استعمار، عقب ماندگی و سنگر مستحکم نبرد با خودکامگی واقتدارگرائی بوده است. به همین جهت نباید فراموش کرد که حضور فعال دانشجویان در حرکت های اعتراضی مردم در آستانه انقلاب ۵۷ بی تردید فصل درخشانی از این مبارزات است که نقش موثری در براندازی رژیم شاهشاهی وسرانجام، پیروزی انقلاب داشت.
با استقرار جمهوری اسلامی هنوز زمانی چند از ” بهار آزادی ” سپری نشده بود که دانشگاه مهد تجدد خواهی و پهنه بروز و تلاقی اندیشه ها، به فرمان امام و رئیس جمهور وقت، که خود نیز چند ماه بعد قربانی این سیاست ها شد، مورد یورش چماق بدستان، قمه کشان ونیرو های فاشیستی – مذهبی طرفدار ولی فقیه و حوزه های متعصب ومتحجر مذهبی قرار گرفت و از دگراندیشان خالی گردید. جمهوری اسلامی که همیشه از گسترش آگاهی در میان مردم و افشای رفتار ستمگرانه و جنون آمیزش توسط دانشجویان و روشتنفکران در دانشگاه ها بیم داشت با طرح انقلاب فرهنگی و با یورش وحشیانه به دانشگاه ها وعده “دانشگاه اسلامی ” یا” دانشگاه مکتبی” را داد تا جلوی گسترش آزادی اندیشه وبیان را بگیرد. شکی نیست که تسخیر این سنگر آزاداندیشی به موج اختناق کشتار دهه شصت و کشتارهای دسته جمعی وقتل های زنجیره ای انجامید.
آغاز کارزار انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶و نامزدی محمد خاتمی از سوی اصلاح طلبان حکومتی که مورد حمایت بخشی از دانشجویان قرار گرفت فرصت مناسبی برای حضور فعال و مبتکرانه دانشجویان وانسجام جنبش دانشجوئی شد و توانست نقش برجسته ای در پیروزی محمد خاتمی بازی کند. از حکومت اصلاح طلبان حکومتی، یک سال نگذشته بود که تحصن دانشجویان در اعتراض به تعطیل روزنامه ” سلام “به علت افشای نقش سعید امامی در قتل های زنجیره ای با شبیخون نیروهای لباس شخصی وانتظامی به خوابگاه دانشجویان و سپس با اشغال دانشگاه پاسخ داده شد. این ماجرا صدها زخمی وده ها کشته به جای گذاشت. اینبار جنایات جمهوری اسلامی در محدوده دانشگاه های شهر تهران نماند بلکه در سراسر کشور نسبت به دانشجویان معترض همان شدت عمل انجام گرفت. گرچه این خیزش اعتراضی نیز به فجیعترین شکل سرکوب شد اما روز ۱۸ تیر ماه نیز جایگاهی ویژه در تاریخ مبارزات دانشجویان پیدا کرد.
با سر کار آمدن احمدی نژاد فشار خفقان ابعاد جدیدی پیدا کرد. طی هشت سال حکومت او، اغلب تشکل های صنفی – مدنی منحل شدند و دانشگاه با استقرار نیروهای “بسیج دانشجوئی” به اردوگاه نظامی تحت کنترل نیروهای حکومتی تبدیل گردید. از این پس لباس شخصی ها دست در دست نهادهای امنیتی و اطلاعاتی موظف به پیشگیری حوادثی مانند رویداد ۱۸ تیر شدند. با حاکم شدن اوضاع فوق العاده امنیی – نظامی فضای دانشگاهی بشدت دچار رکود شد. با این حال جنبش دانشجوئی در برابر حاکمیت تمامیت خواه سر تمکین فرود نیاورد و تسلیم شرایط سرکوب نشد.
در حالیکه کارگزاران حکومتی با ستاره دار کردن، محرومیت از تحصیل، صدور احکام انضباطی، بگیر وببند و شکنجه دانشجویان مبارز رویای به زانو در آوردن جنبش دانشجوئی را در سر می پروراندند بار دیگر دانشجویان بنا به سنت دیرینه مبارزاتی خود با جنبش اعتراضی سراسری مردم با شعار ” رائ من کو ” و ” مرگ بر دیکتاتور ” در سال ۱۳۸۸همگام شدند.
با شکست جنبش اعتراضی موسوم به ” سبز ” علیه تقلب انتخاباتی و یورش همه جانبه نیروهای امنیتی – نظامی به صفوف کنشگران و فعالان این جنبش تاریخی، به ویژه دستگیری هزاران نفر از دانشجویان، فعالیت این جنبش به سکون منجر شد.
حکومت ” تدبیر وامید ” روحانی نیر هر روز شدید ترین فشارها را بر فعالین دانشجوئی که با کمترین امکانات وبیشترین محدودیت ها فریاد اعتراض را زنده نگهمیدارند وارد می کند. در این حکومت صدها دانشجو در زندان ها بسر می برند.
امروز دانشجویان در فراز و نشیب مبارزات خود بیش از هر زمان به این آگاهی رسیده اند که بدون باز سازی وانسجام جنبش دانشجوئی مستقل فاقد توان لازم برای حضور فعال در میدان مبارزه جهت تحقق اهداف و خواست های خود خواهند بود. تجارب مبارزات اخیر به خوبی نشان داد که جنبش های اجتماعی- سیاسی بدون پیوندی تنگاتنگ با جنبش دانشجوئی نمی توانند حاکمیت فاشیستی – مذهبی و سیاست های سرکوبگرانه مخرب این نظام را نابود سازد. تحقق آزادی، استقلال، برابری و عدالت اجتماعی در گرو مبارزه متشکل و مشترک دانشجویان در پیوند تنگاتنگ با جنبش های دموکراسی خواهی و آزادی طلبی مردمان ایران است.
جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران بزرگداشت روز دانشجو را بسان نماد پایبندی و پایداری نیروهای دموکرات و آزادی خواه به مبارزه در راستای استقرار جمهوری، دموکراسی و لائیسیته می داند.
جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران با آگاهی از شرایط دشوار مبارزاتی و وظایف و کارکردهای جنبش های اجتماعی و سیاسی، به ویژه جنبش دانشجوئی داخل کشور، تلاش می کند با استقاده از تمامی امکانات خود به بازتاب فشارها و سرکوب ها در افکار عمومی جهان بپردازد و پشتیبانی آزادیخواهان جهان را در دفاع از آنان کسب کند.
جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران، جنبش دانشجویی را بخش جدایی ناپذیر از دیگر جنبش های دموکراتیک و مبارزات آزادیخواهانه ایران می داند.
نابود باد جمهوری اسلامی ایران
زنده باد استقلال، آزادی، دموکراسی
بر قرار باد جمهوری مبتنی بر دموکراسی و جدائی دولت و دین
پایدار باد جنبش مستقل دانشجویان ایران

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۱۶ آذر ۱۳۹۵ ـ برابر با ۶ دسامبر ۲۰۱۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)