گاه در جامعه ایران، قانونی وضع می شود که به نفع زنان یا مردان است، که وضع کنندگان این قوانین باتوجه مسائل دینی و فقهی به وضع آن مبادرت می ورزند.

حالا باید دید این قوانین که ظاهر به نفع مردان یا زنان می باشد، ایا در حقیقت عمل به نفع آنهاست یا خیر؟؟
law

برای مثال دو قانون مهریه برای زن
و
حضانت خانواده برای مرد را بررسی مینمایم

در بحث مهریه برای زنان
استدلالی این هست که زن حق دارد از همسر خود ولو به قیمت به زندان رفتن همسرش بابت قبولی ازدواج با همسرش از شوهر خود مطالبه کند
موافقان و مخالفان این مسئله بسیاری هستند

اما بیایم موضوع را از جنبه دیگری بررسی نمایم
اگر همچین حقی برای زن نبود
و کلا همچین قانونی وجود خارجی نداشت
و هیچ زنی بابت ازدواج خود مهریه ای مطالبه نمی کرد
زن با توجه به اینکه همچین قانونی وجود خارجی ندارد
باید دو اقدام را انجام میداد:

اولا ؛ توانمندی خود ، که ازدواج را یک رابطه اشتراکی می پنداشت و خود را در تساوی همسر خود بشمار می آورد.

دوما ؛ اینکه بستر فرهنگی و فکری خود را در جهتی پیش می برد که ، خود را کالا تصور ننماید که بخواهد در بطن فکری خود به جنس دوم بودن فکر یا قبول نمایید.

نمیشود که زنان ما در کشور، آن بخش از قوانین ۱۴۰۰ سال پیش را یک حق مسلم در نظر گرفته و مهریه را دریافت کنند،
در حالی که قوانین بین المللی ۲۰۱۶ را هم برای خود به رسمیت بشناسند.

بر این منظور یا ما در ۱۴۰۰ سال پیش هستیم
یا در ۲۰۱۶ میلادی هستیم،

نمیشود آنچه که از گذشته به نفع و سود آنهاست را پذیرش کنند (( مهریه))

و آنچه را که به ضرر آنهاست مجادله کنند((تمکین از همسر))

چرا باید این اختیار برای شما زنان باشد که همسرتان را بخاطر مهریه به زندان بی اندازید
ولی حال حاضر نمیشوید از همان همسر تمکین کنید

بهایه گرفتن مهریه، عدم حق اختیار است.

چرا که شما خود را ، در معرض خرید و فروش قرار میدهید
و نرخ بر آن می گذارید.

البته بسیاری از مدافعان حقوق زنان، سریعا جبهه گرفته و به این موضوع ایراد گرفته و سعی در توجیه آن می پردازند.

اما دوگانگی را به توجیهات بی پایه نمیتوان مخدوش کرد

پس بهتر آن است که جدا از بحث آگاه سازی که حق مسلم زنان است، بیشتر به مقوله توانمند سازی زنان حرکت کنیم و طرز فکر گذشته را از ذهن زنان خارج سازیم

مسله دوم حق حضانت خانواده؛
در اسلام حقوقی برای مرد قائل شده که در عین به سود بودن منافع آن برای مرد ، در اصل به ضرر اوست.

حق حضانت خانواده اگر به مرد اطلاق نمیشد!!!
اگر حق چند همسری به مرد داده نمیشد!!!

مردان تلاش مینمودن بجایی انحراف رفتن و به بیراه رفتن
بیشتر تمرکز به زندگی خود کنند و به نوعی حقوق ماورایی و برتر برای خود متصور نشوند.

بلکه با تفهیم حقوق شراکتی خود در زندگی٫ برای آینده و زندگی خود تلاشی شایسته تر به خرج میدادن.
و با پذیرش یک زندگی مشترک و همسان با همسرش، تلاش می نمود که در جهت پیشرفت و آرامش زندگی مشترکشان حرکت موثر انجام دهد.

آنگونه حقوقی که باعث فنایی زندگی ما میشود همانند داشتن ماشینیست که باعث کشتن ما می شود

پس بیایم بیشتر به نفس قانون هایی بنگریم که در اصل نبودشان بهتر از بودشان است.
و حرکت در این وادی، نیاز به تغییر فرهنگ ، آموزش صحیح،ا صلاح قوانین، مشارکت عمومی و… می باشد

“محمد معین، مهندس ، نویسنده، پژوهشگر سیاسی اجتماعی”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)