تکمله مقاله سرکارخانم اختصاری جنسیت و زبان‎

هنرمند گرانمایه سرکارخانم اختصاری در مقاله خود به ادبیات زن ستیز چندین نفر تاثیر گذار بر سایرین اشاره نمودند. طیفی که از خواننده زیرزمینی ایرانی تا رئیس جمهور امریکا را در بر میگرفت.برداشت شخصی اینحانب از متن ایشان این بود که هم در ساختار زبان و هم در ارزش های جنسی گرایانه زبان ،اصل و غالب بودن با جنس مذکر است.اما انچه را که ایشان بر ان تاکید داشتند ،کاربرد زبان به مثابه ارزش های جنس گرایانه بود.درجهت تعدیل وضعیت زن گرایانه بررسی زبان وجنسیت توضیحاتی بیان میشود.
زبان مانند فرهنگ همواره در حال تغییر است.این تغییر پذیری زبان در تجربه زبانی هر گویشوری وجود دارد و هر کس طبق اظهار نظر ادوارد ساپیر زبان شناس و مردم شناس امریکایی بر تغییر پذیری زبان واقف است.این تغییر پذیری حتی به جغرافیای زیست انسانها نیز وابسته است.
تغییراتی که میتوانند جایگزین ایجاد زبان جدیدو اصلاح کلی زبان شوند تا این مسئله بنیادین حل شود.تغییراتی که باید برمبنای فرهنگ و آموزش صحیح نگاه به جنسیت مخالف صورت پذیرد..همانگونه که وارداف اعتقاد دارد که برای جنسیت زدایی زبان و امکان برنامه ریزی جنسیتی زبان ها برای رفع تبعیض، تغییر صوری زبان ها مسئله را حل نمی کند و باید مبانی فکری زن و مرد تغییر کند.

untitled

انسان به عنوان گونه ای پستاندار دارای دو جنس است.برای تولید مثل هرکدام از این دو جنس وظایفی را بر عهده دارند.این تفاوت وظیفه باعث تمایز جنسی،تغییرات هورمونی و تفاوت کارکرد میشود.بر این اساس شاید بتوان منشاء تفاوت های دستوری و واژگان برای دو جنس را تا حدودی توجیه کرد.با وجود این تفاوت ها برای بقا گونه انسانی،ارتباط بین جنسیتی ناگزیر است.اینجا به تفاوت بنیادین ارتباط بین انسان ها با سایر پستانداران میرسیم.این تفاوت در ارتباط کلامی است.هرچند سطوح پایینی از ارتباط اوائی در بین بعضی از جانوران مشاهده شده است ،اما هیچکدام به غنای ارتباط کلامی انسان دست نمی یابند.. تفاوت های جنسیتی باعث می شوند تا در ارتباطات بین جنسیتی ، اهداف متقابل مردان و زنان اغلب منجر به سوء ارتباط شود ، زیرا هر طرف مقصود طرف دیگر را اشتباه تعبیر می کند . (استنبرگ )اگرچه ممکن است این قاعده کلی نباشد اما شاهد موارد متعددی از این سوء تفاهم هستیم.
اگر به زبان مشترک ارتباطی پیش زمینه متفاوت هورمونی و تجربیات خاص ومتفاوت دو جنس را اضافه کنیم ، متاسفانه به سوء ارتباط میرسیم. (استنبرگ)نکته دیگری که مایلم به ان اشاره کنم این است که این اختلال دوسویه است.مجادله بین زن گرائی و زن ستیزی عدم تعادل در تبین زن به عنوان انسان است.
به اعتقاد نیک لوند جنسیت یکی از جنبه های فرهنگی و اجتماعی زبان در ردیف چیزهایی مانند طبقه ی اجتماعی و پس زمینه ی نژادی است.اینجا حق با خانم اختصاری است.انسان فارغ از مهارت های زبانی طبقه اجتماعی ،نژادی وجنسیتی خود نمی تواند با دیگران ارتباط برقرار کند .اگر رهبران و هنرمندان جامعه از مهارت های زبانی زن ستیز استفاده میکنند، بیانگر اختلال شدید جنسیتی در جامعه است.اگرچه بیان نمونه های نادر در تعمیم کلی دچار اشکال است ،اما نمی توان ان را نادیده گرفت.

نتیجه:
تفاوت های دو جنس گونه انسان بنیادیست.این تفاوت به نحوه کارکرد جنسی انها مرتبط است.اگر تفاوت دوجنس صحیح اموزش داده نشود.اگر فرهنگ بر اساس جنس غالب شکل بگیرد. معیار های جامعه (حتی قانون)دچار اختلال خواهند شد.بنابراین مذکر بودن یا ساختار زبان مذکر غالب، ریشه در زندگی وفرهنگ فعلی وگذشته انسان دارد.بنابراین میتوان پذیرفت که زبان جنس مذکر را غالب به حساب میاورد،چون در وضعیت فعلی اکثر جوامع انسانی مرد سالار هستند ،اگر زن ستیز نباشند.اما امیدواریم ،چرا که تغییر از خصلت های ارتباط کلامی است.امیدوارانه این تغییرات میتوانند به سمت تعادل ارتباط دو جنس حرکت کنند.

محمد شفیع

 

در همین زمینه:

شباهت‌های زبانی ترامپ، خامنه‌ای، تتلو و دیگران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)