نرگس محمدی فعال جنبش زنان و نایپ رییس کانون مدافعان حقوق بشر،  پس از بارها تهدیدو احضار و تحمل زندانهای مکرر، از اردیبهشت ۱۳۹۴ در زندان اوین به سر میبرد. در اول اردیبهشت ۱۳۹۵،‌محاکمه وی در دادگاه انقلاب برگزار شد و برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده است. پنج سال برای  اجتماع و تبانی علیه نظام ،  یک سال برای تبلیغ علیه نظام و ده سال برای تاسیس و همکاری با انجمن لگام، انجمنی برای لغو مجازات اعدام.  اما حقیق چیز دیگری است ، اهداف حقوق بشری نرگس و شجاعت او درمبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، از نگاه دستگاه قضایی و امنیتی جرم محسوب می شود.

narges-mohamadi

پس از اعلام  این حکم، مدافعان حقوق بشر در اکثر کشورها‌ عکس العمل نشان داده و از سوی ایرانیان خارج از ایران نیز کمپین هایی در اعتراض به این حکم تشکیل شد و بیانیه های متعددی به امضا رسیده است.  در این یادداشت، نگارنده با توجه به چهره مردمی و محبوب نرگس محمدی، ضمن مقایسه دستیگری نرگس و محمدعلی طاهری،‌ سوالاتی را  در ارتباط با عکس العمل جامعه مدنی طرح می کند.

برای چند روز متوالی، طرفداران و شاگردان محمد علی طاهری بنیان گذار گروه “عرفان حلقه” با تظاهراتی در مقابل بیمارستان محل بستری ایشان دست به اعتراض زدند و با صدور اطلاعیه ای خواستار آزادی بدون قید و شرط و “رویت عمومی” او شدند که نهایتا در تاریخ دوشنبه سوم آبان نود و پنج، نیروی انتظامی با دخالت فیزیکی و ضرب و شتم معترضین، آنان را پراکنده نمود. محمدعلی طاهری که دوران محکومیت خود را در زندان اوین می گذراند به گفته همسرش زیبا محمدیان به دلیل اغماءِ حاصل از بیست و چند روز اعتصاب غذا، از زندان روانه بیمارستان گردیده است.

جدا از اینکه خبر بالا موضوع مهمی است که باید در کنار تمام پیگیری های حقوق بشری قرار گیرد، قصد من از بازنشر آن چیز دیگری است … نرگس محمدی .

وقتی خبر این تظاهرات را شنیدم و در باره اش بیشتر مطالعه و بررسی نمودم، ضمن تحسین شاگردان و طرفداران آقای طاهری برایم این سوال پیش آمد که چرا برای “نرگس محمدی” ها چنین حرکت هایی صورت نمی پذیرد و موضوع “بیشتر” در خارج از کشور توسط کنشگران مدنی و کمپین های بین المللی و مدافعان حقوق بشر و … دنبال می گردد، در صورتی که بطور مثا وقتی برای ستّار بهشتی آن اتفاق دردناک افتاد و زیر ضرب و شتم و مشت و لگد ماموران جان باخت، “نرگس محمدی” در کنار مادر ستّار بر سر مزار و هر جای دیگری مشت گره کرد و فریاد نمود. نرگس برای بسیاری دیگر همچون محمدعلی طاهری نیز چنین کرده است . 

شاگردان و طرفداران آقای طاهری که دست مریزاد دارند. کماکان در خارج از کشور، در کانادا و تور شهرهای اروپایی از وی حمایت نموده اند و در روزهای اخیر در خیابان های تهران ظاهر شدند و در کنار یکدیگر خواسته ای که بر حق می دانند را فریاد نمودند، ولی چرا برای نرگس محمدی و دیگرانی که نرگس سمبل آنان گردیده است و به دلیل دفاع آشکار و فعال از امثال آقای طاهری ها و یا اعتراض به حکم های اعدام و یا دیگر اعتراضات و حرکت های مدنی و بدون خشونت به حبس های بلند مدت محکوم گردیده اند و هر روز به دادسرا و زندان فرا خوانده می شوند ، هیچ حرکت مشهودی در داخل صورت نمی گیرد؟ آیا ضعف در سازماندهی معترضین است؟ آیا معترضین به گروه های بسته و معدود محدود شده اند که سقف اعتراض شان/اتاق شان و یا شاید در شبکه های اجتماعی باشد؟ آیا اِشکال در مدیریت و سازماندهی اعتراضات است؟ (که البته این معضلِ سی و چند ساله یِ انواع حرکت های اعتراضی و جنبش های ایران بوده است که مهمترین آنها جنبش سبز است). آیا برای حرکت های نمادین مدنی و حضور فعال در خیابان ها هیچ “پیشرو” یی نمانده است ؟ یا پیشرو هست ولی “دنباله رو” نیست ؟ و بسیاری ابهامات دیگری که برای من پیش آمده است و به دنبال جواب برای آنها هستم.

اگر خبر تظاهرات طرفداران آقای طاهری در ایران را نخوانده بودم و تصاویرش را ندیده بودم این سوالات معلق در ذهنم را بیرون نمی ریختم. طی تمام سالهایی که امکان بازگشت به کشورم برایم میسر  نبوده  و در خارج از ایران  زندگی می کنم به عنوان یک عضو ساده  جامعه مدنی  که موضوعات جامعه اش در کنار زندگی خصوصی اش از اهمیت ویژه ای برخوردار است برای نقل و انتقال و نشر اخبار و وقایع و همچنین دیدگاه های شخصی ام مرزی قائل  نبوده ام. ولی هر گاه اظهار نظرهایم به راهکارهای حرکت های اعتراضی و مدنی منجر گردیده است با احتیاط گفته و نوشته ام تا مبادا بین دوستانم در داخل کشور به “خارج نشینی” متهم شوم که در محیطی امن نشسته و برای خودش قصه می بافد.

ولی اینبار به راستی برایم سوال است که چرا در موضوعات مشابه “نرگس محمدی”  حمایت های جمعی در حرکت های اجتماعی دیده نمی شود ؟ آیا “باور” در این موضوع نقش مهمی دارد؟ یعنی طرفداران آقای طاهری چون او را باور دارند به خیابان می آیند؟ و اگر برای موضوعات مهم دیگر در خانه می نشینند برای این است که باور ندارند؟

یا  همانطور که یکی از فعالان جنبش زنان منصوره شجاعی در صفحه  کمپین آزادی نرگس نوشته است  «  تفاوت حرکت ها و جمع های اتفاقی و “عاطفی” با “جنبش های اجتماعی مطالبه محور”  از یک سو و نگاه  متفاوت حکومت به بازیگران هردو  و شدت سرکوب جنبش های اجتماعی….. » نیز به این تفاوت ها ارتباط پیدا می کند ؟

امّا از دیدگاه حرکت های عاطفی، موضوع “نرگس محمدی” بیش از هر موضوع دیگری در جامعه ما باید واکنش عاطفی داشته باشد. یک مادر با دو فرزند که در سنین جوانی به سر می برد، اینگونه خود را برای مطالبات مدنی و اجتماعی کسانی به خطر می اندازد که حتی از قبل آشنایی و ملاقاتی با آنان نداشته است و صدای رسای بسیاری می گردد که اینک خودش نیز به یکی از آنان بدل گردیده است .

در خصوص نگرانی از شدّت سرکوب نیز نرگس “مریم اکبری منفرد” نیست که نام بردنش نگرانیِ اتهام در حمایت از مجاهدین را به دنبال داشته باشد. نرگس “مهوش ثابت” نیست که حمایت از او اتهام حمایت از جامعه بهائیت را برچسب نماید. نرگس “نازنین زاغری” نیست که اتهام جاسوسی برای کشورهای متخاصم را داشته باشد. نرگس، نرگس است. بدون هیچ وابستگی سیاسی، جناحی، عقیدتی و یا حزبی. او فقط از حقوق مدنی مردم طبق “قوانین مدوّن حاکمیت” دفاع می کند و اینک به دلیل حرکت بر اساس همان قوانین حاکمیّت با داشتن دو فرزند و بیماری های به ارمغان آمده از زندان های متعدد به “شانزده سال” زندان محکوم شده است! چه چیزی از این عاطفی تر برای جامعه یِ احساساتی و خانواده گرا در ایران؟

اگر موضوع حرکت های کارگری بود که در عسلویه، فرّوآلیاژ، ماشین سازی اراک، سپنتا و صدها واحد تولیدی دیگر بود که طی ماه های گذشته به اعتراض و اعتصاب و تحصن دست زده اند – اگر چه آنها نیز مطالبت صنفی خود را طلب می نمایند ولی باز هم بدلیل گرایشات سندیکایی که در ایران جرم تلقی می گردد و البته شاه کلید درهای قفل شده یِ حرکت های فراگیر صنفی نیز می باشد – ممکن بود شدّت سرکوب را افزایش دهد لکن هرگونه دفاعِ فعال از نرگس محمدی خارج از تمام شرایط یاد شده می باشد و سوال مهم از کنشگران حرفه ای که سالهاست بصورت انفرادی و سازمانی حرکت های مدنی را به دور از هر گونه اِعمال خشونتی تبلیغ و ترویج می نمایند این است که چطور پس از سه دهه نمی توان یک حرکت چند ساعته را سازماندهی نمود تا مادرانی با فرزندان خردسالشان مقابل مجلس و یا قوه قضاییه و یا زندان اوین جمع شوند تا با نرگس همدردی نمایند و همچون طرفداران آقای طاهری خواستار آزادیش شوند و قبل از هر نوع درگیری و تشنجی به خانه هایشان بازگردند؟ به نظر من به عنوان یک شهروند عادی که کنشگر حرفه ای نمی باشد، به ساختار و برنامه ریزی های کلان برای حرکت های مدنی اِشکالاتی بزرگ وارد است و این برعهده کارشناسان و تحلیلگران است که به بازنگری آنچه در حال انجام است، بپردازند تا لااقل بتوان با هوشمندی، آموزش و آمادگی لازم، از حرکت های خودجوش مردمی همچون حضورِ هزاران نفری امروز که به مناسبت روز کورش کبیر در پاسارگاد گردهم آمده بودند بهترین نتایج در مسیر آگاهی رسانی و مطالبات مدنی به دست آید.

شاید هم به روالِ دورانِ “احمدی نژاد” که تاکتیک خودش را در ایجاد و تسلسل بحران ها تعریف کرده بود و هنوز فرصتی برای برخورد و هضم و عکس العمل بحران اول پیش نیامده، جامعه را با بحران جدیدی مواجه می نمود و اینگونه با رگبار بحران ها فرصتی برای سر پا ماندن باقی نمی گذاشت، آنقدر بلا و مصیبت داریم که اگر قرار به حرکت های اجتماعی برای هر کدام از آنها باشد، مردم باید شبانه روز در خیابان ها بَست بنشینند که البته با بزرگترین بحرانی که به اسم “معیشت” برای مردم ساخته اند کوچکترین فرصت ها بجای آگاهی و مطالعه و “دخالت در اموراجتماعی”  برای کارِ دوم و سوم و کمی درآمد بیشترصرف می گردد تا اگر چه لنگان، ولی به هر روی چرخ زندگی چرخیده شود و در اجتماعاتی همچون امروز در پاسارگاد فقط تخلیه روانی می گردند.

علیرغم این سوالات که حتما کارشناسانی که در این امور صاحب نظر و عقیده می باشند پاسخ هایی برای آن دارند و آگاهی رسانی می نمایند، فراموش نکنیم نرگس محمدی برای حمایت از حقوق مدنی شهروندان و دفاع از آنچه “باور” داشت و دارد فعالیتِ آشکار نمود و اینک با آخرین نامه اش از زندان، فعال تر از همیشه دشمنان حقوق مردم را به رویارویی فراخوانده است، همچون او که برای دفاع از حقوق دیگران قد علم کرده است، برای حمایت از حقوق او ساکت ننشینیم .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)