دین را زمینی کنیم!
دین رازمینی کنیم تا زمین گیرنشویم.
شما می روید پیش یک دکتر متخصص(مثلن،دکترگوش و حلق وبینی)،ممکن است از مداوای وی راضی باشبد؛لذاسعی می کنیددرموردگوش وحلق وبینی برای تست وچکاپ،دوباره نزد همان دکتربروید.
وممکن است از نسخه ی مداوای او خشنود نباشید ویادکتر بهتری به شما معرفی شودوپیداکنید،این دکترجدید،لزوما ممکن است ایرانی،مسلمان،وشیعه هم نباشد؛ویااصلن سکولاروبی دین است،امابه اواعتمادمی کنید،چون می دانیددرتخصص خودتبحربیشتری دارد!
برای درمان روح وتزکیه وپالایش روان نیزبه اساتید اخلاق،علمای دین واعاظم مذهبی رجوع می کنید،چون اعتقادداریدآنهابدلیل آشنایی باعلوم ودانش مربوطه شمارادرسالم کردن زندگی وتصفیه اخلاق مذموم ورسیدن به معنویت وکمال انسانی کمک می کنند…
دین ومذهب یکی ازهمین مسیرهایی ست که آدمی رابه سالم زیستن و زندگی باعدالت واخلاق توصیه می کندومانصایح وپندواندرزواحکام آن را اززبان روحانیان وعلمای آن، مکررمی شنویم؛ومی خوانیم.
درباب تفقه دردین،یعنی همان دین شناسی،علمای اسلام به آیه ی 122سوره ی توبه اشاره دارند:
«وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»
ولذا روحانیان،خودراکارشناس دین می دانند!اماآیاهمانطورکه درابتداآن مثال را آوردیم نمی شود غیرمسلمان درموضوع دین کارشناس شود؟ وبواسطه ی توانایی ودانش خودبرای عوام وکسانی که خط مشی زندگی خود را در عمل به عقاید دینی می دانند،نسخه تجویز کند؟وآدم هاهمچون تغییری که درپزشک معالج خود می دهند،دربرخی ویاهمه ی اموردینی، به هرکس که خواستندرجوع کنند؟وهروقت هم خواستندمثل آن دکتر تغییرش دهند؟ و حتی به استدلال وراهکاروفتاوی وتوصیه ها ونظرات کارشناسی دیگرانی رجوع کنند که حتی مسلمان نیستندولی واقعاکارشناس ومتخصص دین هستند!؟همانطورقرآن هم به صراحت می گوید:
«الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ»
«عبدالکریم سروش»در مباحثه ی خودبا«عبدالعلی بازرگان»دربرنامه ی «پرگار»بی.بی.سی پیرامون شناخت درست وصحیح قرآن(راهنماوکتاب اصلی مسلمانان)می گوید:
«با این علومی که فعلا درحوزه خوانده می‌شود، هیچکدام این ها کافی نیست.ماباید به تاریخ برگردیم وبه آنتروپولوژی وآن اوضاعی که در زمان پیامبر بود.یعنی انسان شناس و مردم شناس بعلاوه اینکه علوم دینی راهم بدانند.باید تاریخ و مردم شناسی وروانکاوی افزوده شود.این ها خواب گذاران آینده را تشکیل می‌دهند».
که به نظر می آیداین تئوری درهمین راستاباشد؛منتهاتقدسی کردن علوم دینی واختصاصی شدن آن،ومقدس کردن روحانیت،مانع این مسیراست؛وهمین مانع مشکل جهان اسلام است،مشکلی که متولی اش روحانیون هستند!
سال هاپیش هم به نوعی «مرتضی مطهری»درکتاب«ده گفتار»،مقاله ی«اصل اجتهاددراسلام»به این موضوع اشاره داشته،وی می گوید:
«چه لزومی داردکه مردم درهمه ی مسائل ازیک نفر تقلید کنند.بهتراین است که قسمت های تخصصی درفقه قراردهند.یعنی هردسته ای بعدازآنکه یک دور فقه عمومی رادیدندواطلاع پیداکردند،تخصص خودرا دریک قسمت معین قراردهندومردم هم درهمان قسمت تخصصی ازآنهاتقلیدکنند.مثلن بعضی رشته ی تخصصی خودراعبادات قراردهندوبعضی معاملات وبعضی سیاسات وبعضی احکام(احکام به اصطلاح فقه)همانطورکه درطب این کارشده ورشته های تخصصی پی آمده…»
راه حلی که به نظر می آید این است که علماوروحانیان دین به تاسیس یک نهاد،چیزی شبیه یک (N.G.O)باهدف به رسیدن به یک اشتراک نظردرعلوم دینی وکشف واستخراج اشتراکات،وتلاش برای کم کردن اختلاف کوشش کنندکه درپایه وابتدابه ساکن باید هیچ وابستگی مالی(ولجستیکی)به دولت هاونهادهای حکومتی ومانند آن درهیج جای جهان نداشته باشندوتعذیه ی مالی آنهاازراه حق عضویت وکمک های مردمی(بدون آنکه بداننداین مردم کیستندوازکجاهستد،تادینی احساس نشود،تادرامراجتهادودادن فتاوی قلمشان نه لرزدوبه این سمت وآن سمت گرایش وتغییرمسیرندهند) ارتزاق شوندودرمرحله ومراحل بعددادن حق عضویت به هرنوع گرایش وعقیده وحتی لامذهبی ها که درموضوع دین صاحب نظرودارای دلیل ومستندات هستند!
این یادداشت درتعمیم یادداشت قبلی اینجانب بنام«مشکل جهان اسلام،متولی آن است»-که درهمین سایت منتشرشده-می باشد.
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
بیست وشش مهرماه1395

https://www.facebook.com/assize.mahkame/posts/1178657902202302:0

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)