این تصاددفی نیست که با شروع هر جنگی میلیون‌ها انسان از صحنه مرگ و تعقیب فرار و منزلگه جدیدی خارج از مرزهای خاک خود میجویند.
فرار میلیونی ایرانیان با شروع جنگ ایران و عراق در دهه هشتاد میلادی جمعیت خاصی از ایرانیان را در خارج از کشور بوجود آورد که با فرهنگ خود آمدند و بخش زیادی از آنها که در تماس مستقیم کار و تحصیل در کشور جدید ناگزیرا” با فرهنگ جدید در هم آمیختند.
shsh
حضور بارزهنرمندان و نویسندگان در میان این جمعیت قابل توجه خاص است، چرا که نویسندگان و شعرا با زبان نوشتاری فارسی وهنرمندان با سازهای مخصوص موسیقی ایرانی بیش از دیگران در مشکلی بغایت خاص افتادند. برتولت برشت نویسنده آلمانی که در زمان فاشیست هیتلری به آمریکا گریخته بود و آثار او در تبعید و بعد از آن به شاهکارهای جهانی تبدیل شد، مینویسد: “ایمگراسیون، (مهاجرت) یعنی سرگشتگی، بی چیزی، بی پولی؛ مشکل زبانی و از نظر سیاسی هیچ کاره بودن است که همواره همرا با دلتنگی و غصه برای دوستان و فامیل و کسانیکه در وطن مانده اند، میباشد.”
هنرمندان مهاجر دنیا در تاریح مهاجرت خود توانستند تاءثیر کار خود را بر سرزمین جدیدشان بگذارند و پیوندی میان فرهنگ ملت ها ایجاد کنند. نمونه بارز آن موسیقی تانگوی آرژانتینی ست که توسط کارگران مهاجر ایتالیائی در دهه ۲۰ میلادی به آرژانتین آمد، در آنجا جای گرفت و با ادغامی از موزیک سیاهپوستان وموزیک آمریکای لاتین توانست پس از دو دهه به جهان موسیقی و رقص پای محکمی بکوبد. اشعار این موسیقی که جلوه های اجتماعی و سیاسی وضعیت مردم بود، توده ای شد و از توده به سالن های رقص ثروتمندان رسید. کلیسای کاتولیک این رقص و موزیک را فحشا خواند و آنرا ممنوع کرد. در زمان حکومت نظامی ژنرال ها درکشورهای آمریکای لاتین رقصیدن تانگو ممنوع اعلام گردید. با همه ممنوعیت ها دیری نپائید که تانگوی آرژانتینی در سالن های رقص پاریس و رم پا برزمین کوبید . امروزه رقصی ست که در محافل هنری و روشنفکری جهان جای خاصی دارد.
در این مثال موزیک اصیل ایرانی و پاپ ایرانی در خارج از کشور نتوانستند پلی با ملیت های دیگر ایجاد کنند در حالیکه نویسندگان مهاجر یا تبعیدی به مراتب شانس بیشتری از هنرمندان صوتی داشتند. این شانس را ترجمه های خوب آثار آنان بوجود آورد، گرچه هر نویسنده ای نتوانست به ارگانهای تاءمین کننده ترجمه برای مهاجرین راه بیابد، چرا که این ارگان ها نیزاز وابستگی سیاسی کشور مهاجر برخوردار بودند یا هستند و ناشرین کوچک امکان مالی پرداخت ترجمه را نداشته و ندارند.
دومین موج مهاجرت ایرانیان پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ۲۰۰۹ میلادی اتفاق افتاد، این باراکثرا” نسلی بود میان ۳۰ و۴۰ که تفاوت زیادی با نسل اولی ها داشت. اکثرا” دانشجو یا مجرد ویا بدون بچه بودند. نسلی که بجای کتابهای جلد سفید دوران انقلاب با دنیای مجازی ارتباط یافته ویک چیز را خوب یاد گرفته بود و آن حق آزادی بیان و انتخاب بود که برای آن میجنگید و به بهایش میبایست رخت سفر ببندد. سفری که با فراربخارج از کشورش منجر شد.
هنرمندان این دوره توانستند با موزیک رپ – اجتماعی صدای خود را به ملل جهان برسانند. این بار رپ توانست خواسته های نسل جدید را کد بندی کند و آنر با معیارهای دهکده جهانی قابل فهم سازد.
هنرمندان ایرانی که انقلاب ،جنگ، تعقیب و فرار جزء عمده زندگینامه آنها شده است، نسبت به تحولات اجتماعی – سیاسی بی تفاوت نیستند و عکس العمل نشان میدهند و میخواهند سهمی در ارائه نظرها داشته باشند. در نسل اول مهاجرین بدلیل خط و مرزبندی شدیدی بین هنرمندان که وابستگی به یک جریان سیاسی خاص داشتند با هم بر یک صحنه حاضر شدن غیر ممکن بود کما اینکه کارگردانان تئاتری بازیگران را از میان هم کیشان خود انتخاب میکردند و به آنها بازی میآموختند.
این فرم از کار هنری در میان هنرمندان پس ازورود نسل دوم مهاجرین تکانی خفیف خورده است که قابل توجه است، حرکتی که از دگماتیسم خیلی کمتری میان بازیگران و کارگردان برخورداراست. این پدیده را میتوان در برلین بنام ” تئاتر کوچ” مورد توجه قرار داد که سپتامبر امسال ۲۰۱۶ جشن تولد پنجمین سال خود را گرفت. این تئاتر به سرپرستی کارگردان دیرینه تئاتر بنام رضا جابر انصاری پایه گزاری شده و هنرمندان این تئاتربا اکثریت بالا نسل دومی ها و باز هم جوانترها هستند. ایده این کارگردان این است که ما یک کار تئاتری میکنیم، یعنی بازی میکنیم در صحنه تئاتر که موضوع مشخص است و در زمان تمرین هم به همه هنر جویان و هنرمندان گفته ام: ببینید وارد این تئاتر که میشین جای تمرین و بازیگری ست ، هرچه بحث واختلاف سیاسی و ایدئولژی دارین، میبرین یک جای دیگه، ببییند میتونین اینجا با هم بازی کنید یا نه! این طرح در ابتداء بدلیل اختلاف بین ایرانیها غیر عملی بنظر میرسید ولی رضا جابر انصاری آنرا امتحان کرد و کارش گرفت. امروز بین ۵۰ -۶۰ هنرمند از هر دونسل با دیدگاه ها ووابستگی های بسیار متفاوت در ” تئاتر کوچ” در کنار هم کار هنری میکنند و در این میان با یکدیگر دوست هم شده اند. با هم رفت آمد هم میکنند و تجربه های پناهندگی خود را باهم رد و بدل میکنند.
اکنون نسل جوان تر در تلاش است که خود را در صحنه بین المللی مطرح کند و این زمانیست که بتواند کد زبان نسل دیجیتال را بیابد و تئاترها علاوه بر موضوعات خاص وطنی توجه خود را به داستانهائی از مهاجرین و علت مهاجرت و بسیاری مسائل ضروری روزارائه دهد که بتواند پلی میان دو فرهنگ باشد، آنچه که دهکده جهانی امروز بآن نیازمند است.

نسرین پارسا-برلین
جامعه شناس

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)