Image result for ‫نهاد صنفی روزنامه نگاران‬‎

 

تشدید جو سرکوب و خفقان هر روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد. از یورش گسترده به کنشگران اجتماعی تا دستگیری  و زندانی کردن روزنامه نگاران دگراندیشان!  اخیرا بیانیه ای از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران صادر گردیده و در این بیانیه پرسش هایی در مورد چگونگی تشکیل و هدف های انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران مطرح شده است …

در میانه ی شهریور خبر رسید که جمعی از روزنامه نگاران و اهالی رسانه گرد آمده اند؛ به منظور تشکیل یک انجمن روزنامه نگاری جدید، هیات موسس تشکیل داده اند و تقاضای تاسیس انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران را در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران به ثبت رسانده اند.
خبر تشکیل یک نهاد مدنی یا یک تشکل صنفی جدید در اساس خود برای پویندگان عرصه های صنفی و اجتماعی می تواند خبری خوشحال کننده باشد. هر نهاد مدنی و هر تشکل صنفیِ واقعی و مستقل در ذات خود می تواند پایه و ستونی باشد که بنای دمکراسی را در جامعه استواری بیشتری می بخشد. انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران به نوبه ی خود تولد هر نهاد مدنی را امری مبارک می داند و از آن حمایت می کند، اما در این مورد خاص، اندکی جای تردید وجود دارد.
در تشکیل و فعالیت تشکل های صنفی، هم در تجربه های تاکنونی ایران و هم در عرصه ی جهانی اصول و ساز و کاری مشخص وجود دارد که بی توجهی به آن ها نهال را کج و نابارور می سازد .مهم ترین این اصول عبارتست از:
۱) رعایت موازین دموکراسی و مشارکت هم در روابط درون صنف و تشکیلات و هم در حوزه ی روابط متقابل تشکل موردنظر با دیگر نهادهای مدنی و رعایت حقوق دیگر نهادها.
۲) مسئله صنفی بودنِ هر تشکل، تعلق تمامی اعضا و رهبران آن را به یک صنف معین الزامی می کند. انجمن صنفی روزنامه نگاری – با توجه به ثبت آن در وزارت کار- در ذات خود یک تشکل مزد و حقوق بگیران (کارگری) است. روزنامه نگاران و شاغلان رسانه ها به لحاظ منافع و حقوق مادی و معنوی در یک سو و مدیران مسئول و صاحبان امتیاز رسانه ها به عنوان کارفرما و سردبیران به عنوان عوامل کارفرما در سویی دیگر قرار دارند. این دو گروه نمی توانند در یک تشکل صنفی کنار هم قرار بگیرند (سردبیر در رسانه ها کارکردی دوگانه دارد. می تواند در جایگاه نماینده ی کارفرما نقشی منفی و محدود کننده در مقابل روزنامه نگاری مستقل داشته باشد و یا بر عکس می تواند کمک رسان جریان روزنامه نگاری مستقل و آزاد باشد).
٣- استقلال انجمن های صنفی (سندیکاها) از احزاب سیاسی و نهادهای قدرت دولتی و حکومتی؛ رعایت این اصل در حفظ سلامت و صلابت و پایداری این تشکل ها بسیار مهم است.
متاسفانه در فهرست نام اعضای این هیات موسس، نام کسانی دیده می شود که جایگاه صنفی آن ها در موقعیت صاحب امتیاز و مدیر مسئول و یا رفتار و کارنامه ی گذشته آن ها، سه اصل بالا را نقض کرده است.
اصل مشارکت همگان در امور و رعایت موازین دموکراسی حکم می کند نهادها و تشکل های صنفی همواره با مشارکت و همکاری فعالِ اعضای صنف موردنظر تشکیل بشوند و در عین حال باهمکاری و پشتیبانی از دیگر نهادها و تشکل ها، نهال و نهاد دمکراسی را در جامعه آبیاری و مستحکم کنند. در این رابطه لازم است دو نکته هم زمان رعایت بشود: مشارکت اعضای صنف در تاسیس تشکل و احترام گذاشتن به اصل تعدد تشکل ها.
ساز و کار دمکراسی و مشارکت همگان در این گونه امور ایحاب می کند و حالت ایده ال نیز چنین است که تشکل های صنفی و کارگری از پایین و درون واحدهای پایه شکل بگیرند. به این ترتیب که باهمگرایی و پیگیریِ داوطلبانه ی کارکنان رسانه های مختلف – که بیش از ٣۵ تا ۵۰ نفر کارکن دارند – انجمن صنفی (یا سندیکا)ی یک بنگاه یا رسانه تشکیل شود و از همکاری و تعامل این واحدهای پایه و منفردین، انجمن یا سندیکای روزنامه نگاران شهر و سپس استان و… پا بگیرد. در این حالت، هم شمار بیشتری از اعضا و همکاران در هر انجمن یا واحد فعال هستند و استقلال خود را دارند و هم همکاری و همگرایی و پیوند آن ها سطوح عالی تری از تشکل را ایجاد می کند. اما انجمن صنفی ای که به تازگی نام اعضای هیات موسس آن اعلام شده به یک باره خود را نهاد صنفی استانی خوانده و لابد در آینده نزدیک خود را کشوری اعلام خواهد کرد! چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که بیشترین شمار روزنامه نگاران استان تهران مایل هستند در این تشکل عضو باشند؟ نحوه ی مشارکت آنها در نهادی که بدون اطلاع و حضور آن ها شکل گرفته چگونه است؟ آیا جز این است که “چیزی” و نهادی شکل داده شده و از دیگران در سطح استان خواسته می شود که “به ما به پیوندید”.
اصل تعدد تشکل های صنفی در جامعه و درون یک صنف و یا حتا یک بنگاه امری کاملا پذیرفته شده و مطابق با کنوانسیون ٨۷ سازمان بین المللی کار در مورد آزادی تشکل هاست. با این همه، هستند صاحبان امضاهایی در این هیات موسس که پیش از این در مقام مسولیت در رده های مختلف “انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران” بوده اند و در مقابله و تضادی غیرمنطقی با یک انجمن همسو – انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران – فعالانه خواهان تعطیلی و انحلال این انجمن بودند و با این هدف در سربرگ تشکل متبوع خود به مقامات اداره کار و… نامه ارسال کرده اند؛ و این در حالیست که در راستای پیگیری منافع صنفی روزنامه نگاران و تاکید بر اصل تعدد تشکل ها و رعایت حقوق متقابل تشکل ها نسبت به یکدیگر، انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران آن گاه که لازم آمده و انجمن ایران تحت فشار بوده است از این انجمن به شکل های مختلف و از جمله صدور بیانیه حمایت کرده است. آیا این دوستان و روزنامه نگاران و همکاران آن ها هنوز هم بر این باور های گذشته ی خود مبنی بر تمامیت خواهی و خودمحوری و… استوار هستند. اگر نیستند در کجا و چگونه این تغییر روش و تغییر بینش خود را اعلام کرده و در مقام جبران گذشته بر آمده اند؟ و اگر هنوز بر همان باور هستند متاسفانه باید گفت خشت اول این انجمن، نادرست و کج نهاده شده است.
مسئله سوم و اصلی بسیار مهم، استقلال یا نزدیکی و وابستگی به احزاب سیاسی و نهادهای قدرت دولتی و حکومتی است. استقلال هم از لحاظ سیاسی و هم در وجه اقتصادی آن. البته استقلال سیاسی انجمن های صنفی و سندیکاها از احزاب سیاسی و نهادهای دولتی و حکومتی به هیچ وجه به معنای غیرسیاسی بودن اعضا و یا به معنی مخالفت با عضویت آنها در احزاب سیاسی نیست. یک روزنامه نگار واقعی و مردمی اصولن نمی تواند بدون نظر و خنثی باشد. اما مهم این است که سیاست و عملکر د تشکل ها و نهادهای صنفی نه نتبجه ی تابعیت و دنباله روی آن ها از یک جریان سیاسی خاص یا نهادهای قدرت حاکم، بلکه نتیجه و برآمد خرد جمعی و در راستای منافع اعضای آن تشکل باشد و در فرآیندی دمواکرتیک و منطبق با اساسنامه ی آن ها اتخاذ شود. رعایت اصل استقلال مالی و تکیه بر بدنه ی تشکل و وجه مقابل آن وابستگی و دریافت کمک مالی از احزاب سیاسی و نهادهای قدرت که دنباله روی و وابستگی سیاسی را در پی دارد در سلامت یک تشکل بسیار مهم است.
با توجه به مطالب گفته شده، و تأکید بر پاگرفتن نهاد صنفی روزنامه نگاران از دلِ خواست مدنی و دموکراتیکِ آن ها ونه سفارشی و از بالا، تاکید بر استقلال مالی و سیاسی این نهاد و تاییدِ وجود و فعالیتِ انجمن های موازی بر طبق موازین بین المللی، این سوال مطرح می شود که رویکرد و روش انجمن روزنامه نگاران ایران که نام شماری از مسئولان آن در فهرست اسامی هیات موسس این انجمن در حال تاسیس دیده می شود چگونه بوده است؟ رویکرد این افراد در آینده چگونه خواهد بود؟ این انجمن قرار است در عملکرد خود چه تفاوتی با انجمن پبشین داشته باشد؟

انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران
٣۰/۰۶/۱٣۹۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)