image

تناقض رفتارى خانم بازهاى مسلمان.

آقا به همراه خانواده جایى براى سفر و گردش رفته است ، البته منظور از خانواده در اینجا گریز و شرم از نام بردن نام اناث است که بعضاً خانواده، والده، همشیره، عیال، اهل منزل، صبیه، حاج خانم و یا بچه ها و هزار نام بى مسماى دیگر است که ربطى به صاحب نام ندارد اکثراً براى گریز از نام بردن شخص است، تو گویى که اگر قرار بود که براى تمام عمر “منزلش” بخوانى چرا برایش با دب دبه و کب کبه اسم گذاشتى و شناسنامه گرفتى؟ اما ایشان بمدد گوشى تلفن لحظات خوش سفرش را ثبت کرده است و چون انسان امروزى اکثراً عاجز از صحبت کردن و توصیف مناظر است بهترین کار همان نشان دادن عکسها است که بیشتر اگر لال گونه باشد بهتر است چون با توصیف ناقص و بى سر و ته اش آفتابه بر مى دارد بر محل سفر! اما این آقایان وقتى عکس را نشان مى دهند اکثراً از نشان دادن عکس اناث خوددارى مى کنند و اگر اتفاقى عکسى از ایشان و جنس مؤنث بود فوراً دستشان را بر روى عکس مؤنث میگذارد که فقط عکس شش در چهار و کریه آقا را ببینى و از دیدن عکس زیبا روى که اکثراً پوشیده در چادر و مانتو هستند محرومت مى کنند، وانگهى البته از عکس هم بجز توده سیاهى که مانند یخچال پیچیده در کارتن است از زیبا روى هم بدون سانسور چیزى پیدا نیست. البته عصر دمکراسى است و نمى توان کسى را مجبور کرد که بقول خودش عکس منزل را به تو نشان بدهد، هر چه باشد اینهم از اختیارات یک انسان است که عکسى را که مالکش است نشان بدهد یا ندهد. و یا اصلاً اسم اناث خانواده را با تو به اشتراک بگذارد یا نگذارد! در عالم فردیت و آزاد، اخلاقاً نمى توان کسى را مجبور به امورى کرد که در حیطه امر خصوصى است و براى عموم خواسته اى نامعقول است که بر یکى اصرار کند که حتماً باید چهره اناث خانواده اش به او نشان بدهد. اما اگر در چرایى پوشاندن و بر حذّر بودن از نام بردن خانم هاى خانواده از این آقا سوال شود جواب خواهد داد که سبب داشتن غیرت و مردانگى است که بعضاً براى تحت تاثیر دادن و یا گول زدن خود و شنونده به پیشوند اسلام، قومیت و یا کشور هم مجهز شده است تا از زشتى عمل بکاهد . مثلا، غیرت اسلامى، غیرت تورکى، غیرت ایرانى و هزاران صفت مجهول که هر چند سابقه کاربردشان صدها و یا شاید هزار سال باشد ولى هنوز یک خط تعریف مشخص و منطقى از این صفات مجهول و دروغین را شاهد نبودیم. این صفات مجهول و اکثراً بدون پشتوانه و دروغین در پروسه تاریخ آنقدر تکرار شده اند که خود را بصورت حقیقت مطلق جلوه مى دهند که بعضاً پرسش از مبدأ آنها ممکن است به حماقت و نادانى تعبیر شود! البته تا اینجاى کار این امر در حوزه امر خصوصى مى گنجد و فارغ از درستى و یا نادرستى عمل نمى توان فاعل عمل را مجبور به کارى کرد که از نظر ما منطبق با اخلاق زمانه نیست، تنها کارى که میتوان کرد این است که اگر این عمل را نپسندیدیم به چشمان فاعل عمل نگاه کنیم و مودبانه به او بگوییم که گوشى تلفن را به کل از جلوى چشمان ما دور کرده و بیش از این با سخنان صد من یک غازش در مغزمان رژه نرود.
اما روزها از پى هم مى گذرد و آقایى که اسم اناث خانواده اش را “منزل” گذاشته است و أبا دارد که ثانیه اى عکس جنس مؤنثى از خانواده اش را از فاصله دو مترى از صفحه موبایلش را نشان دهد معشوقه اى یافته است که او هم خانمى است که میتواند مجرد یا متأهل و یا بیوه بوده باشد، این آقا که هم فاعل عمل ماست او هم میتواند مجرد یا متأهل و یا بیوه باشد که در پى خوش بودن و بهره بردن از لذات دنیوى نسبت به انتخاب معشوقه اى اقدام کرده است. اما در پى روزى که ناخواسته وارد جمعى شده اى شاهد این امر میشوى که همین شخص که چند روز پیش که اسم همسر و دختر و خواهرش را اهل منزل گذاشته است و شدیداً مواظب بود که عکس اهل منزل را کسى مشاهده نکند در حال تعریف همخوابى دیروزش با معشوقه اش است. بعضى از اینها استثناً فیلم و عکس و صداى نزدیکى جنسى خود را مخفیانه ضبط مى کنند و از آن در جمع کوچک که بعداً تکثیر میشود بعنوان سندى بر قدرت نرینگى خود ذکر مى کنند. در حالت عادى همان فاعل عمل چنان همخوابى اش را با معشوقه اش را که قبلاً اسم و رسمش را با شماره شناسنامه و شجره نامه براى جمع تعریف کرده است را چنان با جزییات جزیى اش تعریف مى کند که تو گویى سناریو نویس فیلمهاى پورنو است. این اشخاص که اکثراً ذهن بیمار و خلاقى دارند وقتى که یکبار با یکى همخواب شدند در ذهن خلاق و بیمارشان این صحنه ها به دیگر اناث که در خیال همخوابى با آنها بوده اند و تیرشان به سنگ خورده است را تعمیم مى دهند و به کمک همین ذهن خلاق اکثراً در خیالشان این صحنه را بازآفرینى کرده و در جمع هاى جاهلانه با آب و تاب و البته با ذکر شجره نامه معشوقه خیالى شان براى اهل جمع تعریف مى کنند. هر چند که نمى توان در مقام معلم اخلاق ایستاد و دیگران را از کارى منع کرد که در بهترین حالت ربطى به کسى ندارد و اخلاقاً هم نمى توان معیاری قایل شد که آیا کار انجام یافته خوب و یا بد است، زیرا که معیارها شدیداً متغیر است و اصولاً شاید کارى که بنظر ما انجامش اخلاقى نباشد براى دیگران انجامش اخلاقى باشد. البته روشن است که این معیار کاربرد دینى و برخاسته از اخلاق دینى نیست چونکه براستى ما امروز با تبعات وحشیانه و سبعانه تحمیل اخلاق اسلامى توسط جمهورى اسلامى ایران روبرو هستیم و مطمعناً معیار قرار دادن یک فُرم اخلاقى و تحمیل آن بتوسط شلاق و اعدام نهایتاً داعش و جمهورى اسلامى ایران و القاعده و یا عربستان سعودى میشود! وانگهى نتیجه اخلاق دینى این نظامها بیشتر منجر به بازدید رتبه اول جهانى این کشورها در جستجو و بازدید از سایتهاى پورنوگرافى شده است که لازم به ذکر است که رتبه اول جهانى بازدید از سایتهاى پورنو در روز مقدس عاشورا در جهان به گفته یکى از فرماندهین سپاه متعلق به ملت عاشورایى جمهورى اسلامى ایران است(١،٢). پس ما اخلاقاً نمى توانیم قضاوت کنیم که خانم بازى یا تنوع طلبى کسى که مسلمان معتقد به غیرت اسلامى درست است یا نادرست، یا با آب تاب تعریف کردن همخوابى بین دو فاعل عمل چه واکنشى در ما ایجاب مى کند؟ مسله اصلى این نیست چون تا زمانى که این امر در حوزه امر خصوصى است و فاعلین عمل با رضایت کامل نسبت به انجام کارى توافق کرده اند. این عمل دیگر بما و یا حوزه عمومى و حاکمیت ربطى ندارد مگر اینکه بخواهیم داعش بازى و اسلام بازى دربیاوریم و استدلال کنیم که میخواهیم مردم را به زور به بهشت و جنت روانه کنیم و اگر کسى نخواست با زبان خوش به بهشت روانه شود او را با شلاق و یا سنگسار به بهشت روانه مى کنیم که این بحثى جداست و مطمعناً در حوزه بحث ما نیست، چونکه به راستى اسلام بالاترین شر بشریت است و قصد تصحیح هر عمل غیراخلاقى بوسیله شر بزرگتر منطقى و عاقلانه نیست و شواهد تاریخ شهادت مى دهد که اسلام راه حل مشکلات جامعه خصوصاً در حوزه اخلاق نیست که اسلام دقیقاً خود اصلى ترین مشکل و شر و باعث و بانى افول اخلاقى جامعه است. اما در اینجا مسله اى که واکنش نگارنده را بر مى انگیزد نه عمل انجام یافته که تناقض ریشه دار در رفتار فاعل عمل است. اخلاقاً تن در حوزه خصوصى فرد مى گنجد و قضاوت در مورد نحوه استفاده فردى از تن خویش نه در حوزه قضاوتى من است و نه اصولاً جایز است که در حوزه قضاوتى کسى دیگر باشد. اما تناقض اصلى در اینجاست که فردى که با توسل به غیرت اسلامى و مردانگى از نمایش چهره همسرش و یا دخترش أبا دارد چرا از نمایش چهره خانمى و بازگویى صحنه هاى همخوابى با او با افتخار صحبت مى کند؟ فارغ از اینکه بخواهیم از حقوق زن در جامعه مدرن و سکولار سخن بیاوریم که محتملاً برأى کسى که با امر مدرن غریب است تاثیر گذار نخواهد شد، از مذهب اسلام هم چندان قائل به آوردن مثال نیستم چونکه مکتب اسلام بهترین دین براى تجاوز به دختران کودک است و هیچ دینى و مکتبى به اندازه اسلام قادر به برآوردن آرزوهاى یک مرد با ذهن هرزه و روحیات سادیستی جنسى نمى باشد . در واقع اسلام و اخلاق و غیرت اسلامى تا آنجا کاربرد دارد که حس تملک مرد مسلمان بر زن را محافظت کند تا او بدون دغدغه مبتنى بر رابطه اى نابرابر از زن بهرجویى جنسى بکند. اسلام تا آنجا معتبر است و یا یکى از دلایل ماندگارى اسلام در این است که عیاشى و تنوع طلبى جنسى مرد را در بهترین حالت با تعدد زوجات و صیغه و در حالت معمولى با ولنگارى جنسى و در حالات معقول و ایده ال با تجاوز جنسى در غزوات نسبت به کفار و دشمنان دین نسبت به تشفى غرائز مردان اقدام میکند. در واقع محرومیت جنسى اولیه با آزادى لجام گسیخته ثانویه در اسلام نیرویى ویرانگر براى نابودى انسانیت و جهان پدید مى آورد. اینکه در زندانهاى جمهورى اسلامى به دختران و زنان تجاوز میکردند و یا داعش رسم پارینه سنگى کنیز و برده جنسى را بعنوان راهکارى براى جذب نیروهاى سرخورده و محروم از تشفى غرائز استفاده میکند در هوشمندانه بهره بردارى کردن از اورتیک جنسى توسط این شاگردان ماهر شیطان روایت مى کند.

در اینجا میتوان این تناقص را چنین بیان کرد که آیا فرد مسلمانى که با غیرت و مردانگى اش از نگاه کردن مرد غریبه به عکس خانمش جلوگیرى مى کند آیا نمى تواند تصور کند همان خانمى که راست و درست صحنه هاى همخوابى با وى را چنین با آب و تاب تعریف مى کند برادر، پدر یا همسرى با روحیاتى مانند او دارد که ممکن است که با شنیدن یا دیدن این صحنه ها روح از جسم تهى کند، و نسبت به قتل و یا ضرب و جرح و أسید پاشى به بستگان مؤنث خود اقدام کند. این جاهلان خود همانهایى هستند که با دیدن یا شنیدن شایعه و یا واقعیتى از رابطه عاطفى و یا جنسى یکى از اعضاى خانواده خود با غیر،نسبت به قتل و آزار اذیت اعضاى خانواده خود اقدام میکنند. در اینجا مسله اصلى نگاه از بعد انسانى و انسانیت بیشتر مد نظر است، اصولاً انسان از پیدایش تاریخى اخلاق در پى تکرار این جمله در ادیان و مکاتب فلسفى گوناگون است؛ ” که آنچه را بر خود نمى پسندى بر دیگران نپسند”. اما دین مادى گراى اسلام در مقام مخدر شرق، انسان مسلمان را عاجز از تفکر و هم احساسى با انسانها مى کند. او حتى نسبت به امرى که اعتقاد و ایمان دارد غریب است، او احساس ندارد، حتى اخلاقیات و اعتقاداتى که باورى عمیق به آنها دارد برایش غیرقابل دسترسى است. او نه توانسته است احساساتش را به روح جمعى باورش سوق دهد تا نسبت به درک احساس هم اعتقادى هایش قدمى بردارد و نه توانسته است به فردیت انسانى خودش رجوع کند که نسبت به درک احساس افراد انسانى در مقام فرد پیشرفتى در ارتقاى انسانیت حاصل کند. او نه پتانسیل جمع شدگى دارد و نه جرات فرد بودگى، او بمدد دین اسلام شدیداً به فردیت ایزوله شده فرو کاهیده شده است که فرد براى فرار از این ایزوله گى وحشت زاى توام با احساس بیچاره گى شدیداً به لذت گرایى بى حد و مرز توام با گرسنگى جنسى و فرصت طلبى و منفعت گرایى متوسل میشود تا از درد و رنج این ایزوله گى رهایى یابد. در مرحله فراتر در واقع جمع گرایى اسلامى بیشتر در هنگام ارتکاب جنایت اتفاق مى افتد که ایزوله شده گان فرد براى رهایى از این احساس طاقت فرساى تنهایى در مقابل جهنم آخروى و دنیاى جهنم گونه آفریده شده توسط حاکمان که اکثراً با همکارى و همدستى مستقیم و غیرمستقیم فقیهان آفریدند، انسانهاى تک افتاده و عاجز مسلمان با توسل شدن به آخوند و فتوا ذیل انجام جنایت جمع و اتحاد مى یابند، در واقع جنایت پناه گاه و گوشه اى خلوت است که تحت فرماندهى جانیان اسلامى انسان مسلمان تنها و عاجز احساس راحتى مى کند و مى تواند بر عجز و تنهایى و بیچاره گى خود غلبه کند. آیا این انسان مى تواند درد و رنج دیگرى را متصور شده و احساس کند؟ آیا او مى تواند بر تناقض هاى رفتارى خود آگاه شود و آنها را اصلاح کند؟ آیا او چاره اى بجز پناه بردن بر پناه گاه ارتکاب جنایت دارد؟ آیا با وجود هیولاى اسلام انسان مى تواند انسان باقى بماند و یا به مقام انسانیت خود رجوع کند؟

قهرمان قنبرى
1- مقام اول ایران در روز عاشورا در بازدید از سایتهاى پورنو،
«https://www.radiozamaneh.com/35830».
رده بندى کشورهاى بازدید کننده از سایتهاى پورنو،
« https://wikiislam.net/wiki/Muslim_Statistics_-_Pornography».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)