بخش اول

(رهبر!)ایران روز شنبه مورخ ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ یک ابلاغیه شانزده ماده ایی با عنوان (سیاست کلی خانواده) در وبسایت خود منتشر می کند با محوریت زن و خانواده در بستر جامعه.تصادم انتشار این سیاست کلی با روز ازدواج_ازدواج حضرت علی و فاطمه_ نشان دهنده پشتوانه و پیش زمینه های به شدت مذهبی رژیم شبه توتالیتر ایران هست.آنچه این اعلامیه را مهم می گرداند اهداف بلند مدت،و در واقع حفظ و (صیانت)از ایدئولوژی حاکم بر کشور است که در قالب ولایت فقیه در آمده و آن را زیرکانه به صورت یک شکل مذهبی به مردم می دهند.این اعلامیه شانزده ماده ایی که به زعم وبسایت منتشر کننده با مشورت (مجمع تشخیص مصلحت نظام)تصویب شد جایگاه زن و خانواده را به مثابه سوژه و ابژه مستحیل می کند و به شکل یک (ابژه_سوژه) در می آورد.در این ((سیاست کلی)) زن،نه یک موجود مستقل و آزاد بلکه یک عنصر پست و ابزار است که در خدمت عناصر شکل دهنده خود قرار گرفته.اما آنچه باعث نوشته شدن این سطور شده نحوه برخورد اعلامیه با زن و خانواده است که بی شباهت به رویکرد رژیم های توتالیتر قرن بیستم اروپا نیست_در این مورد به خصوص رژیم نازی آلمان در دهه 30 و 40 میلادی/رژیم کمونیستی شوروی، علی الخصوص در دوره زمامداری استالین_جایی که زن یک ماشین براى قدرتمندان بود.دیک گیری در کتاب هیتلر و نازیسم ور مورد نقش زنان در جامعه ناسیونال سوسیالیست آلمان اینگونه توضیح می دهد:نقش زنان در جامعه نازی نیز روشنگر رابطه ایدئولوژی و واقعیت اقتصادی در آلمان نازی است.کاملا هویداست که نظریه ناسیونال سوسیالیست بر این اصل مبتنی بود که نقش زن در خانه است و وظیفه اش این است که برای میهن خود فرزند بیاورد…!
…لذا،رژیم نازی در پی این نظر تصمیماتی اتخاذ کرد که زنان را تشویق کنند که کارخانه ها را ترک گویند و ازدواج کنند و فرزند بیاورند…!
متن مذکور را با شرایط امروز ایران تطابق دهید،واضح است که سیاسیون و قدرتمندان همان مسیر را به شکلی نوین ادامه می دهند.
حال به جامعه ایران بازگردیم.از بیلبوردهای تبلیغاتی سطح شهر گرفته تا رسانه ها همه در خدمت ایدئولوژی مذهب و سنت (اسلامی)قرار دارند. جایی که زن به گفته سیمون دووبوار:جنس دوم است.نگاهی به بستر جامعه و جایگاه آن می تواند به ما بگوید که چگونه زنان در حال حذف و نابودی هستند.از مقدار سهمیه دانشگاه،فرصت های شغلی،نگاه جامعه مردسالار ایرانی به زن،فرصت های ورزشی_المپیک ۲۰۱۶ ریو نمونه بارز آن است_ گرفته تا برخورد خانواده با پیش فرض های سنتی مذهبی،فرصت های سیاسی،سرکوب حق انتخاب پوشش و غیره…!
اعلامیه (سیاست کلی خانواده)نه تنها این موارد را رد و حذف نمی کند بلکه بر تداوم و حفظ آن پافشاری دارد.حتا آن را به شکل مضحک و عجیبی تشویق و تشدید می کند.حال می خواهیم به صورت اجمالی نگاهی گذرا به برخی از مواد اعلامیه مزبور بیندازیم تا مفهوم موارد آن را درک و تحلیل کنیم.
ماده سوم:(برجسته کردن کارکرد های ارتباط خانواده و مسجد برای حفظ و ارتقاء هویت اسلامی_ملی و صیانت از خانواده و جامعه)
سیاست ایران یک الگو را به مردم معرفی می کند و با محدودیت شناخت و تعریف مفاهیم، آنان را مجاب به قبول آن می کند:الگوی مذهب_شیعه_!قدرتمندان و سیاسیون برای برقراری ارتباط الگوی مذهب در بین مردم،ابتدا رسانه و تریبون های مشخص و ذکر شده را در اختیار دارد و در گام بعدی قوای سه گانه را!با در اختیار داشتن موارد فوق،و با زیرساخت ها و ساختارهای مذهبی در ایران ایجاد یک پل ارتباطی محکم بین الگوی مذکور و مردم به راحتی تحقق پیدا می کند.از اینرو در یک سو با ساخت مکان های مقدس _مساجد،امامزاده ها…_و تشویق مردم از طرق مختلف به روی آوردنشان به این مکان ها یک بستر حیاتی و ایدئولوژیک برای سیستم سیاسی مهیا می کند که تفکرات خود را به ذهن مردم بدهد و از سوی دیگر با کنترل رسانه و آموزش و پرورش و با در اختیار داشتن تمامی کانال های مربوطه و موجود و محدودیت بسیار یک شبه پادگان نظامی با الگوی مشخص درست می کنند. سیستم و (نظم!)موجود با مشوش کردن اذهان و تخریب (خارجی ها) و زندانی کردن مخالفان داخلی سعی در بروز تنها یک روش و الگو برای زندگی در ایران ارائه می دهد.
کاری که پس از گذشت ۳۷ سال از انقلاب ((اسلامی)) ۱۳۵۷ حداقل می توان گفت نیمی از آن با موفقیت سپری شده و نیمی از مردم به شکل نسبتا دلخواه رژیم در آمده است.

بخش دوم

در بخش نخست از رژیم اسلامی ایران به عنوان یک (رژیم شبه توتالیتر) یاد کردم؛آنچه در طول ۳۷ سال گذشته در کشور روی داده شاخصه های یک رژیم نسبتا توتالیتر است که در اعلامیه ((سیاست کلی خانواده)) به وضوح دیده می شود.در طی سال های منتهی به انقلاب ((اسلامی))۵۷ احزاب و تفکرات مختلف:توده،مجاهدین خلق،جبهه ملی،ولایت فقیه-در تلاش برای بدست گرفتن قدرت سیاسی به خیابان ها گسیل شدند،از میان این احزاب تئوری ولایت فقیه بیشترین شباهت را به یک جنبش شبه توتالیتر داشت.آنچه بعد از تصاحب قدرت، بعد از سال ۵۷ روی داد موید همین نکته است:اعدام اعضای سلطنتی و نظامی رژیم پهلوی،اعدام هزاران نفر از مجاهد و توده ایی و مخالف در سال ۶۷،حوادث سال های ۷۸ و قلع و قمع جنبش سبز ((مردمی))۸۸ و غیره.این نکات نیز مانند دیگر مصالح فکری برای فهم هرچه بیشتر ابلاغیه سایت خامنه ایی که در قالب ۱۶ ماده بیان شد ضروری به نظر می رسد.اعلامیه و در کل سیاست رژیم ((اسلامی)) در طول ۳۷ سال اینطور بود که سعی در همگن سازی مردم داشتند.آنها با نابود سازی جامعه مدنی و در واقع تبدیل آن به یک جامعه توده ایی تفکرات خود را از طریق جریان های مختلف به مردم تزریق می کردند.سیاست رژیم ((اسلامی))با حذف و تخریب تفکرات و ایدئولوژی های مختلف و ارایه یک الگوی مذهبی ــ شیعه ــ سعی در یکدست سازی مردم داشتند ــاین روند سیر صعودی داشته است ــ،تا بدین ترتیب ساختار خودساخته و مشخصِ خودشان را برای نسل های بعد و حفظ ((سلطنت)) خود تدام بخشند.بخشی از ابزارهای همگونی مردم در بخش نخست ذکر شد.در بخش دوم به یکی از مهمترین ارکان هر جامعه می پردازیم که نه تنها در انقلاب های بزرگ نقش به سزایی داشتند بلکه با تغییر ماهیت دادن این بخش هر حکومت توتالیتری برای سهولت در دیکتاتوری تام خود از آن سوء استفاده می کند تا بدین شکل از خطر انقلاب مصون بماند.کاری که رژیم ((اسلامی)) ایران در طول ۳۷ سال گذشته به خوبی ــمتاسفانه ــ اجرا کرده است و توانسته جامعه را به نوعی اختگی بکشاند.این بخش مهم ((زنان)) هستند.
سیمون دوبووار نویسنده فمنیست فرانسوی در پیشگفتار کتاب جنس دوم می نویسد:رابطه دو جنس،رابطه دو برق و رابطه دو قطب نیست؛مرد در آن واحد،معرف مثبت و خنثا است،به حدی که در زبان فرانسه برای نشان دادن موجودات بشری از کلمه مردان استفاده می شود،زیرا معنای خاص کلمه((vir)) به معنای کلی کلمه ((HOMO)) شباهت پیدا کرده است.زن به مثابه منفی آشکار می شود،به نحوی که هرگونه تعریفی به مثابه محدودیت و عدم تقابل،به او نسبت داده می شود…!
این پاراگراف به نحو احسن حذف و نادیده انگاشتن زنان را نشان می دهد.بعد از انقلاب ((اسلامی)) ایران، روز به روز زنان بیشتر از جامعه طرد و به چارچوب خانه و خانواده کشیده شدند.با حذف زنان از بستر جامعه مقدماتی برای شکل دهی آنان در ((کانون خانه و خانواده))فراهم آورند که آنها به وضع خود ببالند و حتا حاضر نباشند به هر قیمتی شرایط کنونی را ترک گویند.این روند در نهایت به یک شالوده ی عجیب از زنان در ایران انجامید:زن=مادر.زن ایرانی در خانه و خانواده نه در مقام یک زن بلکه به مثابه مادر،خواهر،همسر باز تعریف می شود و در بستر جامعه به یک ماده ــ شیء تنزل پیدا می کند.زن ایرانی نه یک موجود استقلال یافته و نه حتا عاری از تعاریف مردانه بلکه ماده ایی ست با نقش های مشخص ــ پخت و پز،آماده سازی خود برای بستر،ارضای امیال جنسی همسر،فرزندآوری،پرورش کودکان و غیره ــ و محدوده فکری خاص ــ که از سوی مردان تعیین می شود ــ که تبدیل به ((دیگری)) می شود.((دیگری))ایی که نه زن است و نه مرد،بلکه یک موجود انتزاعی است.این موجود در ماده ۱۲ اعلامیه ((سیاست کلی خانواده)) اینطور خود را نشان می دهد:
((حمایت از عزت و کرامت همسری،نقش مادری و خانه داری زنان و نقش پدری و اقتصادی مردان و مسئولیت تربیتی و معنوی زنان و مردان و توانمند سازی اعضای خانواده در مسئولیت پذیری،تعاملات خانوادگی و ایفای نقش و رسالت خود…!))
چند مورد قابل ذکر در مورد این ماده وجود دارد که یک ذهن پویا و فعال را به خود مشغول میدارد که چطور تفکرات سمی و مبتذل را به شکلی مذهبی وارد ذهن مردم می کنند.دو مورد اساسی در ماده فوق کنار یکدیگر آورده شدند:یک:نقش مادری و خانه داری زنان؛تنزل زن به یک موجود غیر اجتماعی و محدود کردن آن به خانه و خانه داری،به وجود آوردن یک ((دیگری))از زن که در واقع وجود ندارد،یک موجود انتزاعی و حامل_زن در این مقام حامل تفکرات و سیستم مردسالار می شود_و ماده ایی که برای تشکیل زندگی از طریق رحم خود وجود دارد،و دیگر هیچ!
دو:نقش پدری و اقتصادی مردان؛زن با توانایی های مختلف در زمینه سیاسی و اقتصادی نادیده گرفته می شود و این تنها مرد است که باید شریان های اقتصادی خانواده را در دست داشته باشد.گویی زن موجودی ناقص_همانطور که مذهب زنان را کامل نمی داند_است که توانایی اداره امور اقتصادی را ندارد.
زنانی که در انقلاب های بزرگ جهان_انقلاب جمهوری فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه و حتا انقلاب ((اسلامی)) 57 _نقش به سزایی را ایفا کردند،بعد از به قدرت رسیدن سیستم های سیاسی لای چرخ های سهمگین آن له شدند. آن ها یا با حقوق و مزایای بسیار ناچیز در کارخانه ها استثمار شدند و یا در خانه تبدیل به برده جنسی!زن تبدیل به ((دیگری)) شده است که دیگر خودش نیست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)