از: شبنامه میخک
یک
ش تهرانیها پیش از آنکه از طریق خبرها یا بیلبوردهای مربوط به برگزاری شانزدهمین اجلاس کشورهای غیرمتعهد در تهران از این رویداد باخبر شوند، شاهد جنب و جوشی کمسابقه در تهران بودند؛ شهرداری مشغول پاکسازی معابر شهری و اصلاح مبلمان شهری شده بود. ظرف یک هفته تمامی جراغهای شکسته و خاموش اطراف تونل توحید ترمیم شدند. سرتاسر اتوبان چمران از نو خطکشی شد، تمامی پلهای چمران و مدرس با طراحی نور جدید و زیبا آراسته شد. این تغییرات اگرچه تمامی شهر را در بر نگرفت، اما به چمران و مدرس هم خلاصه نشد. تلاشی سراسری صورت گرفت تا همهی خیابانهای منتهی به هتلهای اصلی تهران از نو خط کشی و ترمیم و عناصر نازیبای مبلمان شهری از سطح شهر زدوده شوند و در نهایت ساختمان سر خیابان ولنجک در کمترین زمان ممکن آماده شد. مبلمان شهری تهران در زمانی باورنکردنی اصلاح شد و آنچه شاید ماهها و سالها زمان میبرد در زمانی کم انجام شد تا مشخص شود کیفیت زندگی در این شهر میتواند از این بهتر باشد، اگر دلیلی روشن یابد.
اگر رشتهی صحبتهای مردم در سطح شهر را در دست میگرفتیم شاید خیلیها هم ناراضی نبودند، طبقهی متوسط تهرانی بدش نمیآمد از خرس بزرگی که زخمیاش کرده است مویی هم کنده باشد، اجلاس تهران هر چه باشد، شبهای آنهایی را که توان بالا و پایین رفتن از این بزرگراهها را دارند رنگیتر کرده بود و این را میشد به فال نیک گرفت.
دو
اما چراغهای رنگی اتوبانها و سپیدی چشمگیر خط کشی خیابانهای شمال شهر تنها چیزی نبود که به خیابانهای تهران افزوده شده بود. اگر در تغییر مبلمان شهری همچون همهی تغییرات دیگر بخشی از مردم این شهر – و البته این کشور – از معادلات حذف شده بودند، در این مورد عدالت تا سرحد ممکن رعایت شده بود؛ هنوز پای اولین دیپلمات شرکتکننده در اجلاس تهران به فرودگاه نرسیده بود که نیروهای پلیس، سپاه و بسیج خیابانهای شهر را قرق کردند و این قرق سراسری به خیابانهای منتهی به هتلهای بزرگ تهران یا مسیرهای مرتبط به آن کمترین ارتباطی نداشت. حضور سراسری و قابل توجه نیروهای مسلح در سرتاسر شهر نشان میداد که اگرچه بهانهی این حضور آمادگی امنیتی مقامات جمهوری اسلامی برای میزبانی از کشورهای شرکت کننده در نشست تهران است، اما این نگرانی از ناامنی به سوءقصد به جان دیپلماتها یا عملیات تروریستی – چیزهایی که از آن در تهران خبری نبوده و نیست – نبوده و از جای دیگری برمیآید.
اظهارات فرماندهی نیروهای انتظامی در جدیت این نیروها در برخورد با هر شکلی از تخلف و شوخی نداشتن با هیچکس و تکمیلیهی آن یعنی مسیولیت سپاه پاسداران در ایام نشست در حفظ امنیت تهران بر همگان آشکار کرد که با یک حکومت نظامی آشکار مواجه اند. همان چیزی که در دوران پس از انتخابات سپاه تهدیدش را میکرد؛ اینکه در عرض چند ساعت میتواند کنترل پایتخت را بر عهده بگیرد.
البته جمهوری اسلامی تمامی تلاشاش را کرد که چنین رزمایشی کمترین اصطکاک را هم ایجاد کند؛ تهران برای پنج روز تعطیل شد.
سه
تعطیلی پنج روزهی تهران برای آنهایی که از چمران رنگارنگ خوشحال شده بودند یک هدیهی دیگر بود؛ شهریور بهترین زمان برای سفر است. ترافیک چالوس و هراز یکبار دیگر صحت سیاست جمهوری اسلامی در برخورد با مردم را روشن کرد؛ با گروه اشتباهی درگیر نشو.
در حالی که قرار بود دیپلماتها و سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها مابین هتل و سالن نشست در شمال شهر جا به جا شوند، ایستهای بازرسی سپاه و پلیس در تمام سطح شهر مشغول بودند. مردم جامانده در تهران حالا میبایست تجربهی گذر فلسطینیها از گذرگاههای بازرسی اسراییلی را با درجهای تخفیف در تهران تجربه میکردند. پلیس اعلام کرد که همه شهروندان باید مدارک شناسایی خود و خودروهایشان را به همراه داشته باشند و با پلیس همکاری کنند. در گذر از بسیاری از این ایستها که در یک خیابان بلند مثل خیابان شریعتی دورقمی بودند، ممکن بود یک ماشین بارها و بارها دستور توقف و بازرسی میگرفت. این بازرسیها توسط گروههای مختلفی انجام میشد، اما آنچه روشن بود نمایش مشترک سپاه و پلیس در غیاب فراخوانها و حضور گستردهی معترضان بود، اینبار سپاه تا پشت در خانههای ما آمده بود.
چهار
تحلیلگران و روزنامهنگاران همهی توجه خود را معطوف به همان نقطهای کردند که جمهوری اسلامی تلاش میکرد تا نمایش دهد؛ میزبانی نشست تهران در جهت تلاش برای بازسازی جنبش غیرمتعهدها و به منظور تقویت دخالتگری کشورهای حاشیهای در متن سیاست و اقتصاد جهانی.
بسیاری از تحلیلگران رسانههای غربی بر تکاپوی جمهوری اسلامی برای خروج از انزوای جهانی و تلاش برای گسترش مبادلات اقتصادی و سیاسی در دوران تحریمها انگشت گذاشتند و پیشاپیش به تشکیک در توانایی جمهوری اسلامی در جهت رسیدن به این اهداف پرداخت. اما آیا محاسبات جمهوری اسلامی در میزبانی اجلاسی چنین پرهزینه و پردردسر جملگی اشتباه بوده است؟ اینکه جمهوری اسلامی خواهد توانست تا با توسل به این شیوه از دیپلماسی خود را از انزوا و تحریم بینالمللی رهایی دهد یا نه امری است که باید منتظر آن ماند. آنچه پیش چشمان باز ما اتفاق افتاد و ما ندیدیم خروج دوباره و اینبار بیدلیل نیروهای نظامی از پادگانها و مقرهایشان بود. آنچه همهی ما به سادگی با توجیه برقراری امنیت در طول نشست پذیرفتیم سنگربندی خیابانها بود. آنچه این سنگربندی را دردناکتر میکند غیاب سنگها و مشتهایی بود که روزی این سنگرها را دست کم از زور خستگی و اضطراب به پادگانها برمیگرداند، اما حالا تفتیش شبانهروزی ما تفریح بیپایان کسانیست که خندهی پیروزمستشان میخواهد به ما ثابت کند«ما شکست خوردیم» و شوربختانه فراخوان به الله اکبرهای شبانه در ایام اجلاس تنها این خنده را به قهقهه تبدیل میکند. اگر کسی مترصد استفاده از این فرصت بود، ولو با خیال بازی در چارچوبهای تنگ فعلی و تراشیدن اهرمی برای چانهزنی در بالا، تدبیری برای آن میاندیشید. اعلان تکراری و بیرمق همان انرژی اندک را هم هرز میبرد و وضعیت را پوچتر از آنی میکند که هست.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.