chart1

chart2

چند رویداد مهم در ایران از سال ۱۹۰۷ تا ۲۰۰۴

سال۱۹۰۶- ۱۹۰۷ انقلاب مشروطه و قانون اساسی.

فشار مبارزات عمومی، شاه دیکتاتور، مضفرالدین شاه را مجبور به عقب نشینی میکند و او را به تشکیل مجلس مجبور می کند. متمم قانون اساسی دراین سال ۱۹۰۷ تهیه شد که در آن محدودیت‌هایی برای آزادی مطبوعات، سخنرانی‌ها و اجتماعات و امنیت فردی و مالی قرار داده شده بود.

سال ۱۹۲۰ اولین شاه دیکتاتور پهلوی.

با کمک انگلیس رضا خان، افسر نظامی، از طریق کودتا قدرت را بدست می گیرد. حزب کمونیست ایران، در بندرانزلی، در این سال تشکیل می شود.

سال ۱۹۴۱ جنگ جهانی دوم.

رضا خان موضع دفاع از آلمان نازی را انتخاب می کند. به دنبال آن گروه ائتلاف ایران را اشغال می کنند و رضاخان را مجبور به کناره گیری از قدرت می کنند. برای مدت کوتاهی ایران آزادی بیان را به خود می بیند. در این زمان است که حزب توده تاسیس می شود و در همان زمان اتحادیه‌های کارگری به سرعت رشد می کنند.

سال ۱۹۵۳ دومین شاه دیکتاتور ایران.

به دنبال ملی شدن صنعت نفت، “سی آی ای” دولت محمد مصدق، نخست وزیر، که ناسیونالیست لیبرال بود را در یک کودتا سرنگون می کند. امریکاییها به بهانه اینکه ایران به سمت کمونیست حرکت می کند کودتایی در ایران شکل دادند به دنبال آن محمد رضا پهلوی را به عنوان حاکمی مستبد و دیکتاتور جدید، در صدر قدرت ایران قرار می دهند. واقعه ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و تیراندزی به شاه در دانشگاه تهران، حکومت نظامی در تهران برقرار و حزب توده غیر قانونی گشت در این زمان است که حزب توده ممنوع می شود. جنبش اتحادیه‌ای گارگران بشدت سرکوب و قلع و قمع می شود. تمام جریانهای سیاسیی که تحت کنترل شاه نبود، مورد تعقیب و بشدت سرکوب می شوند.

سال ۱۹۷۱ پیدایش مبارزه چریکی.

چریکهای فدایی مارکسیست‌لینینیست در کوهای گیلان مبارزه مسلحانه را بر ضد حکومت شاه شروع می کنند. این جریان از ادغام دو گروه معتقد به مبارزه مسلحانه بوجود آمد. گروه اول گروه “جزنی” نام داشت که از جبهه ملی دوم جدا شده بود و گروه دوم “احمدزاده” نام داشت. این دو گروه با حمله به ژاندارمری سیاهکل در سال ۴۹ و اعدام ۱۳ نفر از اعضای آنها به هم پیوستند و عنوان “چریکهای فدایی خلق ایران” را برگزیدند. چریکهای فدایی بعد از مدتی مبارزات مسلحانه خود را به داخل شهرها منتقل می کنند. چریکهای فدایی حدود ۵ سال مبارزه مسلحانه را بر علیه شاه ادامه می دهند.

سال ۱۹۷۷ شکل گرفتن و جوانه زدن قیام مردمی.

در پاییز همان سال مردم ایران به طور علنی نارضایتی خود را بر علیه رژیم شاه و سرکوب‌های او نشان میدهند.

سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶)ایران در اعتصاب.

در بهمن همین سال ناگهان گروه مذهبی “ملاها” به رهبری خمینی خود به اعتراضات و تظاهرات عمومی مردم ملحق می کند. در این زمان است که تظاهرات‌های خونین روی می دهد. در این زمان تاریخی، طبقه کارگر ایران در تابستان همان سال در بسیاری از نقاط شروع به اعتصاب می کند. چندی نمی گذرد که اعتصابات گارگری سراسر ایران را فرا می گیرد و بعدآ به اعتصاب عمومی کارگران در ایران تبدیل می شود. در این زمان است که چریکهای فدائئ دوباره مبارزه مسلحانه را شروع می کنند.

سال ۱۳۵۷ انقلاب.

محمد رضا شاه تسلیم می شود و از ایران فرار می کند. دو هفته بعد، خمینی از پاریس وارد ایران می شود. در ۲۶ بهمن کومله (سازمان انقلابی زحمتکشان انقلابی کردستان ایران) در کردستان اعلام موجودیت می کند. مبارزه مسلحانه در کردستان شکل می گیرد. در بسیاری از نقاط کردستان جنبش شورایی به رهبری کومله بوجود می آید و در بسیاری از مناطق ایران جنبش شورایی از طرف چپ هدایت می شود. در بسیاری از مناطق ایران کارگران قدرت را در بسیاری از کارخانه‌ها و شرکتها بدست می گیرند. خمینی با کمک “سی آی ای” قدرت را در ایران قبضه می کند و دولت موقت تشکیل می دهد. به همراه آن خمینی سفارت آمریکا را اشغال می کند.

سال ۱۳۵۹-۱۳۶۱ تثبیت دیکتاتوری ملایی در ایران و تصرف کردستان.

کنترل از طریق شوراهای کارگری لغو می شود و “شوراهای اسلامی” جایگزین آن می شود. جمهوری اسلامی شروع به دستگیری مبارزان چپ می کند و اعدامهای سراسری را شروع می کند. در ۲۸ مرداد سال ۵۸ است به فرمان “آیت الله خمینی” کردستان اشغال می شود. در این زمان است که حمله رژیم اسلامی با مقابله جسورانه پیشمرگها و مردم آزادیخواه کرد روبرو می شود و پس از چندی شهر‌ها از کنترل پیشمرگها خارج میشود.سال ۱۳۵۹، صدام حسین به ایران حمله می کند.

سال ۱۳۶۲ تضعیف چپ.

چندی نگذشت که حزب توده و سازمان فدائیان‌اکثریت که به حکومت خمینی متوهم بودند و با این رژیم همکاری نمودند از طرف خمینی غیر قانونی اعلام شدند و خمینی شروع به قتل و عام فعالین سیاسی و حمله و حشیانه را برای سرکوب اپوزیسیون شروع شد. فضای رعب و وحشت سراسر ایران را فرا می گیرد. تمام فعالیتهای سیاسی ممنوع می شود. چپ مورد تعرض شدید قرار می گیرد. در این سال است کردستان هنوز سنگر مقاومت مارکسیستی خود را حفظ کرده است. برای تقویت چپ رادیکال و دفاع از دست آوردهای چپ رادیکال، حزب کمونیست ایران تشکیل میشود. این حزب از ادغام کومله، بخش اصلی این حزب، اتحادیه مبارزان کمونیست (سهند) و عده‌ای از چپهای ایران، تشکیل شد. سال ۱۳۶۲-۶۳ عقب نششینی نیرو‌های مسلح حزب کمونیست ایران و کومله به عراق است.

سال ۱۳۶۷ صلح ایران و عراق.

در ۲۹ مرداد جنگ ایران و عراق پایان می یابد و دو کشور توافق نامه هایی را برای پایان جنگ امضا می کنند. در این زمان است که فعالیت مسلحانه حزب کمونیست ایران و کومله از طرف حکومت عراق محدود می شود. رژیم جمهوری اسلامی شروع به قتل عام زندانیان سیاسی در سر تاسر ایران می کند و هزاران پیشرو کارگری را اعدام می کند و سال ۶۷ در تاریخ ایران به سال خون تبدیل می شود.

سال ۱۳۶۸ لیبرالیسم در حکومت ایران.

در این سال هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب می شود. رفسنجانی با به دست گرفتن قدرت شروع به خصوصی سازی و اصلاحات اقتصادی می کند. این تاکتیک در شرایطی صورت میگیرد که ایران دچار بحران اقتصادی و سیاسی بعد از جنگ چند ساله شده است. فشارهای درونی زیاد بر حکومت ارتجاعی ایران سنگیی می کند و هر بار رفسنجانی با اصلاحات ۵ ساله خود می خواهد اعتراضات کارگری و مردمی را سرکوب کند. دیکتاتوری شدید مذهبی ادامه می یابد.

سال ۱۳۷۶ شکل گیری رفرمیسم در داخل حکومت اسلامی.

در میان هیجان و توهمی شدید، محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور تازه انتخاب می شود. خاتمی به عنوان “ناجی آزادی و حقوق دمکراسی” قد علم می کند و به مردم نشان داده می شود. برای مدتی کوتاه تعدادی از روزنامه‌های آزاد شروع به فعالیت می کنند. حجاب زنان به شکل پیشتر مورد مواخذه قرار نمی گیرد. ناگهان جناح بنیاد گرای داخل حکومت ایران حمله ور میشود. قتلهای زنجیره‌ای شروع می شود. بسیاری از روزنامه نگاران کشته می شوند و بسیاری از روزنامه‌ها بسته می شود. در این زمان است که جنبش دانشجوی ایران شدیدآ سرکوب می شود.

سال ۱۳۸۳ بازگشت و شدت گرفتن بیشتر دیکتاوری و خفقان.

در دی ماه، حق کاندید شدن رفرمیستها در انتخابات مجلس ممنوع می شود. به این شیوه رژیم اسلامی می خواهد افکار مردم را از مبارزات حق خواهانه و چپ بر گرداند و به جای آن تمرکز فکری مردم را به دفاع از مبارزه جناح بندی‌های درون رژیم، سوق دهد. یعنی روند و گراسشهای انقلابی مردم را به بی‌راهه بکشد و مردم را به مبارزه در چهارچوب حکومت ایران محدود سازد و می خواهند از این طریق، رهبری اعتراضات کارگری و مردمی را جناحهای رژیم بدست بگیرند. همزمان با این تحولات در سال قبل اشغال عراق توسط آمریکا صورت می گیرد. سال ۱۳۸۳ ، سال شکست رفرمیستهای ایران بود. در بسیاری از نقاط ایران جنبشهای گارگری و اتحادیه‌ای شکل سازمان یافته تری را نسبت به گذشته به خود گرفته بود.

سال ۱۳۸۴ احمدی نژاد.

در این سال احمدی نژاد قدرت دولت را بدست می گیرد و با پیش آوردن مسئله اتمی می خواهد باری دیگر انسجام درونی ایران را، مثل سالهای جنگ، از طریق مساله اتمی، مستحکم کند. در این زمان است که جنگ تبلیغاتی را با آمریکا شروع می کند. مدتی نمی گذرد که از هراس جنبشهای کارگری و دانشجویی شروع به زندانی کردن فعالین کارگری و دانشجویی می کند. مدتها بعد تراژدی سال ۱۳۶۷ دوباره تکرار می شود و اعدامهای دست جمعی روز به روز ازدیاد می یابد.

سال ۱۳۸۶ دستگیری فعالین کارگری.

در این سال است که جمعی از رهبران فعالین کارگری مثل “محمود صالحی” و “منصور اسانلو” به بند کشیده می شوند و اتحادیه‌های کارگری مورد شدیدترین تعرضات نیروهای امنیتی قرار می گیرد. در اینجاست که چپ ایران همصدا با کارگران دیگر دنیا به دفاع از کارگران ایران، بر می خیزند. در این سال حزب کمونیست ایران و احزاب چپ رادیکال ایران، نقش بزرگی را در اعتراضات جهانی بر ضد سرکوب طبقه کارگر در ایران ایفا می کنند.

من این نوشته را سال ۲۰۰۷ نوشته بودم ولی بنا به دلایلی آن را منتشر نکردم. اما بعد از ۹ سال این نوشته را عنوان یک یادآری کوتاه که این تاریخها و خاطره‌های تلخ و شیرین هیچ وقت از اذهان و تاریخ پاک نخواهند شد به هیمن خاطر لازم دانستم برای خوانندگان گرامی منتشر شود. با عرض پوزش اگر تاریخی یا اسمی دقیقا نیامده.

منصور پرستار

منصور پرستار

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)