فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۲۱)

افراطگرایی و خشونت و جنایت همیشه دوستان خوب یکدیگرند. در مورد فاشیستهای ایتالیا و اسپانیا چنین بود، در مورد نازیها هم همینطور و اینک در مورد بنیادگرایی هم همینطور است.

باید با این تبانی بفوریت مبارزه کرد. باید با شبکه های جرم و جنایت قاطع تر برخورد کرد، باید از رادیکالیزه شدن زندانیان جلوگیری کرد و باید همکاریهای بین المللی را تقویت کرد.

اجتماعی که افراد آن هموند نباشند از هم می گسلد. بزرگترین دستاورد سده گذشته آزادی رشدیافته فردی است.
وقتی به این فکرمی کنم که اجداد من چقدر ناآزاد و در قید و بند بودند – ناآزاد از این نظر که در بند قیود سخت اجتماعی، مذهبی و اخلاقی بودند- از آنچه جامعه هلند دراین نیم قرنی که از عمر من می گذرد (۱) بدان دست یافت واقعا شگفتزده می شوم .

این که حس هموندی در جامعه ما از آن زمان ضعیفتر است پیامد منطقی پیشرفت و ترقی است. اما با اینحال نباید این حس آنقدر ضعیف شود که تقریبا چیزی نداشته باشیم که با دیگران قسمت کنیم – و بدینترتیب نتوانیم دیگران را حتی بفهمیم چه رسد به اینکه با آنان همدردی کنیم.

دفاعیه من برای اروپا، از این صحبت می کند که از کجا آمده ایم و می خواهد بر اساس آن معبری بگشاید به این که به کجا می خواهیم برویم. و بدانجا که می خواهیم برویم جایی نیست مگر جامعه ای همبسته که از داخل به بیرون، از مرکز به اطراف، سازماندهی شود. این یگانه پاسخ مسئولانه اخلاقی است به چالشهای جهانی شدن (گلوبالیزه شدن) که یکی از نمودهایش بحران پناهجویی است.

چرا این طرح درخور دفاعیه ای جانانه و تعهدی تزلزل ناپذیر است؟ چون فرزندانمان درخور اروپایی هستند که مثالی درخشان برای خودشان و برای بقیه دنیا باشد. اروپایی که بدامان اشتباهات سابق درنغلطد بلکه مثالی بدست دهد از سه گام معروف بسوی مراحل متعالی آزادی، برابری و برادری.

همبستگی بدون خواست قلبی ممکن نیست. همبستگی و نوعدوستی یکی نیستند. نوعدوستی بخشیدن است، همبستگی اشتراک و سهمگذاری است. مهم است که این مفاهیم را مخلوط نکنیم.
چون همبستگی شکل نمیگیرد اگرکسی که ازوی توقع همبستگی می رود این احساس را پیدا کند که بجای همبستگی، نوعدوستی اجباری به او تحمیل می شود و اینکه او باید چیزی را ببخشد که شاید خودش مایل باشد برای خود نگه دارد.
حتی خیرخواه ترین آدمها نیز نمی توانند این وضع را برای همیشه تحمل کنند. هیچ جامعه ای را نمی شود بر پایه نوعدوستی بنا نهاد. دیر یا زود همسایه خوب به همسایه بد تبدیل خواهد شد!

همبستگی رفتاری اجتماعی است ناشی از توجه به سرنوشت مشترک. چیزی را با دیگران درمیان نهادن و به اشتراک گذاشتن، چون که جماعت افراد را قویتر می سازد. به دیگران کمک کردن برای کسب اطمینان از اینکه اگر خودمان به کمک نیاز داشته باشیم به ما کمک خواهد شد.
این بنیانی است که نظام تآمین اجتماعی ما بر آن بنا شده و اولین اصل قرارداد اجتماعی ماست که ما را بعنوان شهروند به یکدیگر پیوند می دهد. و این درست همان مسئله ای است در جامعه ما که باید مورد بحث قرار گیرد: اعتماد به ماندگاری و تداوم این اصل روزبروز کمتر می شود.
البته طبقه متوسط اروپایی حس می کند درحالی دائما به همبستگی فراخوانده می شود که خود نمی تواند روی این همبستگی حساب کند. پس با قرارداد اجتماعی مان، با تآمین اجتماعی مان وبا مخاطبین مربوطه مشکل داریم.
ادامه دارد…

۱- نویسنده متولد ششم ماه می سال ۱۹۶۱ است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)