فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۱۷)

رژیمهای توتالیتر دائما به طبقه بندی و گروهبندی می اندیشند. نویسنده یهودی-آمریکایی، الی ویزل، می گوید:
از آنجا شروع می شود که با انسان بعنوان یک فرد برخورد نمی شود بلکه او را در یک گروهبندی میگذارند و این گروهبندی دارای پیشفرضهایی است:

جهود ها لئیمند، این را که همه می دانند!
به مسلمانها نمی شود اعتماد کرد، این که واضح است!
فرانسوی ها بی ایمانند ولی صلیبی، نگاه کن به تاریخ!

اینگونه کلی گویی ها بزودی بدل می شود به سخت-الگو(۱) و یک سخت-الگو نیز بدانجا راه می برد که فرد دیگر فرد نیست، پس، گرفتن انسانیتش از او آغاز می گردد. (پایان نقل قول)

در همین رابطه، اگر راجع به مذهب صحبت کنیم: چرا برای تصمیمهایی که ما می گیریم خدا را داخل می کنیم؟ تمام مسئولیتها بگردن خود ماست. نمی شود (مسئولیت تصمیم هایمان را) بگردن خدا – یا کس دیگری – بیندازیم.
مشکل اغلب از آنجا آغاز می شود که افرادی حق و حقیقت مطلق را به خود ببندند و ایمان داشته باشند که فقط آنها برحقند. حال این ایمان و عقیده مذهبی باشد یا نباشد، فرقی نمی کند. این حقیقت مطلق بدانان حق می دهد که عقیده خود را به دیگران تحمیل کنند و به هر کسی که با آنها همعقیده نباشد یک بلیت یکطرفه به آن دنیا تقدیم نمایند! و از آن فجایعی درمیآید که ما اروپاییان بخود و به دیگر مردمان روا داشته ایم.

تنها نسخه کارا و پایدار که بتوانیم جامعه اروپایی را قابل زندگی نگهداریم این است که در چارچوب قانون به باورهای همدیگر – و حقیقتی که نزد هر کس هست – احترام بگذاریم و بدانان مجال بدهیم.

همگرایی (۲) اروپایی در این خصوص بنظر من سهم مهم و ارزشمندی ادا کرده است. ایام مواجهه را خیلی وقت پیش پشت سر گذاشته ایم. ولی معلوم نیست که همیشه بدین منوال بماند.

نمی خواهم خیلی خوشبینانه در این باره اظهار نظر کنم چون خوشبین نیستم. می خواهم صادق باشم.
این اولین بار در تجربه آگاهانه من در همکاری اروپایی است که به این نظر رسیدم که این بار را بدین شیوه می توان به ساحل رساند. قبلا چنین چیزی را هرگز نگفتم. بله، این بحران اروپا را – که دردناک و مزمن هم هست- می توانیم از سر بگذرانیم.

اما در معرض طوفان تمام عیار دیگری نیز هستیم: امور بیشماری همزمان حادث می شوند که نه تنها با بحران واقعی، بحران پناهجویان، مرتبط هستند بلکه اموری که مستقیما قلب همزیوی ما را نشانه رفته اند و امنیت و بقای ما را تهدید می کنند.

نمی خواهم بیفکرانه بگویم که بجای ادامه همکاری باید دوباره بدنبال مواجهه و مقابله باشیم، همانطوری که در گذشته اروپا بارها کردیم. و متعاقب آن این را هم مهم می دانم که مدارا را بعنوان اساس مدارا ادامه دهیم!
باید رواداری و مدارا را ادامه دهیم تا بنیانی باشد برای اینکه بتوانیم با همدیگر مدارا نماییم.
ادامه دارد…

۱- stereotype
۲- integratie

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)