توی این اوضاع و احوالِ تلخ و عجیب، نمی‌خواستم وارد بازی‌های معمول بشوم. اما چند اظهارنظر خونم را به جوش آورد.

آفرین. آفرین واقعن
به مردم و نارضایتی‌شان در شرایطی که از دست هیچ‌کس به هیچ‌جا نمی‌شود شکایت برد، بگوییم پوپولیست؟
محض اطلاع دوستانِ همیشه از آن‌سمتِ بام فروافتاده می‌گویم دوبار ابتلا به سرطان در سی و سی‌ودو سالگی -که دومی بی‌درمان است و فرصتِ زندگی‌ام را به حداکثر دو-سه‌سال دیگر کاهش داده- هر دو ناشی از ‫#‏خطای_پزشکی‬ بوده‌اند.
غریب است این همه بی‌مسئولیتی و نازنازی بودن پزشکانی که پشت بوروکراسی و فساد همه‌گیر این مملکت، با جان و روح و شخصیت بیمار بازی می‌کنند.
آقای پزشک، خانم دکتر!
قبل از پزشک شدن در اتوپیا زندگی می‌کردید؟ سوگند پزشکی‌ فراموش‌تان شده؟ یادتان نداده‌اند در آن دانشگاه‌ها و کلاس‌های درس که فارغ از جنسیت و نژاد و البته میزان آگاهی و ادبِ افراد، در برابر جان و تن بیماران مسئولیت‌پذیر باشید؟ آگاه‌تان نکرده‌اند که بیمار و اطرافیان‌اش، در شرایط ویژه و بحرانی‌اند؟
سکوتِ ما بیماران رنج‌دیده را گذاشته‌اید به حساب برحق بودن‌تان و می‌تازید؟
– به من بگویید به کدام اعتبار، به پشتوانه‌ی کدام اصلِ حرفه‌ای و اخلاقی پزشک کشیکِ نیمه شب با بیماری که از دردِ غیرطبیعی به خود می‌پیچد دعوا می‌کند که چرا صبح نیامدی و عدل نصفه‌شب آمده‌ای مرا بیدار کرده‌ای؟ (پزشک زنان- بیمارستانِ آتیه)
– بر چه اساس برای مراجعه‌کننده‌ی نگرانی که در جوابِ سونوگرافیِ پستان‌اش نمونه‌برداری توصیه شده، استروژن تجویز می‌کنید که مبتلا به سرطان تهاجمی پستان در سی‌سالگی شود؟ (فوق‌تخصص زنان-بیمارستان سجاد)
– به چه حقی بیمارانِ سرطانی را فله‌ای ویزیت می‌کنید و با تمسخر به بیمارِ سی‌ و دوساله‌ی تازه رهیده از سرطان می‌گویید آن احساس درد و دانه‌های مشکوکِ روی پستان‌ِ جراحی‌شده‌اش، به خاطر گردنبندی‌ست که به گردن دارد؟ (پرفسور الف-بیمارستان شهدا و کلینیک آذر)
که بیمار با سماجت و مراجعه به یک جراح دیگر بفهمد که دوباره مبتلا به سرطان متاستازیک و غیرقابل درمان شده است…
یک شاکی نشانِ من بدهید که در هزارتوهای شکایت از پزشکان در این مملکت به حق‌اش رسیده‌باشد. حق که نه، مگر سلامتی و جانِ از کف رفته را می‌توان بازگرداند؟
مگر می‌شود سیلِ ویران‌گر هزینه‌های درمان را مهار کرد؟ سیلی که سخاوت‌مندانه و مداوم به جیب‌های شما جاری‌ست.
نیشتر زدن به زخمِ باز را هم در دانشکده‌های پزشکی آموخته‌اید؟
من از رفتار غلط دفاع نمی‌کنم. از منشِ تهاجمی و بی‌ادبانه‌، از توهین و ناآگاهیِ شایع بین مردم هم همین‌طور. اما زخم‌ِ تازه را فشار دادن، پشتِ سیستم فاسدی مثل وزارت بهداشت و درمان پناه‌گرفتن و تیر پرت‌کردن هم محلی از اعراب ندارد.
بس کنید و ساکت باشید.

بگذارید با تنِ رنج‌دیده و روحِ خراشیده به بیماری و مرگ خود خو کنیم و یادمان برود که قرار است احترام ندیده و تحقیرشده از جانب پزشکان و دم و دستگاهِ عریض و طویل اهانت به انسان چند صباحی نفس‌بکشیم و بعد در تاریکی فرو برویم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)