اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| تنها حق حیات که نه، بلکه حتی حق دفن آبرومندانه ی جنازه ی شهروندان را نیز از آنان سلب کرده اند. مسئولین بیمارستان دولتی برای تحت فشار گذاشتن خانواده ی کارگر درگذشته برای تسویه حساب مالی، جنازه وی را گروگان گرفتند. دو تن از بازنشستگان «هما» ناتوان از تامین هزینه ی درمان خود، جان باختند. رسانه وقایع نگار فقر و فلاکت میلیونها انسان شده، جوانانِ نگران از سلامتی والدین، و خانواده های شرمنده از ناتوانی در تامین اولیه ترین نیازهای فرزندان، با بغضی فروخورده، افق را به نظاره نشسته اند.

کاروان زندگی را ایستادن شایسته نیست. پاسخی حقیقی و متناسب با شرایط، برای چگونه روانه شدن لازم است. در افقی نه چندان دور دست، شعله های حق طلبی قاره سبز را در برگرفته است. آنها چاره ی مقابله با سرمایه ی مالی ی جهانی را در همزمانی اعتراضات همدیگر یافته اند. چرا ما نه؟

بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن روز یکشنبه ۱۰ آبان پس از راهپیمایی در مقابل استانداری تجمع کردند

آنها مطالبه ی حقوق بیشتر را با خواست «نه به جنگ» گره زده اند، درخواست کمک هزینه مسکن را با اعتراض علیه تورم، خواست درمان رایگان برای همگان را با حذف نابرابری های اجتماعی و تبعیض، و آموزش رایگان و قابل دسترس برای همگان را با مبارزه علیه هر آن سیاستی که تخریب محیط زیست را گسترش می دهد، پیوند می زنند. چرا ما نه؟

نسخه ای چاپی برای اینکه چگونه باید به این سطح از نزدیکیِ گروه های رنگارنگ اجتماعی رسید، وجود ندارد، و نجات دهنده ای هم وجود نخواهد داشت. هرآنچه که بتواند توازن قوا را به سود مردم تقویت کند، روی چشم ما جای دارد و بس! رسانه ی مستقل، شبکه سازی، تشکل یابی، همیاری و همکاری های مقطعی و یا مستمر، احترام به استقلال آن دیگران، و خلاصه شکستن قالب های قدیمی و یافتن راهی برای بالابردن هزینه بی توجهی بالائی ها به مطالبات ما، و صد البته بالابردن هزینه سرکوب.

مسئله، یافتن شیوه‌هایی برای بالابردن هزینه بی‌توجهی صاحبان قدرت به مطالبات مردم و نیز هزینه سرکوب اعتراضات است. چنین همگرایی‌ای نه با صدور فرمان و اعلام موجودیت تشکل‌های صوری، بلکه از دل اعتماد متقابل، تجربه‌های مشترک و همکاری‌های واقعی و تدریجی شکل می‌گیرد.

تا زمانی که این الزامات فراهم آید، و اساساً برای آنکه امکان شکل‌گیری‌شان فراهم شود، حداقلی‌ترین وظیفه عمومی آن است که حساسیت خود را نسبت به خبرهایی چون خودداری از تحویل پیکر یک کارگر به دلیل بدهی درمانی، یا محروم‌شدن بازنشستگان از درمان به سبب پرداخت‌نشدن تعهدات بیمه‌ای، از دست ندهیم.

نباید بگذاریم تکرار این فجایع، آن‌ها را به بخشی عادی از زندگی روزمره تبدیل کند. باید درباره آن‌ها گفت، نوشت، پرسید و پاسخ خواست؛ از حق درمان دفاع کرد و در برابر مناسباتی ایستاد که حتی پس از مرگ نیز خانواده محرومان را از فشار مالی رها نمی‌کند.

دوشنبه یازدهم آبان ماه ۱۴۰۵


نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)