معطلی کامیونها در مرزها؛ زیان روزانه میلیونها دلاری برای تجارت و معیشت
معطلی کامیونها در مرزهای زمینی ایران به یکی از پرهزینهترین چالشهای تجارت خارجی تبدیل شده است. صف هزاران کامیون در بازرگان و ریمدان، هر روز میلیونها دلار هزینه تحمیل میکند. این هزینهها بر صاحبان کامیون، بازرگانان، تولیدکنندگان و سفرهی مردم اثر میگذارد.
صف هزاران کامیون در بازرگان و ریمدان
رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران در روزهای اخیر، تصویری نگرانکننده از مرزها ارائه کرده است. به گفته او، ۴ تا ۵ هزار کامیون در بازرگان و حدود ۳ هزار کامیون در ریمدان متوقفاند. جمع این دو صف به حدود ۸ هزار دستگاه میرسد. ارقام یادشده نشان میدهد ایستایی در مرزها گسترده است. به گفته او، بسته به وسعت هر مرز، در برخی مرزها بیش از ۳ تا ۴ هزار کامیون منتظر میمانند.
در مرز بازرگان، توقف برخی کامیونها به ۲۳ تا ۲۵ روز میرسد. این در حالی است که عبور از مرز باید حدود ۲ روز زمان ببرد. به بیان دیگر، توقف بیش از ۱۲ برابر زمان عادی طول میکشد. معطلی کامیونها با چنین ابعادی، زنجیره تأمین را مختل و زمان تحویل کالا را غیرقابلپیشبینی میکند. بخشی از بار دریایی اکنون به جاده و ریل منتقل شده است. ورود این حجم کالا، فشار بیشتری بر شبکه حملونقل وارد کرده است.
عوامل متعددی در این وضعیت نقش دارند. پارکینگهای مرزی ظرفیت و امکانات کافی برای ساماندهی و فراخوان سریع کامیونها ندارند. اگر سوخت باک بیش از سقف تعیینشده باشد، راننده باید آن را تخلیه کند یا جریمه بپردازد. دبیر انجمن کارفرمایان صنعت سیمان خواستار استقرار مدیریت واحد در مرز شده است. به گفته او، برخی کامیونهای سیمان در مرز افغانستان ۷ تا ۸ روز متوقف میمانند.
معطلی کامیونها و هزینهی میلیوندلاری هر روز
هر روز توقف یک کامیون در مرز، حدود ۱۵۰ تا ۱۷۵ دلار هزینه و جریمه دارد. این مبلغ به هزینه حمل کالا افزوده میشود. کامیونی که ۲۵ روز بماند، فقط بابت توقف حدود ۴۳۷۵ دلار هزینه ایجاد میکند. در شرایط عادی، هر کامیون باید ظرف مدت کوتاهی از مرز عبور کند. چنین رقمی از معطلی کامیونها میتواند حاشیه سود یک محموله را بهشدت کاهش دهد.
محاسبهای ساده، مقیاس زیان ناشی از معطلی کامیونها را روشنتر نشان میدهد. اگر ۸ هزار کامیون روزانه ۱۵۰ تا ۱۷۵ دلار هزینه توقف بدهند، رقم کل ۱.۲ تا ۱.۴ میلیون دلار میشود. در یک ماه، این مبلغ به ۳۶ تا ۴۲ میلیون دلار میرسد. اگر میانگین توقف را ۱۰ روز فرض کنیم، هر کامیون بین ۱۵۰۰ تا ۱۷۵۰ دلار هزینه میدهد.
این برآوردها فقط هزینه مستقیم توقف را شامل میشوند. فاسد شدن بار، تأخیر در قراردادها و راکد ماندن سرمایه، زیانی جدا از جریمهی توقفاند. این هزینهها بر زیان مستقیم معطلی کامیونها افزوده میشود. هیچکدام از این مبالغ، ارزش افزودهای برای تولید یا تجارت ایجاد نمیکند. این پول به جای سرمایه در گردش بنگاهها، صرف توقف بیحاصل میشود. چنین هزینهای از حاشیه سود تولیدکننده و بازرگان میکاهد. هر روز تأخیر، سود صادرکننده را کم میکند و تعهدات تحویل را به خطر میاندازد.
ضربه به صاحبان کامیون و کسبوکارها
برای صاحبان کامیون، هر روز معطلی کامیونها یعنی ناوگانی که بدون درآمد در صف میماند. هزینه راننده، سوخت و استهلاک در این مدت ادامه دارد. هزینههای اضافی توقف نیز به صاحبان کالا و شرکتهای حملونقل تحمیل میشود. هر سفر طولانیتر، تعداد سفرهای ممکن در سال را کم میکند. پشت هر کامیون، رانندهای هم هست که درآمدش به همین سفرها وابسته است. برای او، هر هفته توقف یعنی درآمد کمتر و دوری بیشتر از خانواده.
صادرکنندگان هم آسیب میبینند. دبیر انجمن کارفرمایان صنعت سیمان میگوید بازار افغانستان برای سیمان ایران مساعد است. تنش افغانستان و پاکستان نیز فرصت حضور محصولات ایرانی را بیشتر کرده است. با این حال، مشکلات مرزی مانع بهرهبرداری کامل شده و صادرات میتوانست بسیار بیشتر باشد. معطلی کامیونها در این مرزها، رقابتپذیری کالای ایرانی را کاهش میدهد. تأخیر طولانی، ریسک از دست رفتن بازار را هم بالا میبرد.
معطلی کامیونها برای واردکنندگان، یعنی تأخیر در رسیدن کالا و مواد اولیه. بنگاهها سرمایه خود را در کالای متوقفشده قفل میکنند. پس از تحولات حوزه دریایی، بخشی از بار به مسیرهای زمینی و ریلی منتقل شده است. رئیس کمیسیون حملونقل اتاق تهران این تغییر مسیر را توضیح داده است. به گفته او، هزینه جابهجایی یک کالا از حدود ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار به ۱۳ هزار دلار رسیده است. زمان حمل ریلی هم به ۲.۵ تا ۳ ماه افزایش یافته است. این تأخیر، برنامهریزی بازرگانان را دشوارتر کرده است.
فشار بر اقتصاد و معیشت مردم
هزینههای توقف به هزینه حمل کالا افزوده میشود و در زنجیرهی تأمین بالا میرود. رئیس کمیسیون حملونقل اتاق تهران گفته است افزایش قیمت سوخت و برخی مشکلات، هزینههای لجستیک را بسیار بالا برده است. وقتی هزینه واردات و صادرات بالا میرود، فشار آن به بازار داخلی میرسد. هزینه هر کالا پس از افزوده شدن هزینه توقف، بالاتر محاسبه میشود. این فشار در نهایت به قیمت کالاها در بازار میرسد.
وزیر اقتصاد اعلام کرده است قرار است عملیات گمرکی در مناطقی پیش از مرز، با عنوان پسکرانه، انجام شود. این طرح هنوز در حد برنامه اعلام شده است، در حالی که معطلی کامیونها در بازرگان ادامه دارد. ظرفیت مسیرهای جایگزین نیز از آغاز جنگ تاکنون پاسخگوی نیاز تجارت نبوده است. همین مقام اتاق بازرگانی میگوید از ۹ اسفند تاکنون پیگیریهای بسیاری دربارهی کانتینرهای مانده انجام شده است. شبکه ریلی مشکل اساسی ندارد، اما ورود بار بیشتر، زمان ترانزیت را بالا برده است.
کانتینرهای ایرانی در پاکستان نیز بر این فشار افزودهاند. این کانتینرها دو مبدأ دارند و صاحبان کالا شناسایی شدهاند. آمارها دربارهی تعداد آنها متفاوت است و از ۳ هزار تا ۱۷ هزار کانتینر اعلام میشود. تا آزاد نشدن این بارها، سرمایه صاحبان کالا راکد میماند. معیشت زنجیرهی تولید نیز زیر فشار قرار میگیرد، چون هر روز تأخیر، هزینه تمامشده را بالا میبرد. با وجود ادامه صفهای طولانی، حاکمیت ملایان تنها عملی که انجام داده بیعملی و بیکفایتی است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.