قضیه توانستن و خواستن؟!، آیا الیگارشی دزدسالارمدعی استحاله گرا، میخواهند سکولار دموکراسی و رعایت حداکثری حقوق و قضیه مهم عدالت توزیعی فورا اجرا کنند؟!

اینکه میتوان به قطع گفت بخش بزرگی خارج نشینان مدعی اپوزیسیون، واقعا و حقیقتا خواهان سکولار دمکراسی و رعایت حداکثری حقوق بشر است، هر چند در قضیه مهم عدالت توزیعی، چندان اثری دیده نمی شود، حذف مکرر مطالب حاوی عدالت توزیعی، حتا از سوی رسانه های در اروپا و مدعی چپ نمایی و سوسیالیست (به دلایلی بخشی اش در همین مطلب گفته شده)، تحت تاثیر مقایسه نابجا شرایط ویژه ایران با کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه و سرنوشت فروپاشی دیکتاتوریهای بولک شرق سابق است!

در حالی که در مطالب متعدد – متاسفانه بخش بزرگی اش حذف شده- اما در یاد اهل مطالعه احتمالا است- این ایلگراشی دزدسالار از رانتها و امتیازات ویژه و فساد اداری و رشوه و پراتی بازی و تبعیضی ناشی حکومت ایدئلوژیک اسلامگرایی و شیعه گرا عامدانه اجرا و سیستماتیک اجرا کرده و سوءاستفاده با ریاکاری و تظاهر و تبعیت و ایجاد و کمک به این آپارتاید عقدیتی حکومت اسلامی و شیعه گرا، بخش بزرگی از ثروت غار شده در این ۴۷ ساله سهیم شدند.

اما بررسی رفتاری و نمودارهای طی این چند دهه این الیگراشی، نشان میدهد حکوت الیگارشی مدعی استحاله (گزینه پیشنهاد داده به دولت امریکا و متحدانش است)، این طبقه دزدسالار الیگارشی مدعی استحاله، عامل و اجرای سیاست فقرزایی و فقیر کردن اکثریت مردم و عامل پدیده ضد حقوق بشری بوجود آمدن پایین شهری و بالاشهری و مناطق عیان نشین با نمادهای مجمتع های آپارتمانی و ویلاها و کاخ ویلاها و هتلهای بخش عمده اش در مشهد و در بالاشهر و تا اطراف حرم رضا است، شکاف کیفیت زندگی و مالی بالاشهری و پایین شهری، یک اقلیت سکولار و غیر مدهبی و کمتر از این قالیت سکولار دمکرات اغلبشان مستاجر هستند، به دلیل عامدانه کیفیت زندگی سطح پایین در پایین شهر، که عامدانه توسط حکومت اسلامگرا و شیعه گرا و همین الیگارشی درست کرده، اکنون با پدیده جزایر غیر شهری در میان شهرهای بزرگ چون مشهد تا تهران است!

برخلاف ادعاهای تهدیدات فلت استیت کردن ایارن مانند زدن زیرساخت سه گانه استفاده گران خانگی گاز و برق و آب و منابع تولید و توزیعش از جمله شبکه انتقال و تزیع و مراکز تولیدش از جمله پراس جنوبی و عسلویه و نیورگاههای برق است!، این تهید از سوی برخی مقامات در غرب شده و تکررا شده، این حتا در جنگ روانی باشد، دارد نوعی سیگنال میدهد به اکثریت مردم مخالف حکومت اسلامگرا و شیعه گر هستند و ربط چندانی به قحطی ساختگی امروز ندارد، رای سنگین سلبی به خاتمی و تا پزشکیان، هر چند از ۷۰% سال ۱۳۷۶ و کمتر از ۵۰% که اثبات میکند، مخالف بودن این حکومت و تمایل به سکولار دمکراسی امروز خواست عمومی است، حال چون دولتهای امریکا و متحدانش، نخواهند هزینه کافی برای رزیم چنج دهند، اما مشکلشان حل نخواهد شد، بارها گفته شد دیگر روی قیام مردم نمیتوان حساب کرد، چون بارها قیامها سرکوب شده، این قالیت کمتر از ۱% الیگرارشی و حامیان فریب خورده کمتر از ۱۰% که اندک رفاه حداقلی و شغل و بیمه تامین اجتماعی دارند و گمان اشتباه میکنند اگر رزیم چنج شود، این رفاه حداقلی از دست میدهندف در جالی که اشتابه است، حتا رزیم چنج از راه قهریه و با کمک خارجی نیز انجام شود و موقتا دولت انتقالی به سرپرستی مثلا امریکا مستقر شود، به هیچ وجه بدنه بروکراسی فعلی و کارمندان و کارگران دارای رفاه حداقلی از بین نخواهد برد، نیوری دون پایه بروکراسی (که واقعا شیعه گرا و به ظاهر شیعه گرا مجبور بودند در مراحل گزینش، فرمهای تفتیش عقایدی ضد حقوق بشری مانند پذیرفتن التزام عملی حکومت شیعه گرا و ولایت فقیه و حتا آزمون اعتقادی اسلامی و شیعی از جمله خواندن نماز اسلامی..)، اینها اجباریات است و از امثالهم تا دولت امریکا میداند، اساسا تمامی این اجباریات، با تغییر حکومت دیکتاتوری اسلامگرا و شیعه گرا به سکولار دموکراسی از بین میرود.

تعیین تکلیف حکومت اسلامی وشیعه گرا در ایران، توسط جهان مشهور به آزاد که نمادش امریکا است، چاره ای جز پذیرفتن راه حل های ویژه برای ایران است. هر چند ایران امروز با حدود مرزهای اکنونی، در منطقه و در جهان شرایط ویژه است، نباید نه همسایگان بقیه کشورهای دورتر مقایسه شود. تنوع هویتهای زبانی و غیره که همواره برای بیان نمادین و قابل درک برای همگان، نام فرش رنگارنگ ایران بیان میشود.

ایرانگرایی و ملیگرایی وقاعی و حقیقی، هیمن پذیرش تنوع هویتی است که به شکل نمادین به فرش رنگارنگ ایرانی بیان میشود.

همین فرش رنگارنگ هویتی که با هم فرش ایرانی که در حقیقت ایران واقعی امروزی میسازد. زبان_گویش فارسی دری از زبان_گویشهای اکثریت مردم پیوستارهای زبان_گویشهای از خراسان تا آذربایجان و از شمال تا جنوب و…، همواره نقشی به عنوان یک رابط نسبتا استاندارد شده و البته بسیار منعطف از نظر ویژگیهای زبان شناسی، بهترین گزینه است، این انتخاب هم در دورانی که عملا فارسی دری ها با تنوع زیاد لهجه هایش، در حاکمیت عرب مآب طاهریان و بیشتر ترکمانهای غزنوی و سلجوقی بوده است، این ناشی تلاش فارسی دری گویان در کرهای ادبی و فرهنگی تا دیوانی و اداری بوده است و یک انتخاب طبیعی و اخیتاری بوده. اما نباید آن را محدود رسمیت در قانون اساسی حکومت اسلامی وشیعه گرا محدود کرد. و نه تلقی به عدم پذیرش تنوع زبان_گویشهای دیگر پنداشت.

سکولار دمکراسی، و تاکید به عدم بازگشت حکومت ایدئلوژیک اسلامی و شیعه گرا، مانند شبیه محدود کردن فاشیسم و نازیسم در کشورهای غربی و بسیاری کشورهای جهان مشهور به آزاد است. این محدودیت تا زمانی این دین و مذاهبش از سنی تا شیعه، سکولاریزه شود و آیین فردی و عبادی شود، از این احکام امضاوی و ناسخ و منسوخی که در زمان حکومتهای خلافت گری عربی بود که اسلامگرایی ایدئولوژی مشروعیت بخشی بوده که دوران قرون وسطا بوده، پس باید بروزرسانی شود و سکولاریزه.


حکومت الیگارشی دزدسالار استحاله گرا و یا فلت استیت، بجای استقرار دولت انتقالی سکولار دمکراتیک، را� …

حکومت الیگارشی دزدسالار استحاله گرا و یا فلت استیت، بجای استقرار دولت انتقالی سکولار دمکراتیک، راه اشتباه جهان آزاد و امریکا و متحدانش!

زن، زندگی، آزادی؛ شیفت پارادایمی در پراتیک و پراتیک انقلاب

تمامیت ارضی با انکار هویت‌ها حفظ نمی‌شود | کارن ایزدی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)