
خوانشی در باب اعتصابات گسـترده ی چهارمین سالگرد ژینـا امینی در شهـریور ۱۴۰۵
،عمل برآمده از اصول و کنش ناشی از ادراک درست…”
.مسائل و روابط حاکم را تغییر می دهد
.اقدام انقلابی، اساسا یعنی همین
هنری دیوید ثورو
در نظامهای تمامیتخواه ایدئولوژیک — که بدترین در نوع خود است — نافرمانی مدنی چیزی نیست که از میان تعدادی امکانها انتخاب شود. هنگامی که کارکرد نافرمانی ملموس و فراگیر شود، تجربه ی کنش مقاومت رشد می کند و به مثابه امری جمعی، شروع به اثرگذاری می نماید. این وضعیت، نوعی تجربه ی مشترک پیشینی را فرض میگیرد که: کسی نمیتواند در خود، با خود و برای خود، از زندگی در وضعیت استبدادی و ندای مبارزه با آن بگریزد.
اطاعت کورکورانه، سوژهٔ سیاسی آینده را برای پذیرش قوانینی آماده میکند که چه بسا با آنها موافق نباشد. این اطاعت، تسلیم سیاسی را آموزش میدهد و سوژه را از امکان ساخت مرزهای مبتنی بر حق شهروند سیاسی بازمیدارد. شانتال موف در بازگشت امر سیاسی نشان میدهد که لیبرالیسم عقلگرا با انکار بُعد آنتاگونیستی روابط انسانی، امر سیاسی را محو میکند؛ حال آنکه امر سیاسی همان امکان همیشگی ساخت مفهوم «ما» در برابر «آنها» است. اطاعت، یا به عبارت روشن تر در شرایط کنونی — عدم مقاومت — دقیقاً این امکان را سرکوب میکند و سوژه را در وضعیت پیشاسیاسی نگه میدارد.
سالهاست جنبش کوردستان ایران سوژهٔ سیاسی خود را در امکان نافرمانی مدنی نمایان میکند و آن را به شکل اعتصابات عمومی و فراگیر به رخ میکشد. سازمان یافتگی انبوه خلق در کوردستان؛ توافقی بیواسطه در مورد یک نجوای مشترک است: آزادی، آزادی بهمثابه حق بنیادین. همان ویژگی که این اعتصابات را به کل متمایز میسازد، یعنی نه صرفاً مطالبات اقتصادی یا فرهنگی، بلکه احیای امر سیاسی بهعنوان سوژهٔ اصلی جنبش.
سوژه ی امر سیاسی این جنبش [یا همان بُعد هستیشناختی آنتاگونیستی اش] در تلاش برای ساخت کنشی جمعی از بطن شرایطی است که همواره — سرکوب، مقاومت و مبارزه — به طور همزمان در آن جریان داشته است. اعتصابات عمومی کوردستان دقیقاً لحظهٔ بازگشت چنین سوژه ای است: ” کنشی نه در درون چارچوب مشروعیت موجود، بلکه به چالش کشیدن مستقیم اصل قاعدهٔ مشروعیت.”
استمرار این اعتصابات طی سالهای اخیر نه تنها نمایانگر این بازگشت، که رد هرگونه تقلیلانگاری حماسههای تراژیک به سوزوگداز و مرثیهخوانی است. مقاومت پایدار و نافرمانی فعالانه ی مردم کوردستان نتیجه ی یک خانواده ی بزرگ اجتماعی یا تجمیع تدریجی جغرافیایی نیست و حتی محصول تعدادی الزامات حسابشده هم نیست، بلکه ریشه در بلوغی سیاسی و تسلیم نشدنی تاریخی دارد.
کوردستان بهمثابه یک «ما» همبسته و دائماً بیدار، صرفاً به دلیل همسانیهای اجتماعی با پیرامون دست به اقدام نمیزند، بلکه به سان همان نقطهٔ آغازین فریاد برآورده است که: «نمیتوان امر تحملناپذیر را تحمل کرد» و کنشورزانه دیگران را نیز فرامیخواند به راه آزادی و عدالتی که ضرورت آنها را پیش از همه دریافته است. این ریشههای سیاسی، اعتصابات کوردستان را از بسیاری از جنبشهای اتنیکی و اجتماعی دیگر متمایز میکند. تسلیمناپذیری کوردستان نه مقاومتی منفعلانه، بلکه تلاشی فعالانه مبتنی بر امر سیاسی است. امری که کنشی جمعی را به سوژهٔ ی سیاسی ای تبدیل می کند که نه در پی ادغام در نظم موجود است و نه در پی جایگزینی یک ارباب با ارباب دیگر. کنشی که ضمن فراهم سازی امکان همزیستی، اعلام میدارد: ساخت یک «ما» ی سیاسی علاوه بر تعریف یک «آنها» مستلزم پذیرش غیرقابلتحمل بودن ساختار موجود توسط دیگران و پذیرفتن مسئولیت ها در وضعیت پیش رو است.
ویژگی تاریخی-سیاسی کوردستان، در تداوم همین ساخت سوژه از دل تجربه ی این کنش سیاسی جمعی، نهفته است. از جنبشهای دهههای گذشته تا اعتصابات فراگیر سالهای اخیر، آنچه برجاست نه صرفاً اعتراض به یک سیاست خاص، بلکه بازتولید پیوسته ی امر سیاسی بهعنوان هسته ی مرکزی مبارزه برای آزادی است. اعتصابات گسترده ی چهارمین سالگرد ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۵ — که با فراخوان نیروهای سیاسی کوردستان و با مشارکت عمومی مردم در بیشتر شهرهایی منطقه کوردستان همراه شد — ادامهٔ همین منطق است. این اعتصابات، در فضایی آکنده از فشار امنیتی و سرکوب مضاعف، بار دیگر نشان داد که سوژهٔ سیاسی کوردستان از تقلیل به یادبود یا مرثیه فراتر میرود و با نافرمانی مدنی فعال، اصل مشروعیت را به چالش میکشد و خواست سیاسی خویش را طلب می کند. در این معنا، اعتصابات کوردستان نه رویدادی مقطعی، بلکه تجلی مداوم بازگشت امر سیاسیاست؛ جایی که «ما»ی همبسته، از دل تجربهٔ تاریخی مقاومت، همچنان امکان آزادی را اعلام میدارد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.