شاهو حسینی
در تحلیلهای رایج درباره انقلابها، اغلب نگاهها به سوی سیاست رسمی، تحولات طبقاتی یا دخالتهای خارجی معطوف میشود. اما آنچه از چشم بسیاری از تحلیلگران پنهان میماند، مسئلهای بنیادینتر و عمیقتر است: جای خالی ناخودآگاه جمعی سیاسی در بسیاری از جوامع توسعهنیافته. این غیاب بنیادین، نه تنها دلیل اصلی شکست انقلابها است، بلکه سبب میشود آنها به چرخهای عقیم و بیفرجام تبدیل شوند؛ چرخهای که در آن تغییرات ظاهری همواره همزمان با بازتولید سلطه و تداوم ساختارهای قدرت است. علت این موضوع ریشه در عمق لایههای فرهنگی، تاریخی و هویتی جوامع دارد. ناخودآگاه جمعی سیاسی در این جوامع، مجموعهای از باورها و الگوهای ذهنی است که در طول دهها و حتی صدها سال شکل گرفته و به سادگی قابل اصلاح یا حذف نیست. بنابراین، تنها آموزش و نهادسازی رسمی برای تغییر آن کافی نیست. برای دگرگونی واقعی و پایدار، نیازمند تحول در روایتهای هویتی هستیم؛ روایتهایی تازه، قابل باور و در عین حال نقادانه از «ما» که هم ریشه در تاریخ و فرهنگ داشته باشند و هم ظرفیت نقد، تغییر و بازسازی را دارا باشند. علاوه بر آن، تجربههای جمعی متفاوت و جدیدی باید به صورت عملی و مشارکتی برای مردم فراهم شود، چرا که تغییر واقعی در بستر عمل و تجربه رخ میدهد و صرفا حرف زدن نمیتواند کافی باشد. فضای گفتگو و تأمل جمعی، جایی برای بازاندیشی مستمر در هویت و سیاست نیز از الزامات این فرآیند است. نهایتا، زیرساختهای فرهنگی مانند هنر، ادبیات، رسانه و نهادهای فرهنگی باید به گونهای شکل بگیرند که روایتهای سنتی و مدرن را با هم تلفیق کنند و فضایی باز برای تفکر و تجربههای نوین فراهم آورند. بدون تحقق این مولفهها، هر گونه تلاش برای انقلاب و تغییر، محکوم به تکرار همان چرخههای شکست و بازتولید سلطه خواهد بود.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.