روز یکشنبه ١٢ژوئن ،عمر متین
درحالى به کشتار دگرباشان در ایالت فلوریداى آمریکا دست زد،که شاید تا روز قبل مثل بسیارى دیگر از انسانها زندگى ظاهرن نرمالى داشت. شاید اگر این اتفاق تلخ رخ نمیداد او هم مانند بسیارى از آدمها لابلاى کاغذها ى هویتى و کُدهاى شناسایى که این روزها باب شده اند ،براى همیشه گمنام باقى میماند.
در طى چند روزى که از حادثه مى گذرد ،اخبار ضدو نقیضى درباره ى انگیزه و نوع شخصیت و اعتقادات مذهبى او در رسانه ها بازتاب یافته است. اگر چه ارتکاب این جنایت ،روح و روان بسیارى از مردم آمریکا و جهان را آزرده کرده ،اما بروز این حادثه در آمریکا و توسط یک شهروند آمریکایى،امکان بررسى جزئیات رفتارى او را توسط متخصصین امنیتى و روان شناسى مهیا میکند، که دریچه ایى به سوى شناختِ انگیزه هاى درونى افرادى است که درظاهر بدون داشتن سابقه ى مشخصى از اختلال رفتارى یا سابقه ى امنیتى یا خلافکارى ،مرتکب اعمال جنایتکارانه ایى مى شوند که همه را شگفت زده میکند، اضافه براینکه این شخص دقایقى قبل از جنایت درتماسى تلفنى ،همبستگى خودش را با دولت اسلامى اعلام کرده است. بنابراین بررسى هاى کارشناسانه مى تواند به نوعى ،پرده از انگیزه هاى افرادى که کیلومترها سفر مى کنند تا خود را به سرزمین هاى تحت اشغالِ داعش برسانند تا بتوانند به سربازان قسم خورده ى داعش تبدیل شوند. برخواهد داشت .
منطق کلى حاکم بر ذهن افراد
تندرو ،متعصب و افراطى مانند عمرمتین ،صرف نظر ازاینکه فاشیست،ناسیونالیست یا مذهبى باشند ،تنها یک چیز است و آن اینکه آنها باور دارند که وظیفه ى اصلاح مردم و جامعه را که به انحراف مبتلا شده است به عهده دارند و در این راه استفاده از روش هاى خشونت آمیز براى دادن درس عبرت و ایجاد وحشت را لازم مى دانند،اما این ظاهر ماجراست ،بسیارى از این افراد درواقع داراى مشکلات عمیق شخصیتى ،روانى ،اجتماعى و هوشى هستند ،این اختلالات ،پناهگاه مناسبى براى ،تناقضات طبقاتى ،مذهبى و فرهنگى است.
بطور کلى در مورد این دسته از حملات جنایتکارانه ،مى توان به انگیزه ى زیادى اشاره کردکه در اینجا بر روى دو انگیزه ى خاص متمرکز مى شوم
انگیزه هاى عقیدتى- فرهنگى
انگیزه هاى جنسى – روانى
درمورد عمر متین ،اگر چه وابستگى او به داعش هنوز اثبات نشده است ،اما براى شخصى بى نام و نشانى مانند او ،انتساب و اتصال به این گروه خشن ،نوعى همذات پندارى و اعاده ى قدرت است که به نظر میرسد با اعمال خشونت به دنبال آن بوده است ،اینکه آیا اعتقادات مذهبى او را به سوى این کشتار هدایت کرده است ،هنوز نامشخص است ،اما او درپى آن بوده است که براى خودش هویتى خلق کند که احتمالن فاقد آن بوده یا در ذهنش مخدوش بوده است. بسیارى از افراد مهاجر در کشورهاى جدید دچار تناقضات احساسى ،فرهنگى و عقیدتى و رفتارى مىشوند که در صورت عدم توانایى هاى شخصى و خانوادگى در کنترل و نظم بخشى به این تناقضات،،فرد را دچار بحران هاى هویتى فراوان که توأم با کینه و نفرت است،مى سازد . این مى تواند انگیزه ایى به شدت قوى براى افرادى مانند متین باشد که با اعلام همبستگى با داعش که پرچمدار مبارزه با ظواهر دنیاى غرب است ،خود را صاحب هویتى بدانند که آن را گم کرده اند.
مورد بعدى درباره ى عمر متین خشونت هاى رفتارى و بیزارى از همجنسگرایان ودر تقابل با آن ، رفت و آمد به کلوپ همجنس گرایان و تمایلات همجنسگرایانه مى باشد که رسانه ها به أن پرداخته اند. ناگفته پیداست که انگیزه ى پنهان بسیارى از افراد براى پیوستن به گروه اسلامى ،استفاده از جوایز جنسى است ،در تمام جنگ هاى به ظاهر عقیدتى ،بسیارى از سربازان قسم خورده ،نه سربازان عقیدتى که در واقع سربازان جنسىِ شهوت پرستى هستند که صحنه ى خشونت بار جنگ براى آنها فرصت رفتارهاى متوحشانه ى جنسى را فراهم میکند. گروه داعش به ظاهر با هم جنسگرایى مخالف است و در صورت اطلاع از این رفتار ،افراد تحت حاکمیت داعش بامجازات مرگ مواجه مى شوند ،در حالیکه بردگى جنسى و حتى تجاوز از منظر داعش امرى پسندیده و ایدئولوژیک محسوب مى شود . لذا جاى تعجب نیست که اگر فرض کنیم یکى از مهمترین انگیزه هاى جهادگران بر محور جنسیت زدگى بیمارگونه ایى متمرکز است که بیشتر از آنکه گروه حاصى را مورد حمله قرار دهد ،به دنبال ِ اعمال خشونت در نوع جنسى است،اگر عمر متین همجنسگرا بوده است و طبق اظهارات رسانه ها به دنبال برقرارى رابطه ى خشونت آمیز با همجنس ها بوده و به دلیل خشونت با مخالفت آنها مواجه مى شده است ،به راحتى با الگوى سایر طرفداران داعش که به دنبال اعمال رفتار جنسى خشونت آمیز هستند ،منطبق مى باشد ،و شاید به دلیل تناقض میان میل جنسى و عقاید مذهبى اش ،تصمیم به قربانى کردن همجنسگرایانى کرده است که نمادى از ناکامى جنسى او بوده اند . و اگر هم ضد همجنسگرایى بو ده است ،بازهم با آموزه هاى عقیدتى داعش همخوانى دارد.
هنوز اطلاعات درمورد این فرد یا تمام افراد دیگرى که در حمایت از داعش دست به اعمال جنایتکارانه مى زنند ،کامل نیست ،اما در بررسى علل تشکیل گروه هاى خشنِ به ظاهر عقیدتى ،سواى بررسى علل سیاسى و مذهبى ،پرداختن به علل اقتصادى ،فرهنگى ،روانى و جنسى به همان اندازه لازم و مفیداست . افراد جنایتکار علیرغم رفتارهاى خشونت بارشان ،مبتلا به ترس هاى زیادى هستند که یکى از مهمترین آنها ترس از بى توجه ایى و دیده نشدن است ،پیوستن به گروه هاى خلافکار مقدارى از این ترس را برطرف مى کند ،جنایتکاران ترسوترى مانند عمر متین حتى از پیوستن علنى ، به یک گروه خشن مانند داعش هم وحشت دارند،چرا که تحمل خشونت این گروه برای شخص خودشان هم دشوار است. ترس و تزلزل شخصى او در تصمیم گیرى مانع از اعلام رسمى این وابستگى مى شده است ، بنابراین تنها دقایقى قبل از انجام کشتار ،خودش را وابسته به این گروه مى خواند تا شاید درسایه ى اسم هولناک داعش ،اندکى بر ترس هاى پنهان اش غالب شود. همیشه جنایت هاى بزرگ ،جوامع را مرعوب مى کنند ،اما گاهى نه تنها هیچ منطق درستى در پس این جنایات عظیم وجود نداشته حتى برنامه ریزى درستى هم انجام شده ،بلکه شخص جنایتکار به دلیل وحشت از رفتار جنایتکارانه ى خودش و به دلیلِ از دست دادن تسلط بر شرایط محیط ،مرتکب چنین اعمالى مى شود.و این تنها شامل جنایتکاران تصادفى مانند عمر متین نمى شود. حتى جنایتکاران حرفه ایى ، سیاستمداران و نیروهاى امنیتى و کارکشته هم مرتکب این اشتباهات مى شوند .جاى تعجب ندارد که اگر باور کنیم ،آنچه که به اندازه ى سیاست هاى غلط سیاستمداران و نیروهاى امنیتى و اطلاعاتى شان در شکل گیرى و تداوم گروه هایى مانند خلافت اسلامى موثر بوده است ،اختلالات روانى و جنسى آدم هاى از هم گسیخته ایى است که در یک لحظه ى هول انگیز با تصمیمى هولناک ،سرنوشت انسانهاى زیادى را تغییر مى دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)