به گزارش گلد نیوز هموطنی از ایران مینویسند:
“من هم 11033 ای هستم که بهایی شدم. شروع آشنایی من با بهاییت زمانی بود که وقتی حدودا ۱۰ ساله بودم پدرم از روی جوگیری و نادانی در غارت بهاییان محله سعدیه شیراز حضور داشت و از نظر من همکاری هم کرد. هرچند بعدا پشیمان شد ولی این واقعه و کشتار بهاییان شیراز بویژه دختری بنام مونا که فقط ۱۶ سال داشت تاثیر عمیقی در روح و روان من گذاشت و شروعی بود برای نزدیکی بیشتر به این آیین. از همان کودکی شاهد محرومیت همکلاسهای بهاییم بودم تا زمان کنکور که واقعا دردناک بود که چگونه یک انسان برای اعتقاد به آیینی که پبامش محبت و دوستی بین انسانهاست از بدیهی ترین حقوق خود محروم میشد. از طرف خودم و همه بهاییان درود میفرستم بر مسلمانان واقعی چون محمد نوریزاد و آیت الله منتظری و جناب کدیور و همه آزاداندیشان مسلمان که وجودشان ابن امید را میدهد که میشود به آینده امیدوار بود هر چند راه دشوار و روزهای سختی پیش رو است”
هموطنی دیگر در سرگونی و زندان عکا نوشتند:
“قریب چهل سنه عباد را به نصایح مشفقانه و مواعظ حکیمانه از فساد و نزاع و جدال منع نمودیم و این اراده به اراده مطلقه الهیّه و اعانتش در ممالک ایران نفوذ نمود ، به شأنی که بد شنیدند ، خوب گفتند ، زشت دیدند و زیبا نمودند ، کشته شدند و شفاعت کردند ، مع ذلک نه از دولت و نه از ملّت احدی ملتفت نه . چه مقدار از هذیانات که در لیالی و ایّام قولاً و تحریراً ظاهر شد و مظلوم های عالم به حبل صبر متمسّک و به ذیل اصطبار متشبّث بودند و در مقابل کلمه‌ای ظاهر نه . …باری در جمیع موارد ظلم و اعتساف صبر نمودیم و به خدا گذاردیم “

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)