دردناک ترین بخش ماجرای مرگ های سریالی هنرمندان ، مرگشان نیست، بلکه دروغی است که در پیوند با مرگ شماری از آنها که طبیعی از دنیا نمی روند بلکه مرگانده میشوند! گفته میشود و باز بدتر از این سناریوی ساختگی، بازتاب این دروغ ، نه در رسانه های پرشمار درون کشور، که در بخشی از رسانه های اپوزیسیون هم، و باز بدتر از همه اینها نه راست راست چرخیدن مجریان این کشتار ،که خنده موزیانه سفارش دهندگان و طراحان این کشندگان هنرمند و هنر که با خود می گویند کشتیم  و هیچ اتفاقی هم نیافتاد و کسی پی نبرد و چه در کارمان استاد و ایستاده ایم و بگذار چندجا هم بنویسند مرگ مشکوک ،  و اگر باز بگویم که بدتر ازین هم است و آن : این پندار طراحان که چه آسان میشود کشت و چه خوب میشود همه رسانه ها را به بازی گرفت و موجی راه انداخت و در پی اش  باوراندن آن دروغ نه به مردم عادی درون کشور، که حتا باوراندنش به بخشی از اپوزیسیون و فریب و نیرنگی که بکار برده و فراموشی و فراموشی تا کشتاری دیگر و موجی دیگرو خنده ای دیگر!…
هنرمندان در جوانی می میرند، ولی دشمنان هنر، در پیری پُست می گیرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)