از وبلاگ خاطرات یک پزشک زندان  

اینجا هر روز 20 -30 زندانی جدید داریم که نیمی از آنها روز دوم و سوم سند .وثیقه و…میزارن و میرن بیرون تا دوباره بازگردند و یه عده که زندان خونه امیدشونه سارقان و معتادان و…که همیشه در رفت و آمد هستند و هر بار با یه جرم جدید و یا تکرار جرم قبلی

تو ورودی های جدید این هفته شنبه یه مردی بود 50 ساله که به جرم کشتن زنش زندان آمده بود روز شنبه واسه ویزیت و معاینه آمد .حال خودشو خوب نشون میاد .بعد از معاینه و تشکیل پرونده ازش سوال می پرسم چند تا بچه داری؟

میگه :5 تا

میگم:کی ازشون حالا نگه داری میکنه؟

میگه:نمیدونم

می پرسم چرا قتل؟

میگه:ما غیرت داریم دکتر

ناخوداگاه دلم میخواد اساسی حالشو بگیرم

میگم:چرا زنتو طلاق ندادی که کار به اینجا بکشه

ساکت میشه

میگم مطمئنی زنت بهت خیانت می کرد

میگه شک داشتم بهش

میگم تو به هر کی شک بکنی میکشیش

میگه نه ولی ما غیرتی هستیم

میگم حالا به غیرتت بر نمیخوره 5 تا دختر و پسر را به امان خدا ول کردی

میگه دست و پام درد میکنه و حالم خوش نیست آخه یکم تریاک مصرف می کردم

میگم:یکم که خیلی بیشتر بوده .برات متادون می نویسم ولی از شب میدن بهت

میگه الان حالم بده

روز چهار شنبه است که دوباره تو صف بیماران بهداری هست میاد داخل اتاق

میگم:مشکلت چیه؟

میگه:مشکل اعصاب دارم ناراحتی اعصاب سابقه هم دارم(حاصل توجیهی است که توسط زندانیان قدیمی تر شده

میگم روز شنبه غیرتمند بودی حالا روانی

حرفی واسه گفتن نداره نگاهم میکنه یه نگاه غضبناک

و این نمونه ای از دها موردی است که هر یک بی بهانه و یا بهانه ای واهی خواهر و همسر و یا دختر خود را به قتل رسانده اند

و هر روز قتل های به بهانه ناموس و غیرت اتفاق می افتد .مردانی که خود را مالک و صاحب اختیار جان زنان و دختران و خواهران خود میدانند .و اکثرا بی هیچ دلیل و مدرکی دست به این کار می زنند و مبارزه با این پدیده شوم عزمی جدی می طلبد

به نظر شما چه باید کرد در برخورد با این پدیده شوم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)