فارسی
زبان، خانه ی هستی است.
یکی داستان است پر آب چشم
*
ایرانیان عزیز
هم میهنان ایرانی ساکن انگلستان

زبان فارسی در این سرزمین داستانی دراز دارد. به روزگار فتوای قتل سلمان رشدی، راه بر این زبان، بسته شد. یعنی که از سیستم آموزش و پرورش انگلیس خارج شد. سازمان برگزاری آزمون زبان های مدرن در انگلیس این زبان را از نظام آزمون سراسری خود حذف کرد.
ده سال تمام گروهی از ایرانیان به همت زنده یاد حبیب دشتی با خون جگر، بار دیگر این زبان را در این سامان رسمیت بخشیدند. آهسته آهسته و به دور از چشم متولیان دروغین، آموزشگاه های زبان فارسی شکل گرفتند و آزمون سراسری زبان فارسی با مدرک رسمی و قابل پذیرش در دانشگاه های انگلیس برقرار گردید. در این میانه، دولت ایران کوشید تا با راه انداختن یک تشکیلات سراسری و ساختگی و بدون تجربه در برابر این حرکت بایستد و با تمام ریخت و پاش ها، کاری به جز ایجاد نفاق از پیش نبرد و این شگفت نبود. در حالی که کشوری مانند عربستان هزینه نزدیک به دویست آموزشگاه را که زبان عربی تدریس می کردند، می پرداخت.
در فوریه سال ۲۰۱۵ بار دیگر زمزمه در افتاد. نهادهای رسمی برگزاری آزمون زبان فارسی در انگلیس که در راس آنها دانشگاه آکسفورد و کمبریج قرار گرفته است، نامه ای منتشر کردند که چندین زبان از جمله فارسی را از گردونه خارج خواهند کرد. دلیل آنها در نامه هایی که نزد من هم هست چنین بود: کمبود بودجه. کمبود ورزیدگانی برای تهیه مواد درسی. تعداد بسیار اندک داوطلب یا دانش آموز برای زبان فارسی.( واقعیاتی تلخ و گزنده)
آموزشگاه صمدبهرنگی،فردوسی، رستم ،اندیشه و چندین نهاد دیگر و آموزشگاه در نهادی به نام کنسرسیوم آموزشگاه های زبان فارسی گرد هم آمدند و نامه ها نوشتند و تلاش هایی در خور انجام دادند.
این تلاش ها اما با شکست روبرو شد. نیرو و توان لازم را نداشت. دشواری ها را نتوانست از میان بردارد. اینک بار دیگر نامه ای دریافت کرده ام. مضمون این نامه چنین است: زبان های دیگری که موقعیتی چون زبان فارسی داشتند و قرار بود حذف شوند، مانند زبان گجراتی و هبرو و… همه باقی ماندند و تنها زبان فارسی حذف شد و از سال ۲۰۱۸ در ردیف دیگر زبان ها قرار نخواهد داشت.
این یعنی شکستن پیوند نسل نو با زبان و فرهنگ خویش. یعنی توهین به زبان فارسی.یعنی شکست دژ زبان و فرهنگ فارسی در یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی جهان.
از چه کسانی باید انتقاد کرد؟ بی پرده بگویم: از دولت ایران به سبب بی توجهی و ندانم کاری و پشتیبانی نکردن از آموزشگاه ها و تلاش در به شکست کشاندن آنها. از سازمان ها و نهادهای فرهنگی و نیکوکاری ایرانی به سبب سهل انگاری و پشتیبانی نکردن. از پدرو مادرهای ایران به سبب بی توجهی و پشتیبانی نکردن( دوسال پیش تعداد دانش آموزان داوطلب زبان فارسی در بین نزدیک صد و پنجاه هزار ایرانی کمی کمتر از چهارصد نفر بود. یعنی پایین ترین در بین تمام زبان ها) از آموزشگاه های زبان فارسی که نتوانستند به درستی و با پیگیری گرد هم آیند و کاری بکنند چنانکه دیگران کردند و توانستند.
چه باید کرد؟. تمام نهادها و سازمان های فرهنگی ایرانی به صورت جمعی و فردی باید به مرکز این امتحانات و به نخست وزیر و وزارت آموزش و پرورش انگلیس نامه بنویسند. باید تومارهای امضا فراهم آورد. باید گردهم آمد و نامه های اعتراضی نوشت. باید رسانه های گروهی پیشقدم کار تبلیغاتی در این زمینه شوند. همه ی ما مسئول هستیم. بیایید کارزاری از هر سو و باهم به راه اندازیم تا در برابر تاریخ و فرزندان خود شرمسار نباشیم. همین امروز باید کاری کرد.

با درود بسیار. محمود کویر. مدیر آموزشگاه فردوسی و عضو کنسرسیوم آموزشگاه های زبان فارسی
اردی بهشت ۱۳۹۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)