چرا باید خواستار آزادی امید کوکبی شد؟
پاسخ به این پرسش بدیهی، ضرورت این کنش را آشکار خواهد ساخت و در این یادداشت قصد دارم به این مهم بپردازم.
امید کوکبی، دانشجوی دکترای فیزیک با تخصص لیزر در دانشگاه آستین تگزاس، بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت و بعد از چند ماه به اتهام ارتباط با دولت متخاصم و کسب مال نامشروع به ۱۰ سال زندان محکوم شد. بازداشت امید کوکبی، حاوی دو وجه مثبتی و منفی است: حکومت، علم را به رسمیت شناخته و برای حفظ سلطه‎ی خویش بر فردیتِ افراد جامعه، می‎باید اقداماتی بیش از کنترل میزان نفوذ مذهب را صورت دهد که دراینجا پُر‎واضح است که مقولاتی چون جمله حجاب و اقلیت‎های دینی، از جمله تبعات تشدید مذهب‎ورزیِ افراد جامعه از سوی حکومت است. درواقع تزریق فرهنگ ساخته پرداخته‎ی حکومت و متعاقبا شکل‎دهی به هنجارها، دیگر جوابگوی ابعاد مختلف زندگی افراد نیست؛ چراکه علم، به عنوان وجه دیگری از فردیت سر برآورده‎ست و هنجارهای تعریف شده‎ی فرهنگ، تخطی بودگی یا مشروع بودگی کنش های فردی در حیطه‎ی علم را آشکار نمی‎سازد. فرض کنیم امید کوکبی، اسلام را عمیقا باور داشته و همچنین زاویه و تنشی با هیچ‎کدام از ارکان حکومتی و هنجارهای فرهنگی نداشته باشد؛ حال جرم امید کوکبی چیست؟! اینکه مراجع قانونی نتوانسته‎اند چیستیِ جرم امید را تشخیص دهند، گویای همین مهم است. حکومت دریافته است که می‎باید اهمیت علم را بازشناسی کند و این وجه مثبت قضیه است و وجه منفی قضیه آنجاست که تولید دانش نیروهای داخلی (ایرانیان) برای طرف مقابل را اتفاق شومی می‎داند چون باور دارد نیروهای داخلی تماما تحت اختیار گفتمان قدرت هستند و ازین روی ضرورت سرکوب این خائنان (!) را احساس می‎کند. فقدان قانونی که این سرکوب را از لحاظ حقوقی مشروعیت بخشد، پاشنه آشیل حکومت است و پافشاری اکثریت افراد جامعهبر آن، احتمال آزادی امید کوکبی را افزایش خواهد داد. اگر جامعه حمایت همه جانبه‎ای از امید کوکبی نشان ندهد، ناخواسته بر پتانسیل آنارشیستیک علم مهر تائید زده است و آن را به فهرست چیزهایی که باید مورد سرکوب قرار بگیرند، افزوده است.‎ امید کوکبی یک نماد است و حمایت از او به معنی پس زدن چنگال کنترل‎گر حکومت بر تنه‎ی علم است. یکی از تبعات اضافه شدن علم به فهرست سرکوبی‎جات (!) حکومت، می‎تواند این باشد که مجوز انتشار برای کتاب‎های استیون هاوکینگ صادر نشود!
خواستار شدن آزادی امید، بصورتی ضمنی گویای این نکته است که دانش‎آموزی و تولید دانش، جزو انتخاب‎های فردی محسوب می‎گردند و جامعه مدنی از ورود هنجارمند شدن علم ممانعت خواهد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)