چند روز تا روز جهانی کارگر نمانده است و ما به جای تبریک گفتن و بوسیدن دست های پینه بسته ی هزاران کارگر زحمت کش باید از اخراج شدن و جیب های خالی آن ها در این نظام سرمایه داری سخن بگوییم.
سال ۹۴ و ۹۵ سال خوبی برای کارگران نبود ، زیرا هر روز از اخراج و اعتراض های آنها برای گرفتن دستمزد های معوقه به گوش میرسید به گفته ی خبرگزاری ایلنا ششصد خبر از تجمع و اخراج کارگران از اردیبهشت سال۹۴ تا فروردین ماه ۹۵ منتشر شده است از این موارد میتوان به چند مورد از آنها اشاره کرد:
۱. اخراج پانصد کارگر نساجی بروجرد در شهریور ماه سال ۹۵
۲. اخراج صد کار قراردادی کاشی گلچین در سال۹۵
۳. اخراج دویست کارگر کمباین سازی اراک در سال ۹۴
۴. اخراج صد و پنجاه کارگر شهرداری مرودشت
۵. اخراج صد و پنجاه کارگر معدن جو در طبس در سال ۹۵
در سالی که نامش اقصاد مقاوتی است انتظار میرود سرمایه داران فکری به حال کارگرانی که از فقر مالی شدید رنج میبرند باشند در جامعه فئودالیسم کارگری ایران مفهوم کارگر به شکل نادرستی در بین جمع کثیری از مردم ایران جا افتاده است و فرد کارگر را پایین تر از سطح و معلومات خود میدادند این نوع نگاه هم در بین سرمایه داران نیز دیده میشود ، به این گونه که وقتی فرد کارگر بخواهد حق دستمزد چند ماه خود را از سوی کارفرمای خود طلب کند ، موجب به اخراج خود و یا کسانی که با آن هم صدا بوده است میشود ، به عنوان مثال از این گونه رفتارها میتوان به اخراج شدن عباس رضایی نایب رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی پتروشی بندر امام اشاره کرد ، عباس رضایی با بیش از ده سال سابقه ی کاری در تاریخ ۲۹ مهر ماه ۹۲ به علت اعتراضات کارگری و رسانه ای شدن آن از وارد شدن به محل کار خود منع شد و در نهایت با شکایت کار فرمایش اخراج شد ، آقای رضایی دارای سه فرزند دختر است که یکی از آنها پس از اخراجش پدرش به دلیل مشکلات مالی از دانشگاه انصراف داد ، یا در آبان ماه سال ۹۴ ، ۲۵ کارگران (سیمان لواشان) که بیش از ۱۳ تا ۱۸ سال سابقه ی کاری داشتند در واکنشی به مشخص نبودن وضعیت شغلی خود مقابل ساختمان مستضعفان در تهران تجمع کردند و خواستار حق و حقوق خود شدند ولی به جای پاسخ دادن به آن ها حکم اخراج هفت نفر از آنها توسط کارفرمای خود به صورت پست سفارشی به درب منزل آنها ارسال شد.
اوضاع مالی کارگران نیز دچار مشکلات فراوانی میباشد، از زمان رفع امپریالیسم آمریکا و سفر دولت مردان به ژنو و دیگر کشور ها هزاران میلیارد از پول های بلوکه شده در بانک ها آزاد شد و رفع تحریم بخشی عظیمی از نیاز شرکت ها و دستگاهی تولیدی آنها را فراهم کرد ولی هیچ یک از این موارد نتیجه مثبتی برای کارگران نداشت ، کارگران از حق مالیکت و یا دستگاه های دولتی به بی بهره اند به همین دلیل در شرایط رشد اقتصادی هیج سود و یا حق دسمتزد بیشتری به کارگر نمیرسد، و تمامی سود بین سرمایه داران پخش میگردد و هریک به نحوی تا جایی که سرنوشتش مثل بابک زنجانی نشود در جیب خود پول بیشتری میگذارد و کارگر چون هیچ امتیازی ندارد باید مراقب جیب خود باشد که سوراخ نشود ، در بدترین جنایت نظام بورژوازی علیه کارگر وقتی اتفاق میفتد که حق دستمزد کارگران را نمیدهند و آن ها را نیز اخراج میکنند ، اینجاست که کارگر به علت مشکلات مالی دست به اعتصاب و اعتراض میزند و آنقدر فریاد میزند که لب هایش را میدوزند ، و کارگر میماند با مشکلات اقتصادی و معیشتی خانواده ی خود که در بعضی موارد کارگر اقدام به خود سوزی ، فروش کلیه و اساسیه منزل میزند تا جلوی خانواده ی خود شرمنده نشود، بدترین قسمت نظام سرمایه داری سکوت رسانه های دولت است ، که به هیچ یک از مشکلات کارگران نمیپردازد و تصویری از اخراج آنها نشان نمیدهد ، در این شرایط کارگر چگونه اعتراض خود را به دیگران نشان بدهد تا مشکلش رفع بشود، در این لحظه است که دولت مردان با ایجاد ربع و وحشت میان کارگران و دستگیری آنها تمامی اعتراض آنها را سرکوب میکند ، این گونه رفتار ها باعث ایجاد ترس از اخراج بین کارگران میشود ، به صورتی که اگر کارگرانی عقاید رادیکال داشته باشند نمیتوانند حرف خود را به کارفرمای خود بگوید زیرا وقتی آنها حق خود رافریاد بزنند باعث اخراج شدن خود و یا دیگران میشوند ، حتی در مواردی زیادی هم دیده میشود که تعداد از کارگران به علت تجمع نه تنها اخراج میشوند بلکه راهی زندان هم میشوند. البته این گونه واکنش ها نه تنها در ایران بلکه در نقاط مختلف دنیا نیز دیده میشود که گاهی موجب به کشته شدن کارگران میشوند به عوان مثال در چهاردم ماه می سال ۱۸۸۶ کارگران آمریکایی که خواستار شرایط کار مناسب و کاهش ساعت روزانه کار از ده ساعت به هشت ساعت بودند ، دست به اعتراض زدند وقتی به خواسته های آنها جوابی ندادند ۹۰ هزار معترض به خیابان ها ریختند که در چهارمین روز اعتصاب پلیس تعداد زیادی ازآن ها را مورد اصابت گلوله قرار داد که تعدادی از آنها کشته و زخمی شدند ، انفجار ناگهانی نیز یک پلیس را کشت و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند ،در پی این حادثه هشت نفر دستگیر شدند ، دادگاه یکی از آنها را به پانزده سال زندان و بقیه را به اعدام محکوم کرد، پیش از اجرای حکم نیز فرماندار ایالت مجازات دو تن از آن ها را به حبس ابد محکوم کرد ، یکی از محکومان اعدام نیز قبل از اجرای حکم خودکشی کرد و چهار نفر دیگر به دار آویحته شدند. این گونه موارد هستند که جنبش کارگری را حفظ میکنند و به ما یادآوری میکنند که کارگر در تمامی نقاط جهان حق و حقوقی دارد و نباید دست زور بالای سر آنها باشد ما نباید به کارگران بی احترامی کنیم زیرا آنها هیچ وقت به ما بی احترامی نمیکنند ، آن ها هیچوقت سخن نمیگویند زیرا اوضاع مالی خوبی ندارند به همین دلیل است با رفتارهای نادرست آقایان سرمایه دار ، غرور کارگران را در هر سنی خورد میکنند و کارگر به دلیل نداشتن پشتوانه و نیز جایگاه خود سکوت اختیار میکند ، ولی تاریخ نشان داده است که وقتی کارگران متحد بشوند هیچ دولتی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد و یا صدای آنها پخش نکند میتوان برای درک بهتر از قدرت پرولتاریا به وقایع ( کمون پاریس) اشاره کرد که از سال ۱۸۷۱ تا به امروز زنده است ، کومنی که ۷۲ روز دوام داشت ولی در طی این مدت با بیش از ۳۰هزار کشته ، ۵۰ هزار اعدامی و ۷۰۰۰ نفر تبعیدی توانست قوانینی را بوجود بیاورند قوانینی مانند: منع اعدام و سوزاندن گیوتین ها ، بازگرداندن مجانی همه ابزار کار کراگران از انبارهای وثیقه گذاری دولت ، الغای شب کاری در صداها نانوایی پاریس ، به تعویق انداختن مهلت بازپرداخت همه ی وام ها و قرض ها ، اریه تحصیل عالی و آموزش ماربرای همه به صورت رایگان و…
به امید روزی که تمامی کارگران بدون مشکلات مالی و بهبود شرایط رفاهی و روحی به کار خود در بهترین جایگاه ادامه بدهند .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)